.
چونکه سور و سات عروسی به راهه، یکی از دستنوشتههای قدیمیم که برای عقد پونه جانم نوشته بودم رو رونمایی میکنم تقدیم به ۹ عروس و دومادِ خوشبختِ شراب و ابریشم:
«قَالَ اهْبِطُوا» خدای تبارک این را که فرمود آدم و حوا هبوط کردند در زمین...
آدم روی کوه صفا، حوا روی کوه مروه.
آدم از حوایش دور افتاده بود،
حالا تنها روی صفا، مشغول ذکر بود و توبه و دعا...
اما دعایش انگار مستجاب نبود!
آدم همانطور که مشغول ذکر بود یکباره یک حسی افتاد میان دلش!
دلش انگار هوای حوا کرده بود...
دلش بی حوا آرام نبود!
آدم از صفا پایین آمد و افتاد دنبال گم شدهاش، دنبال حوا...
از همین جا بود که همه فهمیدند آدمها همیشه حوای گم شدهای دارند که باید بروند دنبالش...
آدم مسافر سفری سخت شده بود،
تمام زمین را دنبال حوایش گشت،
در مسیرش اتفاقا از کربلا هم گذشت،
همانجا بود که یکدفعه پایش لغزید و افتاد توی یک گودی، خون که از پایش چکید نالهاش بلند شد...
فرشته وحی نزد آدم آمد و گفت میدانی اینجا کجاست؟
و پاسخِ آدم: نه مگر کجاست؟!
- اینجا گودی قتلگاه است...
و بعد برای آدم روضه خواند، آدم آنقدر گریست که روحش شسته شد، حالا با نفسی تازه بلند شد و راه افتاد دوباره دنبال حوا...
از همین جا بود که همه فهمیدند، مسیر زندگی باید از کربلا بگذرد و گرنه راه خطاست...
آدم همانطور که دنبال حوا بود یکباره شمیمی در هوا وزید، بوی عطری پیچید و آدم گمان برد دوباره به بهشت رسیده!
اما آنجا اصلا شبیه بهشت نبود! یک صحرای پهن، بی آب و علف....
آدم پا گذاشت توی صحرا، کم کم دلهرهاش داشت آرام میگرفت، یکباره نگاهش افتاد به حوا...
آدم حوایش را پیدا کرده بود، توی یک صحرای بهشتی، توی عرفات...
.
.
.
حالا آدم و حوا نشسته بودند کنار هم، جبرئیل هم آمده بود رازِ قبولِ توبه را برملا کند و اسم پنج تن را یادشان داد...
آدم و حوا خدا را قسم دادند به پنج تن آل عبا، خدا هم خیلی زود توبهشان را پذیرفت،
حالا که اسم پنج تن آمده بود، حالا که شده بودند دو نفر، خدا خیلی زود توبهشان را قبول کرد.
خدا توبه آدم را نپذیرفت تا وقتی که حوا را پیدا کرد و شدند دو نفر!
از همین جا بود که همه فهمیدند خدا دو نفر را بیشتر از یک نفر دوست دارد.
از همین جا بود که همه فهمیدند خدا دونفری را که با آن پنج نفر باشند بیشتر از همه دوست دارد.
آدم تا حوایش را پیدا کرد خدا اسم پنج تن را یادش داد.
از همین جا بود که همه فهمیدند خدا دوست دارد آدمها و حواها با هم باشند و با آن پنج نفر...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
.
این دستنوشته برداشتی آزاد بود از آیات ۳۰ تا ۳۵ سوره بقره و ۲۴ اعراف و آیه ۲۱ روم و روایت حضرت امام صادق ذیل آیات سوره بقره
.
شراب و ابریشم...
نظرتونه براشون کارت عروسی هم بگیرم؟😅 چه نَنهی عروس خوبی هستم من؛ یعنی به فکر همه چیز هستم.😁
.
گرافیک صافات هم برای هر عروس و دومادی سه تا کارت عروسی هدیه داد.
یکی برای مامان بابای عروس، یکی هم برای مامان بابای دوماد، یکی هم یادگاری برای خودشون نگه دارن.
و خب متن داخل کارت رو هم که با قلم فاخر خودم مینویسم انشاالله ❤️😅
هدایت شده از شراب و ابریشم...
مهندس کوچولوی توی عکس برادرزادهی عزیزم سید رضاست☺️
یک مهندسِ واقعی
همیشه کتاب و لوازم مهندسی و کشاورزی تو دستشه و از همه اسباب و لوازم کشاورزی هم سردرمیاره و با کمک باباش کار باهاش رو هم بلده.
اگه اهل کشاورزی و علاقهمند به باغداری و نگهداری گل و گیاه هستید حتما میتونید بهترین محصولات رو از مهندس مهدوی بخرید👌
کانال ایتا:
https://eitaa.com/iransabzagri
برای روز پدر هم هدیههای خیلی خوبی میتونید تو این کانال پیدا کنید.
.
.
