.
ولی بقیع حتی کبوتراشم به رنگِ خاکسترن...💔
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
. ولی بقیع حتی کبوتراشم به رنگِ خاکسترن...💔 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
.
آخه هم درِ خونهی حضرت زهرا رو آتیش زدن، هم درِ خونهی حضرت صادق رو...
بایدم کبوتراش نشونی از خاکستر باشن...
.
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
هدایت شده از روضه خانگی
@RozeKhanegeeروضه خانگی - امام صادق(ع) - 1897.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
🎙قسم به غربت خاکی که فوق تفسیر است...
🔻روضه #حضرت_زهرا(س)
🔻روضه #امام_صادق(ع)
⏱#بیش_از_ده_دقیقه | 16:06
👤حاج محمدرضا #طاهری
💡 کانال روضههای کوتاهِ کاملِ خانگی
@RozeKhanegee
هدایت شده از شراب و ابریشم...
آمدیم پشت بقیع،
حقِ ورود نداشتیم، حقِ گریه کردن هم!
باید از همان پشت پنجرهها، تماشا میکردیم و آرام و بی صدا اشک میریختیم...
شُرطههای عرب بیشتر به دربانان جهنم شبیه بودند تا به خادمانِ بقیع!
قویهیکل، بدمنظر، سنگدل، چماقدار...
مثل گرگهای وحشی، با دهانهای پُر لعن و نفرین، برای هقهقِ گریهها کمین داشتند...
صدایی اگر به گریه بلند میشد، در لحظه، به ضرب چماقِ شُرطهها ساکت میشد...
روحانیِ کاروان اشاره میکرد سمت قبرستان و توضیح میداد هر نقطه مدفنِ کیست...
دنبالِ اشارههای انگشش را که میگرفتی، جز درد و اندوه چیزی نمیدیدی...
بقیع را دیده بودم در فیلمها و عکسها، اما واقعیت با تصویر فرق داشت!
یک تلِ غربت و غم ریخته بود روی هم، نگاه که میکردی، جنون به جانت میافتاد، اشک اتفاقِ کمی بود برای آن تماشا.
باید فریاد میزدی، باید مینشستی همانجا وسطِ جمعیت و شروع میکردی به کوبیدن توی سر و صورت، باید هوار میکشیدی، باید خاک میریختی روی سرَت، اصلا باید خودت را میکشتی!
و با همهی این احوال، فقط میتوانستی آرام اشک بریزی...
آدمها از بقیع، دیوانه برمیگردند!
حرف کمی نیست، آنهمه عشق و درد درونت شعله بکشد و تو قرار باشد کار را فقط با یک اشکِ ناقابل یکسره کنی...
بقیع، دیوانه کنندهترین جای جهان است برای بچه شیعهها...
✍ملیحه سادات مهدوی
نوشت:
شهادتِ آقا و سرور شیعیان حضرت امام جعفرصادق علیهالسلام تسلیت
جهت عرض تسلیت به پیشگاه امام زمان #صلوات
#سفرنامه_حج
#آیه_های_دلتنگی
مهمان شراب و ابریشم باشید👇
🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
من اگر روضهخوان بودم برای شام غریبان قرارِ جلسه را جایی بیرون شهر میگذاشتم، وسط یک تکه بیابانِ تار
.
از سر شب دو بار تو حرم روضهی حضرت امام صادق علیهالسلام رو خوندن و هر دو روضه رسید به غریبیِ عمه جانِ حضرت تو صحرای کربلا...
ظاهرا خودِ آقا بعد از اینکه عوامل خلیفه ریختن و درِ خونه رو آتیش زدن با تماشای اون صحنه یاد کربلا افتادن و برای غربت عمه جانشون گریه کردن...
بیاین امشب دوباره این روضه رو بخونیم...
.
خادم چایخونه داشت میخوند.
اومدیم سمت چایخونه
و درست به اولِ مصرعِ "امام رضا خیلی دوسِت دارم" رسیدیم.
این اتفاقی نبود
خبر داره که چقدر دوسش دارم...
.
.
انقد از دیشب روضهی حضرت زهرا خوندن تا آخر آسمونم بغضش ترکید و بارید...
.
.
