1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من، بعد از اعتکافگردیها و برگزاری جشن عروسی و توزیع گوشتها:
.
نتیجهی سه ماه تلاش جهت هماهنگیها و تأمین هزینهها، شد:
مبلغ هفتاد ملیون تومان کمک شراب و ابریشمیهای جان، جهت هزینههای سفر
و در نهایت اعزام سیزده زائراولی به کربلای معلا
هزار هزار الحمدلله رب العالمین 💚
.
شراب و ابریشم...
☝️مراسم بدرقهی زائرامون الحمدلله خیلی خوب برگزار شد.
همهی آداب و رسومی که میشد به جا آورد رو انجام دادیم.
از دود کردن اسپند گرفته، تا چاووشی و از زیر قرآن رد کردن زائرا و آب ریختن پشت سرشون...
امروز از صبح زود که از خونه بیرون زدم تا الان که دوباره برگشتم خونه، یک لحظه ننشستم، تمام مدت در حال دویدن بودم تا مراسم بدرقهی کربلاییها به بهترین شکل انجام بشه.
توی نمازخونهی ترمینال که یک لحظه تکیه دادم به دیوار و پاهام از خستگی تیر کشید زیر لب گفتم یا زینب کبری، فدای خستگی پاهات خانوم...
.
شراب و ابریشم...
لحظهی ورود عروس و دومادامون به تالار😍 🌸🍃°• 🍃°• °• من از خدا که تو را آفرید ممنونم از آنکه روح به ج
☝️جشن ازدواجی که برای ۹ زوج برگزار کردیم رو یادتونه؟
کربلاییهامون هم زوجهای جوان بودند☺️
خلاصه که این عنوانِ مادر عروسها روی من موند که موند.😂
یکی از زوجهای کربلاییمون، جزء همین عروس و دومادهای جشن ازدواج بود، مادرش امروز بهم گفت از من که مادرشم برای دخترم بیشتر مادری کردی😢 و یکهو خم شد که دستمو ببوسه که من اجازه ندادم. اونقدر خوشحال و راضی بود که حد نداشت...
خدمت به مستضعفین با تمام سختیها و چالشهایی که داره، شیرینیهای خاص خودش رو هم داره که یکیش همین دیدن لبخند رضایت و اشک شوق آدمهاست...
الحمدلله رب العالمین
توفیقی هم اگر هست با عنایت امیرالمؤمنینه و کاری هم اگر انجام میدیم با الگو گرفتن از مکتب امیرالمؤمنینه
جانهای همهی ما به قربان امیرالمؤمنین، تنها شاهی که خادم مستضعفان بود.
.
431.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر لورفته از اتوبوس مسافرامون☝️
درسته فرستادیم برن کربلا ولی بهرحال زوج جوانن دیگه😂
پینوشت:
خیلی دیگه تو فاز معنوی نریم، برگردیم به تنظیمات کارخانه😂
.
توی هر اقدام جهادی، شما اینجا فقط یه پول جمع کردنو میبینید، گرچه که همین هم کار سادهای نیست و واقعا زمانبَر و وقتگیره، ولی تقریبا سادهترین قسمت کاره.
بعد که پول جمع میشه تازه سختیهای اصلی شروع میشه.
مثلا برای همین کربلاییهامون، جدای از تمام دوندگیها و هماهنگیها، ارتباط با خودشون هم سختیهایی داشت، مثلا یکی از زوجهامون سواد نداشتند، هم خانوم و هم آقا با اینکه جوان بودن متأسفانه سواد نداشتن و من واقعا در ارتباط با این دو نفر اذیت شدم، برای گرفتن هر نوع اطلاعاتی ازشون باید بارها تماس میگرفتم و توضیح میدادم که مثلا کدملی رو بگید...
یکی از زوجهامون ساکن روستایی بودند که آنتن درستدرمونی نداشت و به اینترنت هیچجوره دسترسی نداشتن و چالش بعدی من ارتباط با این دو نفر بود.
یکی از زوجهامون همین دیشب، بین مادراشون اختلاف و بحث پیش اومده بود و داشتن میرفتن که بزنن زیر میز مذاکره و کربلا رو بفرستن هوا، که دیشب تا دوازده شب مجلس آشتیکنون داشتم و اینا رو صلحشون میدادم...
امروز که اصلا پودر شدم به معنی واقعی کلمه!
تا بخوام اینا رو سرجمع کنم و تدارکات مراسم بدرقهاشون رو آماده کنم و راهیشون کنم برن، به معنی واقعی کلمه بند بندم از هم گسست😅
خلاصه که واسه این کربلاییها واقعا اذیت شدم و میدونم که اباعبدالله تمام این دویدنها و استرسهایی که کشیدم رو جزء به جزء دیدند و جبران میکنند.
من همیشه آخر هر اقدام جهادی اجر و پاداش اون کار رو تقدیم به بانو خدیجه میکنم ولی این بار دوست دارم با اذن از بانو، بگم اگه اجر و پاداشی تو این حجم از دوندگی و خستگی بود همه و همه تقدیم به پدر و مادرم که فارغ از حقِ والد که بزرگترین حقه، حق آشنا کردنم با اهلبیت رو بر من دارند و این بزرگترین لطفی هست که هر پدر و مادری میتونند نسبت به فرزندانشون داشته باشند....
و این لطف رو هیچجوره نمیشه جبران کرد، فقط میشه دل، خوش کرد به جبران اباعبدالله...
هزار هزار الحمدلله رب العالمین 💚
.
.
کربلاییهامون الان به سلامتی رسیدن قم.
ون هماهنگ شده، همه با هم سوار میشن و میرن محل اسکان.
امروز ناهار مهمان حضرت معصومه جان هستند انشاالله و بعد مشرف میشن جمکران و فردا صبح انشاالله از قم میرن سمت کربلا.
اجر همهی شما با اربابِ دو سرا
شما که با واریزیهاتون امکان این سفر رو فراهم کردید.
.