بسمالله الرحمن الرحیم
جشن ازدواج آسان ویژهی ۹ زوج جوان متعلق به خانوادههای عزتمند به همت اعضای محترم کانال شراب و ابریشم
هدایای جذب شده از طریق کانال شراب و ابریشم:
۱. اعضای ماهِ کانال شراب و ابریشم اهدای مبالغ نقدی جمعا به ارزش ۵۴ ملیون تومان ( مبلغ صرف خرید طلا برای عروس خانومها )
۲. سفر دو روزه به مشهد به این صورت که یکی از اعضای محترم کانال که در مشهد مقدس زائرسرا دارند؛ برای هر زوج دو شب اسکان رایگان هدیه دادند و یکی دیگر از اعضای محترم که راننده اتوبوس هستند رفت و برگشت رایگان عروس و دومادها به مشهد رو متقبل شدند.
۳. برنامه محترم سمت خدا: ۲ عدد گوسفند جهت قربانی جلوی پای عروس و دومادها
۴. آقای قلیزاده مالک تالار غدیر، تالار رو رایگان در اختیارمون گذاشتن
۵. سالن زیبایی یاس و سالن آرایش مردانه موچین: اصلاح و پیرایش عروس و دومادها
۶. ویتالند: ۹ پک کامل ادویه هر پک شامل ۸ نوع ادویه
۷. پینک اسکارف: ۹ عدد روسری ابریشم
۸. عطر و ادکلن راینو: ۹ ادکلن مردانه
۹. حجره سلامت: ۹ عدد عطر زنانه
۱۰. یکی از اعضای محترم کانال به یاد فرزند مرحومشون ۹ قواره چادر برای عروس خانومها و ۹ عدد ساعت مچی برای آقادومادها و ۹ عدد ساعت مچی برای عروس خانومها
۱۲. دوست خوبم ساخت و اهدای دستهگلهای عروس خانومها
۱۰. همکار ارجمندم جناب دکتر حسینی یک کارگاه آموزش مهارتهای زندگی هدیه دادند.
۱۱. کانال ارزشمند بانو حَیّ باش: یک دورهی آموزشی خانهداری
۱۲. ست سبد تریکو
۱۳. گروه جهادی جوانی جمعیت، کتاب مثبت سه با موضوع فرزندآوری هدیه به عروس و دومادها
۱۴. یک عکاس حرفهای در گناباد عکاسی و تدوین رو هدیه کرده و یک آتلیه در تهران چاپ عکس یادگاری برای عروس و دومادا
۱۵. کیک و شیرینی وانیلا؛ کیک عروسی
۱۶. کارت هدیه ۶۲۲هزار تومنی
۱۷.و کلی هدایای ریزه میزهی دیگه مثل سرکلیدیهای دنیای فرشته☺️
ماشاالله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم
دمتون واقعا گرم
عضوِ صالح کانال؛ گلی از گلهای بهشت است.😌😂
.
.
یه مهمون داشتم این یکی دو روزه.
یکی از دوستام از راه دور اومده بود پیشم.
انقدررر ازش کارِ فرهنگی کشیدم که فکر میکنم الان داره با خودش تکرار میکنه: اگه مهمونی اینه، اگه میزبان همینه؛ دیگه چشمام نمیخواد دنیا رو ببینه😂
با خودم بردمش خرید واسه عروسا و تو بازار هر چی خریدم دادم دستش تا حمل کنه برام
آوردمش کمک کنه پکها و بستهبندیها رو درست کنیم
بعد نشوندمش سرِ کتابای اعتکاف حرم نشست دونه دونه اسم اهدا کنندهها رو نوشت
و الان احساس میکنم چه میزبان گرانقدری هستم من😂
تو پیکِ کارای فرهنگی من بلند شده اومده گناباد، ناچار ایشونم حل شد تو کارام😂
.
.
اما دربارهی آرایشگاه موچین واقع در باغ ملی گناباد باید یک مطلب اختصاصی بنویسم.
جناب آقای علیآبادی، آرایشگر محترمی که اصلاح دومادها رو تقبل کردند.
استقبال ایشون از برنامه، میزان همکاری و همراهیشون با زمانبندیای که من بهشون دادم، تنظیم برنامههای شخصیشون با برنامهی ما و از همه مهمتر اخلاق خوب و ادب و احترام ایشون حقیقتا تحسینبرانگیزه.
در مواجهه با چنین انسانهای شریفی امید به زندگی در من هزار برابر میشه و این دست افراد هستند که انگیزه و امیدم رو برای انجام کارهای خیر تقویت میکنند.
انشاالله خداوند این دست انسانها رو تکثیر کنه و دنیا رو پر کنه از وجودشون
.
شراب و ابریشم...
. اما دربارهی آرایشگاه موچین واقع در باغ ملی گناباد باید یک مطلب اختصاصی بنویسم. جناب آقای علیآباد
.
و سالن آرایشی یاس
خانم آخرتیِ عزیزم که آرایش عروسامون رو بعهده گرفتند.
یک بانوی آرایشگر مؤمن و متعهد و خوشاخلاق و همیشه همراه در کارهای خیر
این زیباییها رو باید بیان کنیم. گاهی خیال میکنیم دنیا پر از بدی شده و همه جا سیاهه؛ باید این حَبههای نور و مِهر رو که خدا تو دنیای اطرافمون پراکنده رو ببینیم و بابت وجودشون خدا رو شکر کنیم.
این آدمها دنیای ما رو روشن میکنند.
اینها خودشون معنیِ روشنی و امید هستن.
الحمدلله رب العالمین بخاطر وجود آدمهای خوب در اطرافمون
.