eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
شراب و ابریشم...
شراب و ابریشم @sharaboabrisham
. آیه ۱۴۲ اعراف یک ماجرایی تعریف می‌کنه که نقلش برای امشب بی مناسبت نیست. قصه از این قراره که حضرت موسی برای دریافت تورات باید یک سفر سی روزه به کوه طور داشته باشه و سی شبانه‌روز رو به عبادت و تهجد بگذرونه تا الواح آسمونی به ایشون نازل بشه و بعد از سی شب با تورات برگرده سمت بنی‌اسرائیل. این موعد سی روزه از اول ذی‌قعده شروع میشه و مثل امشبی خدا مهلت رو تمدید میکنه و ده روز به اعتبار حضور موسی در میقات اضافه میشه و اون سی روزه‌ی اول میشه چهل روز: وَ واعَدْنا مُوسی‏ ثَلاثِینَ لَیلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَةً یعنی حضرت موسی یک چله در کوه طور عبادت میکنه و در پایان چله الواح رو دریافت می‌کنه و سمت قوم خودش برمی‌گرده. این چهل روز همون چله‌ی کلیمیه‌ای هس که همه‌ی شما می‌شناسید. چون حضرت موسی کلیم‌الله بودن این چله کلیمیه اسم گرفته. از امشب اون تمدید ده روزه آغاز میشه یعنی ده روز از ذی‌حجه به سی روز ذی‌قعده وصل میشه و چهل روز تهجد موسی کامل می‌شه. این قصه‌ی قرآن یک ماجراهای مفصلی داره که باید به مرور بنویسم. الان فقط برای دو نکته نوشتم یکی برای اشاره به اینکه حضرت موسی وقتی قرار شد به کوه سینا بره برادرش هارون رو بعنوان جانشین خودش تعیین کرد و اوشون رو به مردم معرفی کرد و بهشون گفت وقتی من نیستم هارون جانشین من و راهنمای شماست: وَ قالَ مُوسی‏ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ یک پیغمبری قراره یک سفر سی چهل روزه بره و برای همین مدت کوتاه برای خودش جانشین تعیین میکنه بعد چطور میشه پذیرفت خاتم‌الانبیا به سفر ابدی بره و برای خودش جانشین تعیین نکنه؟! مگه میشه مگه داریم؟! خب حالا که نمیشه و نداریم، پس اول بخاطر عقیده‌ی صحیحت شکر بجا بیار تا بعد مطلب دومو بگم: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ. مطلب دومی که میخواستم بنویسم اشاره به نماز دهه‌ی اول ذی‌حجه بود که از امشب شروع میشه و گفته شده هر کی این نمازو بخونه تو ثواب حجِ حاجیا شریکه👌 من این نمازو از پدرم یاد گرفتم و چه ذی‌حجه‌ها که جلوی ایوون مسجدمون این نماز رو با مسجدی‌ها خوندیم و حظش رو بردیم. الحمدلله رب العالمین🌱 زیارت خانه‌ی خدا گوارای وجود همه‌ی زائران بیت‌الله‌، ان‌شاالله به زودی ما هم یک ذی‌حجه‌ای چشم باز کنیم و ببینیم که سفید پوشیدیم و ناباورانه مقابل کعبه‌ایم😍 دستور نماز توی عکسی که گذاشتم هست. التماس دعا. ملیحه سادات مهدوی شراب و ابریشم @sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
من از آن مخالفهای سرسختِ نظریه‌ی "غدیر عید سیدهاست" بوده و هستم! همیشه گفته‌ام غدیر عید بشریت است، ع
. لیکن اگر عید غدیر عید سیدها نیست، اول ذی‌حجه قطع به یقین عید بچه‌سیدهاست... مبارکمون باشه روییدن و جوونه زدنمون در باغ خانه‌ی امیرالمؤمنین 💚💚 .
