هدایت شده از کتابخانه عمومی شهید ابدی شهری گناباد
بسم الله الرحمن الرحیم
📣📣📣اداره کتابخانههای عمومی شهرستان گناباد با همکاری دانشگاه آزاد اسلامي واحد گناباد و کتابخانه عمومی شهید ابدی شهری برگزار میکند:
🔰🔰مراسم رونمایی از کتاب"من اگر روضهخوان بودم"اثر ملیحهسادات مهدوی شهری
✅همراه با پخش انیمیشن طنز «از گناباد تا بغداد»(به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس)
🔸زمان: دوشنبه ۲ مهرماه صبح ساعت ۹ صبح
🔸مکان: تالار اندیشه دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد
#رونمایی_کتاب
#من_اگر_روضهخوان_بودم
#دانشگاه_آزاد_اسلامی_واحد_گناباد
#کتابخانه_عمومی_شهید_ابدی_شهری
#اداره_کتابخانه_های_عمومی_گناباد
شراب و ابریشم...
بسم الله الرحمن الرحیم 📣📣📣اداره کتابخانههای عمومی شهرستان گناباد با همکاری دانشگاه آزاد اسلامي واح
.
☝️انشاالله فردا ساعت ۹ صبح👈 اینجا هستم☺️
دوستانی که گناباد هستند اگر فرصت داشتند تشریف بیارن☺️🙏
.
.
چاپ اول کتاب بلطف خدا و به برکت نام حضرت زینب خیلی زود بفروش رفت و کتاب در عرض بیست روز بعد از چاپ اول رفت برای چاپ دوم.
چاپ دوم هنوز بیرون نیامده و خودم بیشتر از همه منتظرم تا چاپ دوم کتاب را دستم بگیرم.
چاپ اول بخاطر اول بودنش عزیز است و چاپ دوم بخاطر موفقیتِ اثر.
آنقدر بازخوردهای مثبت از کتاب دریافت کردم و آنقدر آدمهای رنگارنگ از جاهای مختلف ایران پیام دادند و از کتاب و اشکها و گریههایشان گفتند که تعدادش از دستم بیرون رفته و اینها همه قطعا از لطف حضرت زینب است. 💚
حالا ادارهی کتابخانههای عمومی گناباد قرار است از کتابی که از نویسندهی جوانِ شهرش به چاپ دوم رسیده رونمایی کند و آن نویسندهی جوان با افتخار من هستم.🌱
البته اینکه میگویم با افتخار، بخاطر چاپ اول و دوم و کتاب و این حرفها نیست، بلکه بخاطر محتوای کتاب است.
آنهایی که با من ارتباط نزدیکتری دارند و به تبع از قلمِ من سهمِ بیشتری، میدانند و تأیید میکنند که من عاشقانههای کمنظیری مینویسم، فکاهیها و طنزهایی فوقالعاده و داستانهای پر جاذبه و مقالههایی که بقول استادِ داورِ پایاننامهام، انگار آن مقالهها متعلق به اندیشمندان بزرگ است!
و خودم بهتر از همه میدانم که بلطف خداوند در هر سَبک نوشتاری صاحبقلم هستم اما خداوند آنقدر به من لطف کرده که از بین عاشقانهها و طنازیها و حتی پژوهشهای علمی، قلمم را به خدمت اهلبیت درآورده و نگذاشته که استعداد نوشتنم را جای دیگری خرج کنم.
و من مثل همیشه اول از خدا و بعد از پدر و مادرم ممنونم بخاطر تمامِ نوشتنهای اهلبیتیام💚
فردا ساعت ۹ صبح
تالار اندیشه دانشگاه آزاد گناباد🌱
.
شراب و ابریشم...
من هر جا بروم پروانههای غزه را با خودم میبرم... .
.
خدا رو شکر برنامهی امروز هم به لطف حضرت زینب به خوبی برگزار شد.
از صحبتهای امروز خودم خیلی راضی هستم.
اول مراسم که صلوات خاصهی امام رضا جان رو گذاشتن با تصاویری از حرم، نگاه گنبد کردم و گفتم امام رضا جانم مدد بدید حرفایی بزنم که مورد رضایت حضرت زینب باشه.
و وقتی رفتم پشت تریبون صحبتم رو با یه آیهی قرآن شروع کردم: وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
گفتم یهود مدعی شد دست خدا بستهاس و خدا تو همین آیه پاسخ یهود رو داده: بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
حالا ما در ایران احساس میکنیم دست ما بستهاس ما واقعا برای فلسطین چی کار میتونیم بکنیم جز گریه و دعا؟
و خب آیه پاسخ داده دست خدا بازه
تو جمهوری اسلامی هر کس هر جا هست در جهت تقویت نظام بعنوان اصلیترین پایگاه استکبارستیزی جهان قدم برداره، همین کمک به فلسطینه!
و من بعنوان یک نویسنده چطور میتونم این رسالتم رو به انجام برسونم؟ با نشون دادن چهرهی استکبارستیز حضرت زینب.
جوانی که با این چهرهی حضرت زینب آشنا بشه دیگه حضور اسرائیل رو در این کرهی خاکی برنمیتابه.
و من تمام تلاشم بر اینه که اون تعریف زن ستمکش رو از حضرت زینب بردارم و از ایشون زن قهرمان ستمستیز رو به نمایش بذارم تا جوان با این جلوه آشنا بشه و با همین جلوه نابودی اسرائیل رو طلب کنه...
و بعد رفتم سمت توضیحاتی دربارهی وجود نازنین حضرت زینب...
و بلطف خداوند همونطور که از قبل با خودم قرار کرده بودم اسم شهید رئیسی رو هم آوردم و واقعا از خدا ممنونم که اجازه نداد اسم رئیسی از ذهنم بره.
و از همه مهمتر اینکه این تریبون فرصتی شد برای تقدیر از پدر و مادر عزیزم و بوسیدن دستشون در یکی از رسمیترین مراسمهای زندگیم💚
الحمدلله رب العالمین
.
با افتخار میبوسم دست پدر و مادری رو که دوست داشتنِ اهلبیت رو یادم دادند💚
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنقدر برایت نوشتهام تا همهی آنهایی که کلمههای من را خواندهاند، خیالاتی شدند و
گفتهاند من یکی از بستگان زینبم💚