eitaa logo
اشعار شادروان شمس قمی
215 دنبال‌کننده
25 عکس
2 ویدیو
1 فایل
شاهان جهـان را به گـدایی نپـذیریم تا خاک کف پای علی تاج سر ماست (شمس قمی)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(السّلامُ عَلیكَ یا امیرالمؤمنین) (غدیریه) چون رسول‌الله بشارت یافت از حیِّ مبین تا وصیِّ خویش سازد شیرِ حق یعسوبِ دین کرد تدبیری که امت بعدِ آن منجیِّ خلق در صراطِ مستقیم افتند با علم‌الیقین بعدِ حجِّ آخرین در عرصه‌یِ خمِّ غدیر داد فرمانِ توقف، همرهان را آن امین منبری کرد از جهازِ اشتران برپا سپس رفت بر بالایِ آن منبر، رسولِ راستین بُرد بالا دستِ دامادش علیِ مرتضی... زآن سپس فرمود یاران! امرِ حق این است این: هر که را مولا منم باشد علی مولایِ او بعدِ من جز این علی نبوَد امیرالمؤمنین در غدیر از سویِ یزدان شد وصیِّ مصطفی تا که کامل کرد دین را آن امام‌المتقین ز آیه‌یِ «الیوم اکملت» از کمالِ لطفِ حق دین شدی کامل به فرمانِ علی مولایِ دین مدعی از خدعه شد تسلیم در انظارِ خلق گفت: بخٍّ بخٍّ از آن قدر و جاهِ بی‌قرین با علی بیعت نمود آن خائنِ بیعت‌شکن نامسلمانی نمود آغاز، بینِ مسلمین از عداوت با قساوت، آن ولی‌الله را منزوی کرد از محبان تا شود مسندنشین از علیِ عالیِ اعلا چو مشتق نامِ اوست با علی دشمن شدند از فرطِ جهل و کفر و کین اُف به دنیا باد و آن دنیاپرستانِ دنی دشمنانِ دینِ حق آن فرقه‌یِ پست و لعین عاقبت ز اعجازِ آن خیرالفتى شیرِ خدا روبهان رسوا شدند و محو گشتند از زمین رشته‌هایِ آرزوشان پاره شد از خبثِ ذات دست‌شان کوتاه شد از دامنِ حبل‌المتین لعن و نفرین تا ابد بر آن گروهِ بی‌حیا هم به رهپویانِ آن قومِ ضلالت‌آفرین کعبه بودی گرچه اول خانه‌یِ پروردگار بعدِ میلادِ علی شد قبله‌گاهِ مسلمین زین فضیلت «لا فتی» در شأنِ وی فرمود حق کز فتوت «ذوالفقار»ش دینِ حق را شد معین «لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار» هست بی‌شک در مقامِ ابنِ‌عمِّ یاء و سین گر نبودی مرتضی کی مرحب از پا می‌فتاد با وجودِ قلعه‌یِ خیبر که بُد حصنِ حصین ضربتِ مولا علی بر پایِ عمروِ عبدود افضل از ثقلین شد در خندقِ فتح‌المبین گر نبودی در شبِ هجرت علی یارِ نبی کافران بودند بر قتلِ رسول اندر کمین گر نبودی جنگ‌هایِ پنج سالِ رهبری می‌گرفت از آب نور و گرمی آن مردِ گزین تا ابد اسلام می‌شد حکم‌فرما در جهان گر فراغت داشت آن مولایِ بی‌مثل و قرین دید در معراج احمد کآن شهِ عرش‌آشیان داشت علمِ اولین و آخرین در آستین جمله آثارِ علی در لیلة‌الاسرا بدید میهمانِ درگهِ حق، رحمة‌للعالمین «شمس قم» وصفِ غدیر از گفته‌یِ دشمن بخوان سیر کن در «الغدیر» و معجزِ مولا ببین گر قلم باشند اشجار و مرکّب بحرها نیست کافی شرحِ فضلش تا به روزِ واپسین. ✍ شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"زبانحال حضرت رقیه (س) در شام" منم بی بال و پَر مرغی که کنج لانه خاموشم ز بیم دام صیّاد و ز کید دانه خاموشم منم شهدخت شاه دین که از جور یزید دون ز تخت بخت، افتادم ولی شاهانه خاموشم رقیّه، دختر سالار دشت نینوا هستم که از بیداد پور کافر مرجانه خاموشم مرا مرگ پدر، افسانه‌ای باشد توان فرسا که افسون گشتم و از