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
. دورتان بگردیم مولا، که مِهرِ حضرت زهرا به دلتان نشسته بود و شما با خودتان فکر می‌کردید آخر من که چیزی قابلِ زهرا ندارم... خدا بیامرزد پدرِ آن شیرپاک خورده‌ای که آمد پیش شما و گفت: زهرا این روزها خواستگار زیاد دارد، اعیان و اشرافِ بلاد عرب مرتب می‌آیند و می‌روند، اما پیغمبر در جواب همه فقط یک حرف می‌زند: امر ازدواج زهرا به دست خداست.... داشت اینها را برای شما می‌گفت، که یکدفعه بر و رویتان چشمش را گرفت، قد و بالایتان را براندازی کرد، چشم‌هایش را ریز کرد توی صورتتان و بی مقدمه گفت: "راستی علی! چرا تو به خواستگاری زهرا نمی‌روی؟" در اینکه کارخانه کارخانه قند توی دلتان آب شد که شکی نیست! در اینکه چشم‌هایتان از شوق برق زد، هم! و لابد از دلتان هم گذشت: از خدایم است... مأخوذ به حیا و آرام جواب دادید: دلم که می‌خواهد، پایَم یاری نمی‌دهد... البت شاید اینجور نگفتید... پایم نمی‌دهد... یک حرفی شبیهِ همین... یکی از همین بهانه‌ها... نمی‌شود و نمی‌توانم‌ها... ناز نبود، شأنِ زهرا، در نگاه شما بالاتر از این حرفها بود... خدا رحمتش کند، از خیر حرفش نگذشت، البته من حدس میزنم شما هم دلتان نمی‌خواست که از خیرش بگذرد... گفت: حالا زهرا اینهمه خواستگار دارد، تو هم یکی... راه دوری نمی‌رود، تَهِ تهَش این است که تو را هم رد کند، اما برو، بعدا پشیمان میشوی ها!... از ما گفتن بود... خدا خیرش بدهد که با همین حرفها دلتان را خالی کرد و فرستادتان بروید خانه پیغمبر... و کسی نیست که ماجرای بعد از آن خواستگاری را نداند... راستی، وقتی رفتید زره را بفروشید با پا رفتید یا بال درآورده بودید؟ دورتان بگردیم، ما که غریبه نیستیم، هیچ وقتِ دیگر خودتان را اینهمه خوشحال دیده بودید؟ حساب که میکنم، می‌بینم ما به آن حلال زاده که پاپیچ‌تان شد و دست برنداشت تا فرستادتان خواستگاری، یک جورهایی مدیونیم... یک جورهایی که نه! ما به او خیلی هم مدیونیم... دست و دهانش را می‌بوسیم، خدا خیرش بدهد، چقدر خوب کرد واسطه شد... دستش درد نکند، خودمانیم، ولی برای عجب دومادی‌ای پاپیش گذاشت ها! . . حالا هزار و چهارصد سال است که این دامادی، مبارکِ تمامِ اهلِ زمین و زمان است... ✍ملیحه سادات مهدوی مبارکمون باشه، دومادیِ مولا 💚 خیلی خیلی مبارکمون باشه عروسیِ حضرت زهرا... 💚 واسه همه‌ی عیدا من میگم عیدی بگیرید از دست حضرت زهرا ولی واسه امشب بالا غیرتاً امیرالمؤمنین باید عیدی بدن، حقاااا که چقدر خوشبخت شدن، چه خانومی چه تاج سری نصیبشون شده ☺️ ❌ با احترام به جهت رعایت حق مولف نشر مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست🙏🌱 .شراب و ابریشم @sharaboabrisham
حسین طاهری16261932048214813317316.mp3
زمان: حجم: 4.6M
مبارکمون هست مبارک‌ترمون باشه الهی😍 @sharaboabrisham
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. هر چقدر حساب می‌کنم، می‌بینم خدا اون حجم از فداکاری‌های امیرالمؤمنین در راه خودش، اونهمه کِدّ و رنجی که برای اعتلای اسلام کشید، اونهمه زخمی که در جبهه‌های نبرد برداشت و اونهمه زحمتی که برای دین خدا به جون خرید رو هیچ جور دیگه‌ای بهتر از این نمی‌شد جبران کنه که همسری مثل حضرت زهرا رو به ایشون عطا کرد. حقیقتا همسریِ حضرت زهرا پاداش مجاهدتهای امیرالمؤمنینه. گوارای روح و جان امیرالمؤمنین، همسری تا به این حد نازنین💚 ✍ملیحه سادات مهدوی @sharaboabrisham
. حالا انگار ما چه کاری از دستمون برمیاد که قرار باشه واسه امیرالمؤمنین انجام بدیم! اصلا مگه ما در قد و قواره‌ی این حرفا هستیم که بگیم واسه امیرالمؤمنین کاری کردیم؟ والا! ما هر کاری هم بکنیم برای دلخوشی خودمونه که بگیم مثلا ما هم قاطیِ غدیریون بودیم. وگرنه که تمام محبت‌های عالم رو امیرالمؤمنین از ازل در حق ما کرده و ما تا قیام زیر دِینیم... .
واسه جشن غدیر بچه‌ها از اینا خریدم اسم اینا بادکنک آب‌بازیه بادکنکای کوچیکی که با آب پر می‌شه و میشه زد تو سر و کله‌ی همدیگه تا بترکه و آبش بریزه و کلی آب‌بازی کرد. فعلا یک برنامه‌ی آب‌بازی برای بچه‌ها در نظر گرفتم. پیش بریم تا ببینیم چی می‌شه. امید به لطف امیرالمؤمنین 💚 .
. هر چی شما دارید واریز می‌کنید من از اینور دارم خرج می‌کنم😁 "آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی" توصیف دقیقی از تدارکات غدیری منه🤣 هنوز نه جا رو مشخص کردم، نه برنامه‌ها رو چیدم، نه مربیهامو پیدا کردم ولی خجسته و خوشحال همینطور دارم خرید می‌کنم🤪 از تهران و آبادان و گناباد خرید کردم تا اینجا، یه دونه خرید از غرب کشور هم داشته باشم ثواب خریدهامو کامل گرفتم ایشالا😌😂 .
زمان: حجم: 26K
وقتی از من می‌پرسن نجف بودی، چطور بود؟ من: