eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
با خودم فکر می‌کردم خوبه به بهونه‌ی شب شهادتی از محضر علامه گوگل اسم و رسمِ مادرِ آقا جوادالائمه رو بپرسم. ببینم این خانومِ سعادتمند کی بوده که شده مادرِ تک پسرِ امام رضا جانِ ما؟! واقعا باید خیلی خاص و ممتاز باشی که بشی مادر یکی که وقت ولادتش امام رضا جان بفرمان: این مولودی است که برای شیعیان با برکت‌تر از او زاده نشده است! سرچَکی زدم و خب چیز زیادی دستگیرم نشد، ظاهرا درباره ایشون اخبار چندانی به ما نرسیده. جز چند اسمِ سبیکه و خیزران و ریحانه و دُرّه و یک نَسَب که به ماریه قبطیه همسر پیامبر گرامی میرسه و یک اهلیت که به افریقا و مصر برمی‌گرده. خلاصه‌ی تمام چیزهایی که سوادِ گوگل بهش قد می‌داد می‌شد یک جمله‌ی یک خطی: بانو سبیکه اهل مصر از نسل بانو ماریه قبطیه! همین! من نمی‌دونم این خانوم کی بودن، نه که من، حتی علامه‌ی ذوالفنونی چون گوگل هم خبر نداشت! اما خب این رو می‌دونم که لابه‌لای همین اخبار کم و ناقصی که به ما رسیده، دو حدیث پیدا می‌شه که یکی از پیغمبره و دیگری از باب‌الحوائج موسی‌ابن‌جعفر. دو حدیث که هر دو مؤید امتیاز این خانومه. پیامبر با اشاره به پاکدامنی و پاک‌دهانیِ این خانوم میفرمان که لیاقت مادریِ جوادالائمه رو داره و موسی‌ابن‌جعفر هم سلام و درود فرستادن برای ایشون! ..... بانوی پاکیزه و پاکِ حدیث نبوی، مخاطب سلامِ موسوی، مادر پربرکت‌ترین مولودِ جعفری! سبیکه بانو، ریحانه خانوم، بانو خیزران، دُرّه خاتون! ما شما رو نمی‌شناسیم ولی شما که ما رو می‌شناسید ما همسایه‌های همسرِ گرامیِ شما آقا امام رضاییم، ما مقیم‌های همیشگیِ باب‌الجوادیم! ما حاجت‌بگیرهای قسم‌ به جانِ جوادیم ما یاسین نذرکُن‌ها و سفره‌ بندازهای آقازاده‌ی شماییم. به حرمت امروز که شما صاحب‌عزایید و ما گریه‌کن‌‌های مجلس، دستمون رو بگیرید و نذارید نفهمی کنیم و خودمون رو از دامن جوادتون جدا کنیم یه وقت... ✍ملیحه سادات مهدوی ❌نشر فقط با منبع شراب و ابریشم @sharaboabrisham
سلام بر تو ای شهید، فرزندِ شهید، پدرِ شهید، ای همه‌ی تبارت شهید و حتی خادمت شهید... سلام بر تو و رواق‌های به سرخی نشسته‌ در سوگِ فرزندِ شهیدت
شراب و ابریشم...
سلام بر تو ای شهید، فرزندِ شهید، پدرِ شهید، ای همه‌ی تبارت شهید و حتی خادمت شهید... سلام بر تو و روا
سلام بر تو و همهمه‌ی سیاه‌پوشانِ آستانت، سلام بر تو و بر خورشیدی که پشت دیوارهای تو به غروب نشسته است...
زمان: حجم: 289.7K
شما صدای چکاچک استکان نعلبکیهای چایخانه حرم مطهر رضوی و نوای خادمانِ بهشتی‌اش را می‌شنوید. شراب و ابریشم
. این شیرهای چِشمیِ حرم یک جورهایی استعاره از کَرَمِ امامند! همینکه دست پیش می‌بری، آب بی‌وقفه جاری می‌شود. امام هم همینطور است، دست را جلو برده‌نبرده، کرمش جاری می‌شود. طهور، گوارا، دلنشین... کسی چه می‌داند اصلا شاید شیرهای آبخوری را چشمی کرده‌اند تا زائرها با هر مرتبه پُر کردنِ لیوان، یادشان بیفتد کجا آمده‌اند، خانه‌ی چه کسی، چه کریمی! دست را دراز کرده یا نکرده، بی هیچ تلاشِ دیگری، کرمش را می‌ریزد توی ظرفِ دلِ زائرها... آدم باید با هر بار آب برداشتن از سقاخانه از خودش بپرسد واقعا اینجا کجاست؟ من خانه‌ی کی آمده‌ام؟... ✍ملیحه سادات مهدوی https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
. یک دسته روضه‌خوان بودند. نوبت به نوبت، هِی یکی بلند شد روضه خواند، نشست، باز دیگری بلند شد روضه خواند، نشست، هی نوبت به هم دادند. هی شعرها و دکلمه‌های هم را تمام کردند. هی به هم سرخطِ روضه دادند. هی باکنایه مسیر روضه‌ها را عوض کردند. یک بار بردنمان مدینه، یک بار کربلا. یک بار روضه‌ی شش ماهه، یک بار روضه‌ی رقیه. هی خواندند، هی گریاندند. شیر مادر حلالشان، شب جمعه‌ای گوشه‌ی حرم چه محفلی به پا کردند. چه رزقِ پر حلاوتی نصیبمان کردند. چه روضه‌ای، چه کربلایی به پا کردند... .
. تو آمدی از میدان بردی پیکرِ قاسمت را، پیکرِ عباست را، پیکرِ عونت را، پیکرِ جعفرت را اکبرت را، اکبرت را، اکبرت را، اکبرت را، اکبر تمام نمی‌شود... روضه‌خون این شعر رو خوند و ای کاش که صداش رو ضبط کرده بودم، چه لعبتی بود ترکیب این شعر و آن صدا... .
سلام بر تو و بر روشنیِ گنبد و گلدسته‌ات در دلِ شب‌های تاریک...