eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
. هیشکی نیست که مستطیع باشه، نوبت فیش حجش امسال باشه ولی ناتوان باشه و نتونه بره حج و دنبال نائب باشه، من نیابتش رو قبول کنم؟🤦‍♀ هیع... حج شده آرزوی محال. دارم از دلتنگی واسه مدینه می‌میرم. چی می‌شه یکی پیدا شه حجش رو بده من برم؟ هم احکامش رو بلدم، هم صحت قرائت نمازم تأیید شده، هم جوونم و اهل دل😁 اینایی که حجشون رو میدن نائب جاشون بره، کجان؟ چجوری میشه پیداشون کرد؟ چجوری میشه اغفالشون کرد؟😂 .
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه... 🏴سیاه‌پوشی حرم مطهر رضوی در آستانه‌ی شهادت امام صادق علیه السلام @aqr_ir
. سلام بر آقایی که بین ما شاگردهای مکتبش شُهره به کلاسهای درسِ چهارهزار نفریست و تصویری که دست جنایتکارِ تحریف از او در ذهن و دل ما ساخته، مردی نشسته بر منبر است که دور تا دورش کرسی‌های درس شکل گرفته و کرور کرور شاگرد است که می‌رود و می‌آید و در محضرش تلمذ می‌کند. غافل از اینکه همه‌ی آن چهارهزار شاگرد در شبکه‌ی عظیمِ ارتباطِ مخفیانه و تربیت تشکیلاتیِ امام و در خفقان شدید بنی‌عباس رشد کرده‌اند و هرگز فضا برای امامِ دانشمندِ ما آنطور باز نبوده که مسجد را دانشگاه کند و در کلاس درسش با خیال راحت فقه جعفری یاد بدهد! دست تحریف خواسته امامِ مبارز و پرتلاش ما را ضعیف و منفعل نشان دهد، امامی که دور تا دورش دانشجو و طلبه نشسته و سرش گرمِ درس و بحث خودش بوده و با سیستم جور و ظلم حاکم بر جامعه هیچ تعارض و ستیزی نداشته! چرا که اگر آن چهره‌ی مبارزی که هوشمندانه در نبردی سخت با ظلم جنگیده و در یک سیستم زیرزمینی مجاهد پرورده، آشکار می‌شد، قطعا شیعه به پیروی از رئیس مکتب خود هژمونیِ ظالمان را درهم می‌کوفت. شبیه خمینیِ کبیر، شاگرد اول مکتبِ صادقِ آل محمد که بیشتر از چهل سال است رعشه به جان ظالمان انداخته. شهادتِ امامِ دانشمندِ شجاعِ مبارزِ مجاهد بر شاگردان مکتبش تسلیت. 💔 ✍ملیحه سادات مهدوی برای شناخت بهتر چهره‌ی اهل‌بیت مطالعه‌ی این کتاب رو پیشنهاد می‌کنم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. ولی بقیع حتی کبوتراشم به رنگِ خاکسترن...💔 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
. ولی بقیع حتی کبوتراشم به رنگِ خاکسترن...💔 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. آخه هم درِ خونه‌ی حضرت زهرا رو آتیش زدن، هم درِ خونه‌ی حضرت صادق رو... بایدم کبوتراش نشونی از خاکستر باشن... . https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
هدایت شده از روضه خانگی
@RozeKhanegeeروضه خانگی - امام صادق(ع) - 1897.mp3
زمان: حجم: 12.6M
🎙قسم به غربت خاکی که فوق تفسیر است... 🔻روضه (س) 🔻روضه (ع) ⏱ | 16:06 👤حاج محمدرضا 💡 کانال روضه‌های کوتاهِ کاملِ خانگی @RozeKhanegee
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
آمدیم پشت بقیع، حقِ ورود نداشتیم، حقِ گریه کردن هم! باید از همان پشت پنجره‌ها، تماشا می‌کردیم و آرام و بی صدا اشک می‌ریختیم... شُرطه‌های عرب بیشتر به دربانان جهنم شبیه بودند تا به خادمانِ بقیع! قوی‌هیکل، بدمنظر، سنگ‌دل، چماق‌دار... مثل گرگ‌های وحشی، با دهان‌های پُر لعن و نفرین، برای هق‌هقِ گریه‌ها کمین داشتند... صدایی اگر به گریه بلند می‌شد، در لحظه، به ضرب چماقِ شُرطه‌ها ساکت می‌شد... روحانیِ کاروان اشاره می‌کرد سمت قبرستان و توضیح می‌داد هر نقطه مدفنِ کیست... دنبالِ اشاره‌های