محیط امن!
جای امن برای شما کجاست؟ امنیت برای شما چطوری تعریف میشود؟
منظورم امنیت سیاسی و امنیت مِلی و این حرفها نیست، منظورم امنیت روحی و روانیست!
برای من جای امن آنجاییست که میتوانم خودم باشم، دقیقا خودِ خودم، بی هیچ سانسوری، بی هیچ تغییر و ادا و نمایشی.
جایی که میدانم آدمهایش قضاوت و سرزنش توی کارشان نیست.
جایی که آدمهایش آنقدری از هم شناخت دارند و آنقدری به هم محبت و اعتماد دارند که یکی آن وسط تشت رسوایی را هم اگر به زمین کوفت، در چشم بقیه خرد و بیمقدار نشود.
جای امن در نظر من قاطیِ آدمهاییست که با آنها خندهها واقعیست، اشکها و گریهها هم همینطور.
جایی که با خیال تخت میتوانی پرده از درد و رنج برداری و برای خودت کرور کرور همدلی و همراهی بخری.
جایی که آدمهایش دنبال رو کردن دست کسی نیستن، دنبال آتو گرفتن و آبرو ریختن هم.
امنیت از نظر من تجربهی این مجموعه حسهاییست که فصل مشترک همهاش میشود یک کلمه: آرامشِ خاطر.
جای امن برای من توی گعدهی رفیقانیست که سالهاست دارمشان و در شادی و غم شانه به شانهی هم دادهایم و بار از دوش هم برداشتهایم.
جای امن برای من درست وسط رفیقهای قرآنیام است، همینهایی که قرآن دور هم جمعمان کرده و با تمام بالا و پایینهای روزگار هرگز از هم جدایمان نکرده.
جای امن برای من جمعِ همین بیست وپنج شش نفریست که سالهاست اسمشان برای من شده: رفیق💚
وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا /نساء ۶۹
ﻭ ﺍیشان ﻧﻴﻜﻮ ﺭﻓﻴﻘﺎﻧﻰ ﻫستند.
✍ملیحه سادات مهدوی
هشتگ اسنپنویسیهای پس از وداع با رفقای جان
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
توی دم و دستگاه عظیمِ خلقت، بین اینهمه سیاره و کهکشان و جک و جونور، آفرینشِ آدمیزاد گل سرسبد ابداعات و اختراعات خداست، خدا خودش، سرِ خَلقِ آدم به خودش دس مریزاد داده و گفته این دیگه شاهکاره: فتبارک الله احسن الخالقین...
پس اگه خدا کسی رو لایق بدونه تا در خَلق یک انسان همکارش باشه یعنی خیلی خیلی مقام داده بهش...
اونایی که تو دم و دستگاه خلقت خدا شریکن یه جورایی نزدیکان و درباریانِ خدا حساب میشن 😃😅
مادرا رئیس دفتر و معاون اول خدان، واسه همینه که دعاشون مستجابه، چون معاون اولن میتونن جای خدا هم امضا کنن، واسه همینه که بهشت زیر پاشونه، چون اتاق کارشون دفترِ اداریِ خداست.
حالا اونایی که به مادرا مدد میرسونن تا مأموریتشون رو درست به انجام برسونن، اونها گارد ویژه دفتر خدا محسوب میشن، نزدیکترین مقامات به ریاست، مأمورین ارشد نظام خلقت، ماماهای ناز و دلبر
خدا این مقامو نمیده به هر کس❤️
ماما یعنی شاهد نزول آیهی تبارک، یعنی عضو ارشد دستگاه خلقت☺️
✍ملیحه سادات مهدوی
صحنهی تولد این بچهنارنگیا، و این دستنوشتهی خوشگل خودم، تقدیم به دانشجوهای عزیزم که مامایی میخونن و همهی ماماهای عزیز.
الهی که همیشه بتونید نینیها رو سالم به آغوش باباهای مهربونی برسونید که بیرون اتاق، نگران ولی پر امید، منتظرند😍
آرزو میکنم با تولد هر نوزاد، هزار آرزو از آرزوهاتون برآورده شه ماماهای مهربون💙
پونزده اردیبهشت روز جهانی ماما🥰
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a