.
من از آنهایی هستم که هیچجوره تحمل گرما ندارم، یعنی یک ذره گرما بخورم به معنی واقعی کلمه هلاک میشوم!
برای همین، خیالی که خیلی اذیتم میکند، خیالِ گرمای کربلاست!
چون خودم تا یک ذره زیر آفتاب راه بروم یا کاری انجام بدهم، پَر پَر میشوم، همیشه فکر میکنم جنگیدن و شمشیر زدن زیر تیغ آفتاب چقدر سخت بوده و چقدر ابیعبدالله اذیت شدهاند!
اصلا داغ و زخم و غربت را هم کنار بگذاریم، همان آفتاب لعنتی خودش تنهایی خیلی اسباب زحمت بوده!
من بس که با گرما اذیت میشوم، یک وقتهایی برای خودم روضهی آفتاب کربلا میخوانم و با خیالِ آفتابی که ابیعبدالله را آزار داده، عین بچهمردهها زار میزنم!
.
.
راستش صبح که رفقای موکب بیست میلیون را توی پاچهی ما کردند، میخواستم بهانه بیاورم و از زیر کار در بروم، حقیقتا فرصتش را نداشتم پول جمع کنم، ولی صحبت یخساز که پیش آمد، تسلیم شدم!
یک آن پیش خودم گفتم لعنت به گرما!
فدای عطش سینهات ارباب، کاش کربلا بودیم و لااقل یک آب خنکی دستتان میدادیم که گرما کمتر اذیتتان کند!
این را با خودم گفتم و کار را قبول کردم!
.
.
ما ۱۴۰۰ سال دیر رسیدهایم و دستمان از دادن یک آب خنک به پادشاه دو عالم کوتاه است، لیکن دستمان برای خنک کردن سینهی زائرهایش که باز است...
یخساز موکب را ما میخریم انشاالله!
هزار سهم بیست هزار تومانی هدیه به محضر آقایی که هزار سال است هفت آسمان داغدار عطش سینهاش است...
بسمالله
از یک سهم تا هر چند سهم که عشقتان میکشد و البته جیبتان اجازه میدهد واریز کنید و زیر لب تکرار کنید:
به فدای لب عطشان اباعبدالله
60379981.
شراب و ابریشم...
و اِنیکاد بخوانید و در فراز کنید.🌱 یک دنیا محو تماشاست، چه کرده فرزندِ وطن...
آخرین بار که اینجا بودم، اومده بودم برای "شیرینی ترکوندن اسرائیل" دوغ بخرم...
امروز که اومدم برای شام کمپ ترک اعتیاد ماست بخرم، یک مرتبه زانوهام شل شد...
اون روز داشتم برای سلامتی سردار حاجیزاده شیرینی میدادم، امروز اومده بودم برای شادی روحش خرید کنم...
از پیامی که ریپلای شده برید پایین و چند پیام بعدش رو بخونید...
شیرینی ترکوندن اسرائیل
هیع
.
.
واریزیای امروزو تقدیم کنیم به همهی اونهایی که برای وطن آبرو بودن
دانشمندا و سردارای شهیدمون....
بویژه سردار حاجیزادهی عزیزمون...
603799817برای خرید یخساز موکب .
شراب و ابریشم...
آخرین بار که اینجا بودم، اومده بودم برای "شیرینی ترکوندن اسرائیل" دوغ بخرم... امروز که اومدم برای شا
امشب توی کمپ بانوان روضه و اطعام داریم انشاالله.
یک گوسفند که یکی از اعضای محترم کانال برای عقیقهی فرزندشون اهدا کردند، قربانی کردیم.
مقداری از گوشت که برای اطعام شب لازمه رو تحویل آشپزخونه دادیم و باقی گوشتها رو توزیع کردیم.
کله پاچهی این گوسفند هم روزی خانوادهی زینب شد.☺️
دیروز پنج میلیونی که شما عزیزان برای زینب واریز کرده بودید رو تحویل مامای عزیزمون دادم تا از فروشگاه براش خرید کنند...
ایشون گفتن وقتی با مادر زینب تماس گرفتم و موضوع رو گفتم، مادرش گریه کرده و گفته من میخواستم این بچه رو سقط کنم ولی این الان داره روزی همهی خانوادهی ما رو مییاره....
.
عکس: خریدهای شام امشب
.
من دارم میرم کمپ ترک اعتیاد😁
اطعام در کمپ، جزء کارهاییه که اولین باره قراره تجربه کنم، یه کم استرس کار بالاست.😅
ما بچههای جهادیِ سید علی خامنهای تا کجاها که نمیریم.
از مرز افغانستان تا کمپ ترک اعتیاد، از محلههای فقیرنشین تا خانهی ایتام، همهی نقاط حادثهخیز و محروم دنیا زیر پای ماست.
و همهی دلخوشیمون اینه که سید علی خامنهای میدونه و خبر داره که بچههاش تو گوشهگوشهی این سرزمین در تلاش و در جهادند.
عمر و جوانی من و هزاران مثل منی به فدای سید علی خامنهای💚
.