1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز با اعضای هیأت مدیرهی صندوق قرضالحسنه یک جلسهی کاری مهمی داشتیم.
بعد از چند روز جلسات فشردهی مجازی نیاز دیدیم یک جلسهی حضوری بذاریم تا مسائل مربوط به صندوق رو دقیقتر بررسی کنیم.
دیشب از اطراف حرم چهار جفت جورابِ یکشکل اما چند رنگ خریدم و امروز با خودم به جلسه بردم و بعد بدون اینکه به اعضا حق انتخاب بدم در یک انتخاب کاملا شانسی و هیجانی به هر کدوم یک جوراب هدیه دادم.
به این شکل که به سر هر جوراب یک نخ وصل کردم و بعد نخها رو قر و قاطی گذاشتم و هر کس سر یک نخ رو میگرفت و میکشید بدون اینکه دقیقا بدونه به کدوم جوراب وصله، جورابی که تکون میخورد و میومد جلو، میشد مال اون.
بعد جورابها رو پوشیدیم و باهاش آواز خوندیم و پاهامونو تکون دادیم و کلی عکس گرفتیم و خندیدیم.
و اینطوری رسما رسمیت جلسه رو به فنا دادم.😂
فکر میکنم برای من هیچ رسمیتی وجود نداره و قابلیت این رو دارم که حتی جلسهی دیدار با رهبری رو از رسمیت بندازم چه رسد به جلسهی هیأت مدیرهی صندوق👩🦯
البته از اینی که هستم راضیام😁
خدا رو شکر میتونم آدمی باشم که آدمها در عین حال که بعنوان یک مدیر کاردان و کاربلد قبولم دارند، بعنوان یک رفیق خل و چل هم روم حساب دارند.😂
.
شراب و ابریشم...
صندوق قرضالحسنهی امام حسن مجتبی علیهالسلام که در هشت ماه میتونه حدود یک میلیارد وام بدون بهره به
کی باورش میشه صاحبان این جورابها بدون هیچ کدوم از اذیت و آزارهای مرسومِ نظامِ بانکی، سالانه بالغ بر یک میلیارد تومن وام بدون سود به مردم میدن؟
مردم، مردم، مردم.
هر جا کار دست مردمه، برکت جاریه و کارها با خیر در حرکته.
و هر جا پای نهادها و ارگانهای دولتی در میونه، پر از دستاندازه و کارها گره میخوره!
در هر منطقه از کشور باید باشند مردمانی از دل مردم، با مردم، برای مردم و در خدمت مردم.
شراب و ابریشم مفتخره به داشتن صندوق قرضالحسنهای فارغ از تمام گیر و گورهای بانکی و در عین حال پربرکت و گرهگشا.
صندوقی که مثل صاحب اصلیش کریمه.
صندوق قرضالحسنهی امام حسن مجتبی علیهالسلام 💚
.
شراب و ابریشم...
شراب و ابریشم...
یکی از اعضا در رابطه با واکنش مخاطبا به این متن چند تا گیف فرستاده حیفه براتون نذارمش😂 این مخاطب زر
434.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونایی که شما رو می شناسن😜
از خط اول قیافشون اینه
شراب و ابریشم...
اونایی که شما رو می شناسن😜 از خط اول قیافشون اینه
389.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونایی که هنوز نشناختنت و مغزشون هنگ کرده
شراب و ابریشم...
اونایی که هنوز نشناختنت و مغزشون هنگ کرده
314.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جواب ما #زردای_عاشق_زهرماری خطاب به اون عدهی قلیل که همه چیو جدی می گیرن😂
شراب و ابریشم...
به گمانم همهی آنچه از بهشت شنیدهایم در همین دنیا دست یافتنیست! درختهای بلند و رودهای زلال و جاری
.
شنیدم بهشت طبقات و درجاتی داره و بعضی از طبقههای پایین بهشت هست که باغ و بوستان و خدم و حشم و همه چی داره ولی دیدار امیرالمؤمنین نداره!
قرار باشه امیرالمؤمنین رو نبینی پس بری بهشت چه کار؟
همهی اشتیاق آدمیزاد به بهشت، بخاطر ملاقات امیرالمؤمنینه وگرنه رؤیای چند نهر و درخت و چند خدمتکار اونقدر قدرتمند نیست که آدمیزاد بخاطرش از لذتهای این دنیا دست بکشه!
این خیالِ تماشای امیرالمؤمنینه که آدمیزاد رو مجاب میکنه به هر قیمتی که شده خودش رو به بهشت برسونه
حتی به قیمت دل کندن از دنیا!
@sharaboabrisham
.
شراب و ابریشم...
هزار بار تا الان لحظهی ملاقاتم با امیرالمؤمنین رو تو ذهنم ساختم هزاران بار برای اون لحظه گریه کردم
.
اسفند ۴۰۳ بود،
ایستادم کنار کوچه و اشکهایی که هیچجوره توان مقابله با ریختنش را نداشتم، رها کردم و تا سرخ شدنِ صورتم گریه کردم!
بعد کمی سر و رویم را جمع و جور کردم و با همان صورت برافروخته رفتم توی اتاق رئیس ادارهی گذرنامه که یک سرهنگ بلندقامت بود.
سرهنگ از صورتم فهمید تا همین قبل ورود به اتاق گریه کردهام، پرسید "مشکل چیه خواهرم؟"
گفتم "کارت ملی هوشمند ندارم، به من گذرنامه نمیدن" و دیگر حتی یک کلمه ادامه ندادم مبادا اشک دوباره فواره بزند!
سرهنگ شناسنامه و کارت ملیِ ناهوشمندم را دست گرفت و برد جلوی یکی از باجهها.
صدا زد: "جناب سروان، کار این خانوم رو با همین کارت ملی انجام بده."
سروانِ جوانی که پشت باجه بود، بدون هیچ حرفی مدارکم را تحویل گرفت و پشت سیستم نشست، حین کار هر چند لحظه زیرچشمی نگاهم میکرد، فکر میکنم دلش میخواست سردربیاورد من به کدام آقازاده وصلم که سرهنگ بخاطر من از اتاقش بیرون آمده و شخصا سفارش کرده کارم انجام شود!
جداً من به کجا وصل بودم؟
کی سفارشم را به سرهنگ کرده بود؟
کی گفته بود کارم را راه بندازد حتی بدون کارت ملی هوشمند و بدون آن کاغذ کوفتیِ فاقد اعتبارش؟
کی غیر از امام رضا جان؟
اصلا مگر کسی غیرِ او از احوال من با خبر بود؟ هیچ کس جز خودش مگر میفهمید که من باید هرطور شده به نجف برسم!
من مشتاقِ زیارت نبودم، من محتاجِ زیارت بودم.
داشتم جان میدادم که علیابنموسی فرستادم بروم نجف.
حساب که میکنم میبینم من هر چه دارم از سلطان مشهد دارم...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.