شراب و ابریشم...
سلام بر تو ای شهید، فرزندِ شهید، پدرِ شهید، ای همهی تبارت شهید و حتی خادمت شهید... سلام بر تو و روا
سلام بر تو و همهمهی سیاهپوشانِ آستانت، سلام بر تو و بر خورشیدی که پشت دیوارهای تو به غروب نشسته است...
زمان:
حجم:
289.7K
#موسیقی_بهشت
شما صدای چکاچک استکان نعلبکیهای چایخانه حرم مطهر رضوی و نوای خادمانِ بهشتیاش را میشنوید.
شراب و ابریشم
.
این شیرهای چِشمیِ حرم یک جورهایی استعاره از کَرَمِ امامند!
همینکه دست پیش میبری، آب بیوقفه جاری میشود.
امام هم همینطور است، دست را جلو بردهنبرده، کرمش جاری میشود. طهور، گوارا، دلنشین...
کسی چه میداند اصلا شاید شیرهای آبخوری را چشمی کردهاند تا زائرها با هر مرتبه پُر کردنِ لیوان، یادشان بیفتد کجا آمدهاند، خانهی چه کسی، چه کریمی!
دست را دراز کرده یا نکرده، بی هیچ تلاشِ دیگری، کرمش را میریزد توی ظرفِ دلِ زائرها...
آدم باید با هر بار آب برداشتن از سقاخانه از خودش بپرسد واقعا اینجا کجاست؟ من خانهی کی آمدهام؟...
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
.
یک دسته روضهخوان بودند.
نوبت به نوبت،
هِی یکی بلند شد روضه خواند، نشست، باز دیگری بلند شد روضه خواند، نشست،
هی نوبت به هم دادند.
هی شعرها و دکلمههای هم را تمام کردند.
هی به هم سرخطِ روضه دادند.
هی باکنایه مسیر روضهها را عوض کردند.
یک بار بردنمان مدینه، یک بار کربلا.
یک بار روضهی شش ماهه، یک بار روضهی رقیه.
هی خواندند، هی گریاندند.
شیر مادر حلالشان، شب جمعهای گوشهی حرم چه محفلی به پا کردند.
چه رزقِ پر حلاوتی نصیبمان کردند.
چه روضهای، چه کربلایی به پا کردند...
.
.
تو آمدی از میدان بردی پیکرِ قاسمت را، پیکرِ عباست را، پیکرِ عونت را، پیکرِ جعفرت را
اکبرت را، اکبرت را، اکبرت را، اکبرت را،
اکبر تمام نمیشود...
روضهخون این شعر رو خوند و ای کاش که صداش رو ضبط کرده بودم، چه لعبتی بود ترکیب این شعر و آن صدا...
.
زمان:
حجم:
135.4K
شهادت میدهم هستی تکیه بر دستان تو دارد
و خداوند گردش منظومهها را به اشارت سرانگشت تو سپرده است
شهادت میدهم پرودگار عالم نامِ تو را از نام خودش گرفت و تو را جلوهی محضِ خویش قرار داد
شهادت میدهم شاهراه تویی و جز تو هر چه که هست بیراهه است
علی!
اذان صبح حرم💚
.