eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
شراب و ابریشم...
و مَردهای گُنده‌ای که کودکی‌شون در حرم در پسا دوران تولیتِ شهیدجمهور نگذشته و حالا دارن عقده‌گشایی می‌کنن😂
. ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس خاموش کن صدا را ، نقاره می‌زند طوس . ساعت به وقتِ نقاره‌زنی💚
خادمِ افتخاری فقط خودت👌 تند و تند بین ما چایخوارانِ حرم راه می‌رفت و استکان نعلبکی‌ها رو جمع می‌کرد، گنجشککِ اشی‌مشی💚 چایِ چهارِ صبحِ حرم😁 . همه‌ی ساعات، حرم همه‌ی حرم، چای😅 .
کسی چه می‌دونه شاید اصلا قرار باشه یه کلاغ سلامِ ما رو ببره تا بالای گنبد! دنبال فرشته نگردیم همیشه! کلاغِ خوش‌تیپِ حرم، ناظرِ ارشدِ زیارت‌نامه خوندنها .
بعد از حاجیا که نماز عیدشون رو مکه اقامه کردن با اختلاف، اسمِ زائرای امام رضا جان در صدرِ فهرستِ خوشبختهای امروزه
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
سپردم امروز نقاره‌ها رو عیدونه بنوازن لبه‌ی حوضِ صحن آزادی نشستم، صدای فواره هم ضبط شده وسط نقاره
اگه دخترا چوپان میشدن، دامن دشتها پر میشد از بره‌هایی که با سلیقه رنگ شدن و به زنگوله‌هاشون گُل بستن... جای تن‌پوشهای نمدی با پیرهنای گلگلی و رنگ‌رنگی‌ عوض میشد که از دنباله‌ی دامنشون بهار جوونه میزد وقت چرای گله، دیگه این صدای نِی نبود که می‌پیچید بلکه آواز دخترک چوپان روی دل صحرا میریخت و صحرا از سر شوق، دشتِ شقایق میشد... دخترا اگه چوپان میشدن، یه واژه‌ی اصیلِ فارسی شکل میگرفت و ‌"چوپان" میشد "رَمه‌یار😍"... دختر هر جا که باشه اسمش "یاره💚" حتی اگه توی یه دشت بلند کنار رمه‌ها به آواز نشسته باشه... اونوقت رَمه‌یار هر جای صحرا قدم که میذاشت، جای قدمهاش گل میزد و چشمه‌های روشن جاری میشد... گرگا هم وقتی میومدن که به گله بزنن چشمشون به بره‌های رنگی و رمه‌یار گلگلی میفتاد و عاشق میشدن و میرفتن روی بلندترین تپه تا به غروب خیره بشن و آواز سر بدن و دیگه هیچ بره‌ای رو نمیدریدن... بره‌ها از ذوق رمه‌یار شاعر میشدن و طعم شیرشون عسل میشد... دخترا اگه چوپان میشدن همه‌ی دشت و صحراها چراغونی میشد و تمام تپه‌ها غرق سبز و گل... درسته اگه دخترا چوپان می‌شدن، شاید دشت و دمن قشنگتر میشد، ولی خدا خواست دخترا گلگلی‌ها و رنگ و پولکاشونو جای دامنِ صحرا به دلِ خونه‌ها بریزن تا اهالیِ خونه‌ها عاشق بشن و عاشق بمونن و دنیا رو جای بهتر و قشنگتری کنن❤️ ✍ملیحه سادات مهدوی به مناسبت عیدِ قربان در ستایشِ گلدختران🥰 @sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
این انگشتر گوگولیا رو از کتابفروشیِ صحن امام حسن مجتبی خریدم. واسه عیدی عید غدیر برای دخترکوچولوهای
بیشترشو دادم رفت😁 دختر گوگولیای توی حرم رو بوسیدم و یه انگشتر ناز کردم تو انگشتشون و تأکید کردم عیدی عید غدیره. به یه دختر عرب هم دادم که باباش میخواست با درهم و دینار حساب کنه که با ایما و اشاره شیرفهمش کردم که عیدیه و پولی نیست😂 خلاصه که ما برای غدیر یک شهیدی دادیم که اصلا خدا دنیا رو برای خاطرِ عزیزِ او آفریده بود، چند تا انگشتر و لبخند که در برابرِ اون جانِ عزیز هیچ نیست، هیچ...‌ یا زهرا...💚 .
. زهرا جان این تلاش‌های دست و پاشکسته و خالی از اخلاص ما را بپذیر گلخندی بزن و اسمِ ما را هم بینِ دوستانِ امیرِ غدیر بنویس... .