.
اونقد زیاده پیامهایی که به من گفتید با نوشتههای من نگاهِ تازهای به حضرت زینب پیدا کردید و یا بیشتر از پیش عاشق حضرت زینب شدید، که اگه قرار باشه فقط پیامهای شما رو اینجا به اشتراک بذارم خودش چند روز وقت میخواد.
دیروز روحانیِ مسجد جنتشهر(نمیدونم جنت شهر کجاست!) حاجآقا مرتضوی با من تماس گرفتند، ایشون صد و ده جلد از کتاب من رو برای کاروان اربعینیشون تهیه کرده بودند، خیلی تقدیر کردند و گفتند چقدر این نوشتهها خوب بود و اعضای کاروان چقدر راضی بودن از این کتاب... و خب این از برکت نام زینب کبراست...
عشق من به حضرت زینب برمیگرده به اعتکافهای ایام نوجوانی...
همهی پونزدهِ رجبهایی که به ایوانِ مسجد جامع شهر تکیه زدم و عمیقا به عمه جانِ امام زمان فکر کردم و از یک جایی به بعد دیدم که من خیلی به این خانوم وابسته شدم.
و خب اون اعتکافها رو پدر و مادرم برام تدارک دیدند وقتی تابستانهای داغِ دههی هشتاد همراهِ پدرم معتکف میشدم و غروبِ هر روزش مادرم با یک پارچ شربتِ تگریِ خاکشیر گلاب به مسجد میاومدن و عطشِ روزهداریِ ما معتکفها رو با خنکای شربت میگرفتند...
خواستم بگم خِیر و برکتی هم اگر هست قطعا از جانب پدر و مادرم هست.
لطفا دعای خیری اگر دارید، این نوشتهها برای شما حالِ خوشی اگه داره، دعاش رو به جانِ عزیزِ پدر و مادرم کنید، که اگه نبود اون اعتکافهای مغتنم و حتی اون شربتهای خاکشیرِ مادرم، شاید من هیچ وقت به عشقِ عمه جانِ امام زمان مبتلا نمیشدم و شما رو در این عشق همراه نمیکردم...
40.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از صحبتهام در برنامهی رونمایی کتاب
آدرسِ خریدِ کتاب #من_اگر_روضهخوان_بودم با تخفیف ۲۰ درصدی:
https://ketabejamkaran.ir/148686
..
.
انقدر محتواهای خوب اربعینی دارم، ولی نمیدونم چرا اینجا به اشتراک نمیذارم!
.
حالا نقدا شما واسه طرح پیادهروی در آسمان ثبتنام کنید تا من ببینم چی بهتره براتون بنویسم!
.
روزی همینجا، دختربچهها، قرمزپوش و هلهلهکنان به پیشواز کاروانی اومده بودن که اهلش رو خارجی خطاب میکردن.
در و دیوار رو آزین بسته بودن و خندهکنان شیرینی و شربت به هم تعارف میکردن و جواهرات و زینتهاشون رو به سر و گردن بسته بودن تا هم جشنشون پر پیمونتر بشه و هم دل بچههای کاروان رو بسوزونن.
اما حالا همینجا، این دختربچهها سیاهپوش و عزادار، به پیشواز زائرا میان و لقمههایی رو که حتی از خودشون دریغ میکنند رو در دهان زائرا میذارن، هیچ دختری زینت نمیبنده و هیچ خندهای به قاه قاه مستانه بلند نیست.
این دگرگونیِ عمیق، این زیر و رو شدنِ آدمها، این تحولِ هزار و چهارصد ساله، حاصل زحمتهای عمه جانِ کاروانه.
عمهای که اگه نبود، زمین همون هزار و چهارصد سال پیش اهلش رو بلعیده بود!
عمهای که اگه نبود....
نَه! اصلا نمیشد که عمه نباشه، اصلا خدا یک جهان رو آفریده تا یک عمه رو به رخ بکشه.💚
جانها به فدای عمهای که طاق عرش جای کمی براشه اما با این وجود این شبها و روزها زنجیر اسارت بسته به پاشه.💔
✍ملیحه سادات مهدوی
عکس: فاطمه قنواتی
#مای_بارد
🌱 @sharaboabrisham
#من_اگر_روضهخوان_بودم میانِ هدایایِ فرهنگیِ اربعینِ دانشجویی😍
.
.
ممنونم که عکسهای دلبرتون از کتاب رو میفرستید.🙏❤️
خیلی ارزشمنده برام.
آدرسِ خریدِ کتاب #من_اگر_روضهخوان_بودم با تخفیف ۲۰ درصدی:
https://ketabejamkaran.ir/148686
..
وی در حالیکه بی خبره از ننهبزرگ و بابابزرگایی که در حسرت کربلا موندن و مُردن و هرگز تو این دنیا به زیارت اباعبدالله مشرف نشدن، داره کولهاش رو میبنده تا در عنفوانِ جوانی برای چندمین بار به کربلا مشرف بشه و همونطور که داره مهیای رفتن میشه زیر لب کشور و حکومت و گرونیها رو مورد عنایت قرار میده!
و یکی نیست بهش بگه عزیزُم همین که تو داری میری کربلا و از اون بالاتر همینکه واسه صدقهی سفرِ به این بزرگی و عجیبی فقط یه دونه هزاری گذاشتی کنار، یعنی خیالت از امنیت راه و سفر و همه چی راحته و خب این راحت بودنِ خیالت از صدقهسرِ جمهوری اسلامیه بچه خوشتیپ!
وگرنه گُندهتر از تو به خواب شبشم نمیدید این هر سال هر سال کربلا رفتنا رو...
.
✍ملیحه سادات مهدوی
#مای_بارد
عکس از نت، متن الهام از عکس.🌱
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a