انگشش را که می‌گرفتی، جز درد و اندوه چیزی نمی‌دیدی... بقیع را دیده بودم در فیلم‌ها و عکس‌ها، اما واقعیت با تصویر فرق داشت! یک تلِ غربت و غم ریخته بود روی هم، نگاه که می‌کردی، جنون به جانت می‌افتاد، اشک اتفاقِ کمی بود برای آن تماشا. باید فریاد می‌زدی، باید می‌نشستی همانجا وسطِ جمعیت و شروع می‌کردی به کوبیدن توی سر و صورت، باید هوار می‌کشیدی، باید خاک می‌ریختی روی سرَت، اصلا باید خودت را می‌کشتی! و با همه‌ی این احوال، فقط می‌توانستی آرام اشک بریزی... آدم‌ها از بقیع، دیوانه برمی‌گردند! حرف کمی نیست، آنهمه عشق و درد درونت شعله بکشد و تو قرار باشد کار را فقط با یک اشکِ ناقابل یکسره کنی... بقیع، دیوانه کننده‌ترین جای جهان است برای بچه شیعه‌ها... ✍ملیحه سادات مهدوی نوشت: شهادتِ آقا و سرور شیعیان حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام تسلیت جهت عرض تسلیت به پیشگاه امام زمان مهمان شراب و ابریشم باشید👇 🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
من اگر روضه‌خوان بودم برای شام غریبان قرارِ جلسه را جایی بیرون شهر می‌گذاشتم، وسط یک تکه بیابانِ تار
. از سر شب دو بار تو حرم روضه‌ی حضرت امام صادق علیه‌السلام رو خوندن و هر دو روضه رسید به غریبیِ عمه جانِ حضرت تو صحرای کربلا... ظاهرا خودِ آقا بعد از اینکه عوامل خلیفه ریختن و درِ خونه رو آتیش زدن با تماشای اون صحنه یاد کربلا افتادن و برای غربت عمه جانشون گریه کردن... بیاین امشب دوباره این روضه رو بخونیم... .
خادم چایخونه داشت می‌خوند. اومدیم سمت چایخونه و درست به اولِ مصرعِ "امام رضا خیلی دوسِت دارم" رسیدیم. این اتفاقی نبود خبر داره که چقدر دوسش دارم... .
. انقد از دیشب روضه‌ی حضرت زهرا خوندن تا آخر آسمونم بغضش ترکید و بارید... .
. محیط امن! جای امن برای شما کجاست؟ امنیت برای شما چطوری تعریف می‌شود؟ منظورم امنیت سیاسی و امنیت مِلی و این حرفها نیست، منظورم امنیت روحی و روانیست! برای من جای امن آنجاییست که می‌توانم خودم باشم، دقیقا خودِ خودم، بی هیچ سانسوری، بی هیچ تغییر و ادا و نمایشی. جایی که می‌دانم آدمهایش قضاوت و سرزنش توی کارشان نیست. جایی که آدمهایش آنقدری از هم شناخت دارند و آنقدری به هم محبت و اعتماد دارند که یکی آن وسط تشت رسوایی را هم اگر به زمین کوفت، در چشم بقیه خرد و بی‌مقدار نشود. جای امن در نظر من قاطیِ آدمهاییست که با آنها خنده‌ها واقعیست، اشکها و گریه‌ها هم همینطور. جایی که با خیال تخت می‌توانی پرده از درد و رنج برداری و برای خودت کرور کرور همدلی و همراهی بخری. جایی که آدمهایش دنبال رو کردن دست کسی نیستن، دنبال آتو گرفتن و آبرو ریختن هم. امنیت از نظر من تجربه‌ی این مجموعه حس‌هاییست که فصل مشترک همه‌اش می‌شود یک کلمه: آرامشِ خاطر. جای امن برای من توی گعده‌ی رفیقانیست که سالهاست دارمشان و در شادی و غم شانه به شانه‌ی هم داده‌ایم و بار از دوش هم برداشته‌ایم. جای امن برای من درست وسط رفیق‌های قرآنی‌ام است، همین‌هایی که قرآن دور هم جمع‌مان کرده و با تمام بالا و پایین‌های روزگار هرگز از هم جدایمان نکرده. جای امن برای من جمعِ همین بیست وپنج شش نفریست که سالهاست اسمشان برای من شده: رفیق💚 وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا /نساء ۶۹ ﻭ ﺍیشان ﻧﻴﻜﻮ ﺭﻓﻴﻘﺎﻧﻰ ﻫستند. ✍ملیحه سادات مهدوی هشتگ اسنپ‌نویسی‌های پس از وداع با رفقای جان https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a