وصف آن افسانه خاموشم پی کالای وصلش، نقد جان خویشتن دادم چو دیدم گنج خود را گوشه‌ی ویرانه خاموشم شبی کز خواب خوش برخاستم در کنج ویرانه بدیدم رأس خون‌آلوده‌ی جانانه خاموشم یزیدم کرد مهمان رأس باب آورد در پیشم از آن مهمان‌نوازی های نامردانه خاموشم به بزم مدعی جام شهادت نوش جان کردم چو بر پیمان خود دارم به لب پیمانه خاموشم چراغ عمرم از باد حوادث شد خموش امّا چه پنهان از شما کز طعنه‌ی بیگانه خاموشم زدم مُهر خموشی بر لب و خون ميخورم از غم که همچون غنچه‌ی نشکفته در گلخانه خاموشم گر از داغ پدر چون (شمس قم) سوزد تن و جانم ز شمع عشق می‌سوزم که چون پروانه خاموشم شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«ألسَّلامُ عَلَيْكَ يٰا أباعَبْداللّٰه الحُسَين» 🏴 چو «بارگاه حسینی» بوَد «پناه» تو را کجا رواست جز او کاخ و بارگاه تو را بجز حسین پناهی مجو که از ره لطف بوَد مَخادم دربار او پناه تو را بجز حسین و ولایش مجو سعادت فیض که عشق او بدهد عز و فرّ و جاه تو را طریق مَعرفت حق بوَد «ولای» حسین بوَد طریقت آن شاه ، شاهراه تو را به راه پیروی «شاه کربلا» می‌پوی... اگر که نیست ره جهل و اشتباه تو را به نصّ آیه «اولوالامر» ما امامان‌اند اطاعت ار نکنی، جان شود تباه تو را چو اوست خسرو ابرار و رهبر احرار بوَد به کشور توحید، پادشاه تو را ولیِ درگه حق است و هست «ثارالله» بدین صفات بوَد «مظهر اِلاه» تو را چراغ راه هدایت بوَد به خلق جهان بسوی حق بوَد او رهنمای راه تو را به دادخواهی‌ات ار دادرس نمی‌باشد چه غم که نام حسین است دادخواه تو را طواف کعبه ی آن سرور شهیدان کن که بزم تعزیتش هست قبله گاه تو را نگویمت همه دم گریه کن برای حسین ولی وظیفه بوَد گریه ، گاه گاه تو را اگر چه کوی گنه باشدت به او بخشند بوَد چو عشق حسینی به قدر کاه تو را همین که عذر گنه (شمس قم) ز شه طلبی دگر به لوح عمل، نیست یک گناه تو را . ✍ شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(اَلسَّلٰامُ عَلَیْكَ یٰا اَبٰاعَبْدِاللّٰهِ الْحُسَیْن) تا شهنشاهِ شهیدان ز حقیقت دم زد آتشِ عشقِ حقیقی به دلِ عالم زد شاهِ احرارِ جهان در رِهِ عشقِ ابدی هر کجا رفت ز معشوقِ حقیقت دم زد قائدِ اعظمِ اسلام حسین بن علی رایتِ عدل به بامِ فلکِ اعظم زد میرِ میدانِ فضیلت به هواداریِ دین در صفِ ماریه بر رغمِ عدد پرچم زد مدعی خواست که آگه شود از عالمِ عشق تیغِ حق گشت عیان، گردنِ نامحرم زد نوحِ کشتیِّ نجات از رِهِ اخلاصِ عمل بهرِ آزادیِ دین، یکدله دل بر یم زد با یدِّ فضل و کرم، پورِ یداللَه نه عجب مشتِ حق بر دهنِ دشمنِ دین محکم زد یکسره کرد فدا خیلِ جوانانِ حرم پشتِ پا بر همه اندوه و ملال و غم زد زاثرِ خونِ گلویِ علی‌اصغر، گلِ عشق بر جراحاتِ دلِ مضطرِ خود مرهم زد حرمله حنجرِ اصغر بدرید و تیرش زو گذر کرد و به قلبِ نبیِّ اکرم زد عاقبت کرد فدا جان به رِهِ عزتِ دین داغِ این واقعه بر قلبِ بنی‌آدم زد مظهرِ جود و کرم، جان به رِهِ جانان داد خطِّ بطلان ز سخا بر کرمِ حاتم زد شجرِ دین چو ز خونِ گلویش یافت ثمر ریشه‌یِ ظلم، ز بستانِ جهان کم‌کم زد کاخِ بیداد فرو ریخت چو با تیشه‌یِ عدل دستگاهِ خلل و کفر و ستم، بر هم زد بر سرِ بامِ جهان کوفت درفشِ توحید بعد از آنی که به دل‌ها شررِ ماتم زد ظلم و بیداد چو بنمود یزیدِ بدکیش نامِ او دهر، ردیفِ پسرِ ملجم زد «شمس قم» چون که بوَد نوحه‌گرِ آلِ عبا کوسِ آزادگی و فخر، به مُلکِ جم زد . شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«اَلسَّلٰامُ عَلَیْكَ یٰا اَبٰاعَبْدِاللّٰهِ الْحُسَیْن» ای فخر آفرینش ارض و سما حسین! ای بحر عقل و بینش بی‌منتها حسین! ای شاهکار خلقت دادار لایزال! ای پاسدار دین رسول خدا حسین! سرلوحه‌ی مشیت و دیباچه‌ی وجود اسطوره‌ی حقیقت و راز بقا ، حسین پور علی و سبط نبی، خاتم رسل (ص) نور دوچشم «فاطمه» خیرالنّسا حسین زآن پیش‌تر که بهر «شهادت» صلا دهند با عشق و شوق مرگ بگفت الصّلا حسین تا دین حق بماند و حق باشد استوار بگذاشت پا به معرکه‌ی کربلا حسین بیعت نکرد با ستم و کفر، چون نخواست قامت به زیر بار مذلّت، دوتا حسین با عشق دوست، عشق جهان پشت سر نهاد الّا طریق حق، همه جا گفت: «لا» حسین در هر «بلا» بگفت به امر خدا : «بلی» چون دیده بود مکتب «قالوابلیٰ» حسین از کفر و جور و کین یزید ستم شعار از حج گذشت و رفت سوی نینوا حسین بیداد خصم تا به جهان، بر مَلا کند ترک صفا و مروه نمود از صفا حسین با حالتی پریش، ز جمع خسان بُرید باری سوا شد از همه‌ی ماسَوا حسین از خود گذشت و همسر و اولاد و اهل‌بیت الحق که بود مظهر جود و سخا حسین عباس، ساقی حرم و اکبر جوان... هم طفل شیرخواره نمودی فدا حسین اصحاب باوفا چو «بُریر» و «حبیبِ» پیر جمعی ز دست داد، درآن ماجرا ، حسین در امتحان پُرخطر جنگ عقل و عشق شد قهرمانِ فاتح صبر و رضا حسین رفت از قفای قاتل خود سرجدا چو بود از تیغ وی «شهید ذبیح القضا» حسین شمر لعین ز شرم گنه می‌گریخت چون می‌دید : رأس خود ننماید رها ، حسین آه از دمی که زینب غمدیده ـ خواهرت فریاد می‌زد از غم داغ تو : یا حسین! آه از دمی که آتش ظلم یزید سوخت بعد از تو خیمه‌‌های حریم تو را حسین! آه از دمی که عترت و ناموس مصطفیٰ می‌دید : در اسارت قوم دغا ، حسین آه از دمی که بی‌کفن و غسل شد به خاک در دشت کربلا، «شه گلگون قبا» حسین یک تن نبود تا که بپرسد از آن گروه آیا نبود نور دل «مصطفا» حسین ؟! آیا حسین «زاده‌ی شیر خدا» نبود آیا نبود «خامس آل عبا» حسین ؟ لعن ابد ، بوَد به «یزید» و متابعین اندر شهادت شهِ فُلک هدیٰ، حسین ذات و صفات حق ز تو گردیده آشکار زین منزلت توراست خدا خونبها حسین! «ثاراللَّهی» و هست خدایت ، ولیّ دم آری خداست بهر تو صاحب عزا حسین نامردمان که از خط عشقت جدا شدند گشتند از خدای تو گویا جدا ، حسین! خورشیدسان، فروغ سپهر برین شود هرکو به قدر ذرّه دلش هست با حسین مشمول لطف توست چو بیگانه، نیست شک شامل شود عطای تو بر آشنا ، حسین! امروز اگر ز عشق تو فریاد می‌کشیم فردا برس ز مهر، به فریاد ما ، حسین! تاریک شد ز ظلمت دل طبع (شمس قم) کن از فروغ مِهر، دلم پر ضیا ، حسین! ✍ شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(یا حسین) دانــی سبـب شهـــادت شـاه شهیــد کز بهر چه شد شهیـد بیــداد یـزیـد؟ یعنی به بهـای خـون خود در ره حق تسلیـم حکــومـت سـتمگـــر نشـوید شادروان سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi