شراب و ابریشم...
. برای افزایش موجودی صندوق خیلی تلاش کردیم. شبانهروزی... اون اوایل که تازه صندوقو راه انداخته بودیم
اینجا گفته بودم که بعد از اینکه کمک ۷۵ ملیونی رسید من از سر شوق یک مطلبی نوشتم...
حالا وانمود میکنم مثلا همهی شما اومدید گفتید خب مطلب رو بذار برامون تا ما بخونیم و مستفیض شیم😉 فلذا میذارمش، برای خودم خیلی عزیزه چون احساس اون روزم رو هنوزم توی دلم حس میکنم.
امیدوارم شمام احساساتی بشید و زودی بیاین توی طرح آخرین ختم قرآن مشارکت کنید.😁
بریم که ببینیم وقتی بعد از کلی سختی کشیدن برای جمع کردن پول یکهو یک کمک مشتی از امیرالمؤمنین به ما رسید، چی نوشته این نویسندهی جوان😁👇
شراب و ابریشم...
اینجا گفته بودم که بعد از اینکه کمک ۷۵ ملیونی رسید من از سر شوق یک مطلبی نوشتم... حالا وانمود میکنم
.
شاید خیلی از آنهایی که از این صندوق وام گرفتند حتی اسم من به گوششان نخورده باشد
شاید هیچ کدام از این آدمها حتی فکرش را هم نتوانند بکنند که من برای این صندوق چقدر گریه کردهام!
گریه از سر استیصال، وقتهایی که موجودیِ صندوق تکان نمیخورد و ما مانده بودیم و یک جین درخواست وام و شرمندگی پیش محبین امیرالمؤمنین که کارشان لنگِ دو ملیون سه ملیونِ ما بود و ما نداشتیم که بدهیم!
گریه از سر شوق وقتی که یک با معرفتی از راه میرسید و یکهو یک پولی میزد به حساب و میگفت اهدا به صندوق...
گریه از سر درماندگی وقتی که نگاه میکردم میدیدم بعضیها چطور پول جمع میکنند و من به التماس هم نمیتوانم کاری پیش ببرم
گریه از درد بی اخلاصی و بی ایمانی که نمیگذاشت کار صندوق روی ریل بیفتد،
گریه از ذوقِ گرههایی که باز میشد و دست لطف امام مجتبی را میدیدم
من برای این صندوق خیلی گریه کردهام، درست مثل همین الان که باز چشمهایم پر از اشک است
اشکی که خودم دلیلش را درست نمیفهمم
این گریهها را وقتی کنار شب و روز وقت گذاشتنم میگذارم
وقتی کنار تمام ریش گرو گذاشتنها، تمام آبرو دادنهایم میگذارم، میبینم من برای این صندوق آنقدر خودم را به آب و آتش زدهام که اگر قرار به لطفِ صاحبش نبود خیلی وقت قبلتر همه چیز را بوسیده بودم و گذاشته بودم کنار.
اما راستش را بخواهید یک نفر هست که از شدت هیبتش من هیچ وقت نتوانستم حتی نزدیکش بشوم اما هر بار نگاهم را سمتش چرخاندم دیدم که یتیمبچههای کوفه از سر و کولش بالا رفتهاند، یا کنار تنور پیرزنی زانو زده، یا کوله به دوش دارد نان شب فقرا را درِ خانهشان میرساند...
این یک نفر
همین یک نفر که حتی اسمش من را به هم میریزد، هیچ وقت نگذاشت خسته شوم و دست بکشم از این خیریهبازیهایم!
همیشه تا آمدم بی خیالِ گرفتاریِ آدمها بشوم، یادم انداخت که اینها همه بچههای منِ امیرالمؤمنینند، چطور قرار است از کنار غمشان بگذری؟!
این یک نفر که جانِ همهی نفرهای عالَم به قربانش، با آنهمه عظمت، خودش را وقف گرفتارها و فقرا کرده بود
ما که دیگر خاک زیر سم اسبش هم نیستیم...
به عشقِ پناهِ تمامِ گرفتارهای عالَم، علی💚
.
شراب و ابریشم...
. سلام آخرین ختم قرآن رمضانیه رو به نیت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان و حاجات همهی بانیان خیر می
نوشته بودم مهلت واریز تا ظهر جمعه.
ویرایش کردم.
تا فردا ظهر🙏🌱
شراب و ابریشم...
نوشته بودم مهلت واریز تا ظهر جمعه. ویرایش کردم. تا فردا ظهر🙏🌱
شما شاهد تلاشهای بیوقفهی محدثه بانو هستید جهت اطلاعرسانی به افراد برای مشارکت در آخرین ختم و اعلام تمدید مهلت😅
محدثه دست راست منه، یعنی اگه نباشه یک چیزی تو دنیای من کمه💚
خداقوت پهلوان😅
.
به عشق امیرالمؤمنین
.
راستش من روضهخوانی بلد نیستم.
من همهی هنرم همین نوشتن است که همین نوشتن را هم تابحال خرجِ عزای امیرالمؤمنین نکردهام!
من فقط گاهی که داغِ مظلومیتِ امیرالمؤمنین خیلی روی دلم سنگینی کرده نهجالبلاغهام را برداشتهام و برای چند نفری که توی مسجد دورم حلقه زدهاند از روی همان نهجالبلاغه چند خط مصیبت خواندهام و خودم زودتر از همه بغض کردهام و اشک دویده توی چشمهایم.
من از روی نهجالبلاغه مقتلخوانی میکنم!
مثلا آنجا که امیرالمؤمنین خطاب به مردم کوفه میفرماید: "میترسم که اگر کاسهای چوبی نزد شما به امانت بگذارم بند آن را بدزدید! " باید دو دستی کوفت توی صورت و گفت آه از غریبی و بیکسیِ علی! آه از نامردیِ مردمانِ همعصرِ علی...
یا آنجا که میفرماید: "ای کاش مثل درهم و دینار میشد شما را معامله کنم ده تن از شما بدهم و یک تن از معاویه بگیرم!" باید از غصه دق کرد و افتاد و مُرد! یعنی آدمهای معاویه هر یکیشان به ده تای آدمهای علی میارزیدند از حیث وفا...
یعنی آدمهای گِردِ علی چه مقدار از نامردی و بیوفایی را در خود جمع کرده بودند که علی آه برآورد و فرمود: خدا من را از شما بگیرد!
راستش من جانکاهترین روضهها برای امیرالمؤمنین را از زبان خودش شنیدهام آن رمضانِ آخری که تکیه میزد به دیوارهای بازار کوفه و صدا میزد: سَلونی قبل اَن تَفقدونی...
یا آنجا که میفرمود: الدهر اَنزَلنی ثم انزلنی ثم انزلنی حتی یقال علی و معاویه....
برای این حرف علی باید مُرد، گریه حق مطلب را ادا نمیکند...
کسی باورش میشود اول موحد عالم، اول اسلامآوردهی عالم، بزرگترین یاور اسلام را آخرش به اتهامِ کفر به قتل رساندند؟
آه علی
علی
علی...
آه آه آه...😭
.✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
مشارکت در آخرین ختم قرآن: فقط به عشق امیرالمؤمنین
.
شراب و ابریشم...
. سلام آخرین ختم قرآن رمضانیه رو به نیت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان و حاجات همهی بانیان خیر می
.
شاید باورتون نشه انقد هی گفتیم آخرین ختم، آخرین ختم همین الان یکی از شما خوبان از راه رسید و یک ختم ثبت کرد. و بلطف الله شدیم ۴۷ تایی😍😍
الحمدلله رب العالمین
بریم که باید با سرعت بیشتر تلاوتها رو انجام بدیم تا انشاالله تا پایان رمضان کل این ۴۷ ختم تلاوت بشه.
الحمدلله رب العالمین💚
برای مشارکت در تأمین هدیهی ختم ۴۶ هنوز هم فرصت هست👌
برای هدیهی این ختم سقف تعیین نکردیم گفتیم هر میزان مبلغی خیرین واریز کنند...
ففط به عشق امیرالمؤمنین 💚
.
شراب و ابریشم...
. شاید باورتون نشه انقد هی گفتیم آخرین ختم، آخرین ختم همین الان یکی از شما خوبان از راه رسید و یک خ
راستی خیلی از عزیزان سوال میپرسند ما بعد از واریز باید جزء قرآن بخونیم؟!
نه بزرگواران ما تیم تلاوت قرآن داریم، بچههایی با قرائت صحیح که قرآنها رو تلاوت میکنند و در این دو گروهی که تصویرش رو گذاشتم تلاوتشون رو اعلام میکنند و مسئول نظارت تیم هم مرتب چک میکنه تا ختمی ناقص نمونه.
