.
دعای استهلال ماه رجب به نقل از رسول الله:
اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ
خدايا براى ما در ماه رجب و شعبان بركت قرار ده، و ما را به ماه رمضان برسان،
وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَ لاَ تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ
و بر روزه رمضان و بيدارى شب و نگهدارى زبان و فروبستن چشم كمك فرما، و بهره ما را از ماه رمضان،گرسنگى و تشنگى قرار مده.
✅ عجیبه که شب اول رجب برای توفیق ماه رمضان دعا میکنه و این خودش نشون میده که هر کس بخواد از ماه رمضان بهره ببره باید از ماه رجب شروع کنه👌
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
.
رجب برای آدمهایی شبیه من خیلی عزیز است، خیلی عزیز...
آدمهایی که دوست دارند خوب باشند،
که دلشان میخواهد خوب باشند،
اما نیستند!
و این نبودن، همیشهی خدا وبالِ دلشان است، تمام سال اذیتشان میکند...
بعد به رجب که میرسند انگار یک فرصتی گیرشان آمده باشد که بنشینند پیش روی خدا و هی بگویند خدایا خواستم، نشد!
نه که نشود، این نَفسِ لعنتی نگذاشت که بشود...
و آنقدر تکرار کنند تا آخر دلشان سبک شود...
رجب برای آدمهایی شبیه من، آدمهایی که همیشه یک جای خوب بودنشان لنگ میزند، خیلی عزیز است، خیلی عزیز...
خدا برای آدمهایی که میخواهند خوب باشند،
اما نیستند،
چیزی بالاتر از مغفرت،
فرصتی بهتر از رجب نگذاشته است...
.
.
حلول رجب، ماه استغفار، ماه مغفرت، ماه آمرزش، ماه ریزش گناهان، بر هر خطاکارِ پشیمان از خطا هزار هزار بار مبارک.
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
حضرت امام باقر علیه السلام حکمِ گلابِ دو آتیشه رو دارن!
پدرشون که حضرت زین العابدین هستن، مادر محترمشون هم دخترِ نازنینِ امام حسن مجتبی.
یعنی از پدر میرسن به اباعبدالله و از مادر به امام مجتبی😍
و این اگه گلاب دو آتیشه نیست پس چیه؟
.
یا رسولالله
ولادتِ نواده نتیجهی گرامیتون، گلابِ دو آتیشهی اصلِ کاشونِ بهشتیتون مبارک که هست قرار نیست با عیدی دادن به ما مبارکترش کنید برامون؟☺️ 💚
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
نوادهای از نوادگان پیغمبر در شب میلاد نوادهی اعظمِ پیغمبر، در حال خوردن هندونهی یلدا😂
یلدا، سنتِ خوبِ مهرورزیِ ایرانی مبارکمون🌱
.
عزیزانم روزهی روز اول رجب یکی از پر فضیلتترین روزههاست.
امشب که از برکت شب یلدا، همه تا پاسی از شب به خوردن و آشامیدن مشغولیم، بهترین فرصته که نیت کنیم و فردا رو روزه بداریم، ضمنا فردا کوتاهترین روز سال هم هست.
دیگه بیشتر از این نمیشد برای یک روزه واسهمون منو باز کنند:
شبش تا خرخره خوردیم
روزش کوتاهترین روز ساله
هوا خنکه
و از طرفی برای روزهاش خروار خروار ثواب و پاداش گذاشتن
پس آیا باز هم روزه نمیگیرید؟
@sharaboabrisham
.
شراب و ابریشم...
. عزیزانم روزهی روز اول رجب یکی از پر فضیلتترین روزههاست. امشب که از برکت شب یلدا، همه تا پاسی از
.
از اتاق فرمان اشاره میکنند تازه دوشنبه هم هست فردا
دیگه نور علی نور علی نور😃
شراب و ابریشم...
چونکه شب چلهاس باید جوراب بابانوئلم رو بپوشم. هَپی چله بِچّا🤗 چله و هندونه و کریسمس و بابانوئل چه
چون که شب یلداست و همه تا پاسی از شب بیدارند جورابای پامرغیم رو پوشیدم که بگم امشب حتی مرغا هم بیدارن🐓🐓
خیلی به پوشیدن جوراب مناسبتی مقیدم.😌
رحمت به اون مردی که سه یلدا از سه سالِ ریاستجمهوریش رو اینطوری سر کرد...
@sharaboabrisham
.
مادرهای پا به ماه عموما با دردهای گاه و بیگاهی که در جانشان میپیچد باخبر از نزدیکیِ تولد فرزند میشوند.
بنتِاسد اما نَه با درد، که با تسبیحهای مکرر طفل درونش از نزدیکی لحظهی موعود باخبر شده بود!
فاطمه پیش از این هم صدای جنینش را شنیده بود که به تسبیح پروردگار مشغول است و حتی پیش آمده بود که جنینِ موحدِ دانشمندش با او همصحبت شده بود!
اما با ورود ماه رجب، گویی آن جنین شگفتانگیز، پیوسته به سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ مشغول شده بود.
فاطمه به روشنی میدید که از درونش روشنی بیرون میزند و به وضوح بال و پَر زدن ملائک را گِردِ بطنش احساس میکرد!
با حلول رجب فاطمه سبک شده بود، آنقدر سبک که هیچ شباهت به زنی نداشت که ۹ ماهه باردار است!
خودش را بین آسمان و زمین حس میکرد و پاهایش انگار روی ابرها میرفت.
خلافِ عادتِ خانهشینیِ زنهای سنگینِ دمِ وضعِ حمل، هر صبح و شام به طواف کعبه میرفت و طبق آئین توحیدیِ جد اعلایش ابراهیم نبی با پروردگار مشغول نجوا میشد.
گاه اشک میریخت، گاه دعا میخواند، گاه سکوت میکرد و به تسبیح طفل درونش گوش میسپرد، بعد هم لبخند میزد و دست روی بطن میگذاشت و خطاب به ابراهیم نبی زیر لب زمزمه میکرد پدر جان، درست نمیدانم طفلی که در بطن دارم کیست، اما حدس میزنم او همان دعای اجابت شدهی شما پای کعبه باشد وقتی از خدا میخواستید ذریهتان را اقامهگر نماز قرار دهد!
و بعد پردهی کعبه را بین دستهایش میفشرد و آرام میخواند: رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي
و صدای طفل را میشنید که با او دعا را تکرار میکند!
بعد با حسی آمیخته از خرسندی و شگفتی در گوشِ کعبه میگفت به راستی این طفل کیست که پیش از ولادت، تمام آئینِ جدم را بهتر از من میداند؟
فاطمه میدانست کسی که با خود حمل میکند فراتر از بشر است اما نمیتوانست حدس بزند او دقیقا کیست!
فاطمه حتی خودش هم نمیدانست پروردگار عالم، بطن او را لایق حمل چه کسی قرار داده!
آنهمه شور، آنهمه شعف، آنهمه نورانیت، قطعا از حمل طفلی فوق بشر، نشأت میگرفت!
اما آن طفل فوق بشر که بود که بنت اسد را به مادری برگزیده بود؟
فاطمه نمیدانست که عرش چه اشتیاقی به آن طفل دارد و خدای آن طفل قرار است برای تولدش چه بساطی بر هم بزند!
فاطمه میدانست کسی از اوصیا در بطنش جاگرفته اما هرگز حتی نمیتوانست حدس بزند که آن وصیّ، همان وعدهی روشن پروردگارش برای شکستن بتهای درون کعبه است!
فاطمه نمیدانست که بهترین خلق پروردگار بعد از پیغمبری که هنوز مبعوث نشده را دارد با خویش حمل میکند...
اما با حلول رجب به وضوح میدید که هر بار وارد مسجدالحرام میشود، کعبه چند قدم به پیشوازش میآید و با اشتیاق دربَرَش میگیرد!
فاطمه بیآنکه خودش بداند به مادری بهترین خلق خدا بعد از نبی، نائل آمده بود و حالا در آخرین روزهای منتهی به ولادت با چشمهایی که از شوق برق میزد، انتظار تولدی را میکشید که نَه پیش از آن و نه هرگز بعد از آن، شبیهش رقم نخورده و نخواهد خورد!
درون کعبه و با قابلههایی از آسمان هفتم...!
خوشا به بخت بلند بنت اسد
خوشا به احوال قبیلهی اسد...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
✅انتشار نوشتهها فقط با نام نویسنده و لینک کانال
.
.
هر کس اونقدر خوشبخته که امروز و در طلیعهی رجب به زیارت امام رضا جان مشرف میشه، لطفا منت بذاره سر ما و یاد ما هم باشه🌱
.