شراب و ابریشم...
چرا موجودی رو تباه میکنی؟
.
ببینم کی میخواد از جوادالائمه حاجت بگیره؟
اگه قراره حاجت بگیری اینو بزن:
799998ریال .
شراب و ابریشم...
. ببینم کی میخواد از جوادالائمه حاجت بگیره؟ اگه قراره حاجت بگیری اینو بزن: 799998 ریال .
اجرت با جوادالائمه
انشاالله زودی صابخونه بشی
آخه میگن جوادالائمه خیلی حاجتِ خونهدارشدن میدن
فیالواقع وزیر مسکن کابینهی اهلبیت هستن
شراب و ابریشم...
اجرت با جوادالائمه انشاالله زودی صابخونه بشی آخه میگن جوادالائمه خیلی حاجتِ خونهدارشدن میدن فی
.
هر کی میخواد دست به دامن پنج تن بشه
122103بزنه .
شراب و ابریشم...
. هر کی میخواد دست به دامن پنج تن بشه 122103 بزنه .
هیئت متوسلین به پنج تن آل عبا:
روی عکس بزنید تا باز بشه
اولین واریزی موجودی رو پنج پنجی کرده، عکسو باز کنید، ببینید ساعت واریزش مال کدومتونه، همون بره حاجتشو بگیره
شراب و ابریشم...
هیئت متوسلین به پنج تن آل عبا: روی عکس بزنید تا باز بشه اولین واریزی موجودی رو پنج پنجی کرده، عکسو
.
ولی یه جوری همراهی میکنید که به قول اون دوستمون باید بریم تست بدیما🦥
.
.
تا من میرم دنبال تولید محتوا، اینجا یه کم گپ و گفت کنیم، ببینم گیفا بهتره یا ماتریکسا یا هردوانه😁
ولی حقیقتا دمتون حیدری💚
.
بسم الله...
داشتم کتابخانه را ورق میزدم، قدم به قدم، وجب به وجب...
سخت گرمِ تحقیق و شش دانگ حواسم روی خطوط کتابها دقیق...
یکباره!
در اوجِ پژوهش
درست، وسط ِحرفهای ملاصدرا
خاطری شریف افتاد میان دلم
و اشک حلقه زد در نگاهم
بلند شدم از پشت میز
و رها کردم کاغذ و قلم و بساطِ تحقیق...
و هنوز صدای ملاصدرا از پشت سرم میآمد: إذ البَراهین العَقلیَة و السَمعیة...
اما دلم هوای تو کرده بود!
تا تو هستی چه نیازیست به برهان ملاصدرا برای اثبات واجب الوجود؟!
تو آنقدر شگفت هستی که وجودت اثبات خدا باشد!
و آنقدر در رگ و ریشهام جاری هستی که من بی مددِ صدرالمتألهین درک کنم حرکت جوهری را!
وقتی شاخهی طوبی به دست توست و تو آنقدر آن را فرو آوردهای که دست هیچ رهگذری از آویختن به آن محروم نماند، مرا چه به تفسیرِ فلسفیِ والجنّات ِ النّعیم؟!
رها کردم کتابهای فیلسوف مآبانه را!
« در سایهسار نخل ولایت» ِ موسوی گرمارودی را برداشتم و با نفسِ گرم شعرش یک دل سیر گریستم!
قلم را برداشتم، خیس و تبدار از روی کتاب نوشتم:
« درشتناکترین کلمات را
به خدمت بایدم گرفت
تا تو را بسرایم
ای شعر بزرگ
ای صخرهوار
صلابت تو را هیچ شعر موزونی در خور نیست! »
و آرام زیر لب تو را تکرار کردم
علی... علی... علی...
و هنوز صدای ملاصدرا از پشت سرم میآمد: إذ البَراهین العَقلیَة و السَمعیة...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
❌با احترام انتشار دستنوشتهها بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست
.