تلاوت ختم قرآنها با بچههای تیمه
شما بزرگواران ختم رو ثبت میکنید و ما قرآن رو براتون تلاوت میکنیم.
هنوز هم فرصت مشارکت هست.☺️👌
شراب و ابریشم...
و مقیمانِ آن باغ با پیراهنهایی از ابریشم و حریر بر رفرف سبز و سریرهای گرانمایه تکیه میزنند و پرورد
سحر نوزدهم رمضان ساعت ۴:۴ شراب و ابریشم یک ساله میشه انشاالله💚
توی این یک سالی که گذشت به لطف اهلبیت و به مدد شما محبان امیرالمؤمنین تونستیم بالغ بر صد ملیون تومان آوردهی مالی داشته باشیم برای صندوق قرضالحسنهی امام حسن مجتبی علیهالسلام و برای صندوق خیریهی حضرت خدیجه سلاماللهعلیها.
و البته چندین ملیون هم کمک به سایر خیریههای مورد اعتمادمون.
جدای از اعضایی که بنده رو از نزدیک میشناسن اکثر دوستان، کاربرانی هستند که هیچگونه آشنایی حقیقی یا مجازی با هم نداریم، لیکن چون من اینجا از اهلبیت مینویسم به عشق اهلبیت و به حرمت اهلبیت اعتماد میکنند و لطف و محبتشون رو از ما و مجموعهمون دریغ نمیکنند.
از همون سالها که فعالیت مجازی داشتیم افراد زیادی بودند که من رو نمیشناختند و فقط چون برای اهلبیت قلم میزدم اعتماد میکردند...
وقتی فقط چند خط نوشتهی درهمبرهم و چند کلمه و حرف، به آدم اینهمه اعتبار و آبرو میبخشه، شما حساب کنید خدمتِ حقیقی و خالصانه برای اهلبیت چه غوغایی میکنه؟!
درست شبیه حاج قاسم که حقیقتا نوکر اهلبیت بود و همه دیدیم که خداوند چه سنگ تمامی برای این جوانمرد گذاشت...
چی میخوام بگم؟
من مزهی آبرویی که نوکریِ دمِ خونهی اهلبیت به آدم میده رو چشیدم.
یک ذرهاش این چند ده ملیونی هست که گفتم...
امشب که شب قدره اگه خیر دنیا و آخرت میخواید، نوکری بخواین، نوکریِ امیرالمؤمنین و اولادش...
این دنیا هیچ بهایی نداره.
من طعم ناگوارترین تلخیهاشم چشیدم.
و میدونم که تهش فقط اهلبیتن که میمونن برای ما...
از خدا اهلبیت رو بخوایم با عشق به اهلبیت با نوکریِ اهلبیت و با اطاعت واقعی از اهلبیت...
لطفا اگه دلخوری یا ناراحتی هست بیاین همینجا همدیگرو حلال کنیم، فقط و فقط به حرمت اهلبیت و بخاطر اهلبیت و نه به خاطر هیچ چیز دیگهای....
خیلی التماس دعا دارم ازتون
خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشم بکنید محتاج دعای خیرم💚
حتما دعاتون میکنم.
و میبوسم دستهایی رو که مالشون رو فقط به عشق اهلبیت در اختیار کسی قرار میدن که هیچ نمیشناسنش...
انشاالله امیرالمؤمنین مدد برسونند امانتداران خوبی برای اعتمادهای شما عزیزان باشیم.
عمر و جان و مال و همهی هستیِ ما فدای نام مبارک ابوتراب💚
التماس دعا
ملیحه سادات مهدوی
.
شراب و ابریشم...
راستی خیلی از عزیزان سوال میپرسند ما بعد از واریز باید جزء قرآن بخونیم؟! نه بزرگواران ما تیم تلاوت
.
به لطف امیرالمؤمنین ختم چهل و هشتم هم توسط یکی از شما خوبان ثبت شد.
الحمدلله رب العالمین 💚
عزیزان جهت مشارکت در هدیهی ختم چهل و ششم هنوز فرصت هست.
مدد برسونید مبلغ رو به حد قابل قبولی برسونیم انشاالله 🙏🌱
یک ختم دستهجمعی به نیت سلامتی و فرج امام زمان جانمون قراره ثبت کنیم، هدیهی این ختم رو ویژه در نظر بگیریم اون هم در این شبهای قدر که متعلق به آقا امام زمان هست.
.