eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
شراب و ابریشم...
گزارش آخرین موجودی جهت ملاحظه و اقدام خدمت رندکنندگان گرامی تقدیم می‌گردد.
تلاشتون برای رند کردن مبلغ ستودنیه بچه‌ها ولی متأسفانه باز قبل از شما یکی زده آخرین موجودی رو تباه کرده و اینجوری نشد که شما رندکننده بشید ولی خب اجرتون محفوظه
شراب و ابریشم...
تلاشتون برای رند کردن مبلغ ستودنیه بچه‌ها ولی متأسفانه باز قبل از شما یکی زده آخرین موجودی رو تباه ک
واقعا فکر می‌کنید کارِ وزیر اقتصاد، پول کَندن از مردمه؟ یه پیشنهاد کاری دیگه هم داشتم البته. یکی گفته بود مسئول خزانه کشور بشم
شراب و ابریشم...
وقتی به من می‌گید وزیر اقتصاد بشم:
. یعنی هیشکی نیست نیت کنه تموم کننده‌ی کار به اسم ۱۴ معصوم خودش باشه و 3785540 بزنه و حاجت روا شه؟ نبود؟ .
شراب و ابریشم...
. یعنی هیشکی نیست نیت کنه تموم کننده‌ی کار به اسم ۱۴ معصوم خودش باشه و 3785540 بزنه و حاجت روا شه؟
خوبه فقط هفتصد و هفتاد هزار تومن مونده تا برسیم به چهارده تومن. هفتصد و هفتاد هزار تومن یعنی ۵۵ تا چهارده هزار تومن. چه اعداد قشنگی☺️ پنج که همیشه آدمو یادِ آن پنج نفرِ زیرِ عبا می‌ندازه و دل می‌‌بره... چهارده هم که اصلِ عدده... باقی پول رو با واریزیهای چهارده هزار تومنی تکمیل می‌کنیم👌 هر کی هر تعداد ۱۴ هزار تومن که دوست داره، به نیت چهارده عشق، چهارده روشنی، چهارده شاخه نبات، چهارده بهونه‌ی زندگی، چهارده دلیلِ امیدواری، چهارده قرصِ ماهِ شبِ چهارده، تقدیم به تنها خانومِ جمعِ چهارده نور، واریز کنه.
6037998170738750
.
شراب و ابریشم...
خوبه فقط هفتصد و هفتاد هزار تومن مونده تا برسیم به چهارده تومن. هفتصد و هفتاد هزار تومن یعنی ۵۵ تا چ
وی در حالیکه دستش روی دکمه‌ی واریز بود بالاخره وارد بازی شد و گفت این بازی هر چقدر هم که رو مخه، ولی ۱۴ رو عشقه.... .
شراب و ابریشم...
وی در حالیکه دستش روی دکمه‌ی واریز بود بالاخره وارد بازی شد و گفت این بازی هر چقدر هم که رو مخه، ولی
تمام... چهارده ملیون، به نامِ مبارکِ چهارده عشق، چهارده روشنی، چهارده شاخه نبات، چهارده بهونه‌ی زندگی، چهارده دلیلِ امیدواری، چهارده قرصِ ماهِ شبِ چهارده، تقدیم به تنها خانومِ جمعِ چهارده نور...💚 به نیابت از هشتِ شهیدِ همیشه جاویدِ وطن.... تقدیم به صندوقِ کریمِ اهل بیت🌱 اجر همگی با آن چهارده دلیلِ آفرینش، چهارده بهانه‌ی حیات و زنده ماندن... .
شراب و ابریشم...
تمام... چهارده ملیون، به نامِ مبارکِ چهارده عشق، چهارده روشنی، چهارده شاخه نبات، چهارده بهونه‌ی زند
ولی ۱۴ های شما ادامه داره هنوز.... قبول باشه از همگی. با چهارده معصوم محشور باشند، هشت شهیدِ مظلوم وطن. چهارده معصوم راضی باشند از شما و از نیت‌های پاکتون🌱 .
. حالا بعد از تکمیل مبلغ به نیابت از تنها خانومِ جمعِ آن چهارده نفرِ آمده از عرش، یعنی یه روضه‌مون نشه؟ بنویسم؟ .
آتش... آتش... آتش زیاد دیده‌ایم. از پشت درب خانه‌ای در مدینه، تا تنور خانه‌ای در کوفه، تا فرودگاه بغداد و تا ارتفاعات ورزقان. آتش زیاده دیده‌ایم. به قدمت هزارسال. دائم آتش بر آشیان ما بوده، هیزم به پشت درب‌هامان. هزارسال سوخته‌ایم، دود استنشاق کرده‌ایم، بلدیمش. بلدیم بسوزیم. ذکر «يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً» زمزمه همیشه‌ی لب‌هامان میان شعله‌ها بوده. سوختن سرنوشت ماست برادر. گریزی از سرنوشت نداریم ما. ققنوس‌واران شعله‌نشین‌ایم ما. اما... اما آتشِ بر خیمه... آتشِ بر دامن و چادر... آتشِ بر دختربچه‌ها... جیغ و دویدن میان خیام... آه. ما را بسوزانید. شعله بر خانه‌هامان بزنید. مردان بزرگ قبیله‌مان را باز غفلتا به راکتی یا موشکی بسوزانید. میسوزیم. سوی خیمه‌هامان اما نروید. ما آتش بر خیمه را، «علیکنّ بالفرارِِ» دخترکانمان را، حریق بر چادرهای سیاه نوامیس‌مان را کاش که نمی‌دیدیم باز. شعله بر جسم ما می‌نشست کاش و بر عروسکان دخترکان سه‌ساله‌مان نه. شعله در جان ما می‌خزید کاش و بچه‌ها و زنان‌ و مریض‌هامان «یامحمداه» گویان، سانت‌به‌سانت وجودشان نمی‌سوخت آرام‌آرام. دور خیمه‌ها باز آشوب نمی‌شد کاش. آه. جرحاً علی جرح. حزناً علی حزن. ما سوختیم اما آتش بر خیمه‌های نینوا اگر دنباله‌ ما را توانست که بمیراند، آتش بر خیمه‌های رفح هم خواهد توانست. ما زنده‌ می‌مانیم باز؛ سوختگانی زنده. سوختگانی ایستاده تا روز وعده داده شده؛ تا آتش بر هستی جهانتان اندازیم و بر تل بلند خاکسترهای سیاهتان، بیرق لااله‌الا‌اللّه برافرازیم. دور نیست روز وعده‌مان، بسوزانیدمان هنوز. «مهدی مولایی»