.
عراقیهای عزیز برای اینکه یه وقت ما تو عراق غریبی نکنیم و عین کشور خودمون بدونیم، هِی برقو قطع میکنن!🚶♀
.
.
آدمیزاد وقتی نمیداند، وقتی بلد نیست، قیافهاش خیلی ترحمبرانگیز میشود.
درست شبیه من که ورودی نجف ایستاده بودم و نمیدانستم الان دقیقا کجا باید بروم.
تنها کلمهای که با لحن سؤالی تکرار میکردم همین بود: حرم امیرالمؤمنین؟
جوانکی عراقی یک ون نشانم داد و گفت خانم خانم این ماشین حرم، نیم دینار حرم
بعد یک نیم دیناری از جیبش درآورد و گفت یکی از اینها، حرم
بعد که خواست نیم دیناری را بگذارد توی جیبش، دستش را تا نصفه سمت جیب برد و دوباره برگرداند سمت من و نیم دیناری را داد دستم و گفت برو!
سوار شدم و آخر مسیر، همان نیم دیناری را دست راننده دادم و پایین آمدم.
از جایی که ما را پیاده کرده بود تا حرم نیم ساعت پیادهروی بود.
با همان قیافهی ترحمبرانگیز با همان سر و شکل نمیدانم کجا بروم، وارد حرم شدم و با خودم فکر میکردم وقتی یک جوانک عراقی اندازهی نیمدینار دلش به حالم سوخته، یک پادشاه عراقی که کمِ کَمَش قد چندصدهزار دینار مورد ترحم قرارم خواهد داد!
سلام مولا
سلام تنها امیرِ دنیا💚
.
زمان:
حجم:
98.9K
اذان مغرب حرم امیرالمؤمنین 💚
تمام دعواهای دنیا سر همین اسمه
هزار هزار الحمدلله رب العالمین که ما زیر پرچم صاحب این نام مبارکیم💚
و به بلندای نامت تکبیر
.
علم میگوید ماهی بخاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی میمیرد.
اما هر کس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق میکند که ماهی از بیآبی به دلیل طبیعی نمیمیرد،
ماهی بخاطر آب خودش را میکُشد…
✍برشی از کتاب #ارمیا اثر #رضاامیرخانی
علم میگوید آدمیزاد بخاطر دمای بالای نجف به دلایل طبیعی تب میکند.
اما هر کس یک بار دلتنگی برای نجف را تجربه کرده باشد تصدیق میکند آدمیزاد به خاطر گرما و به دلایل طبیعی تب نمیکند، آدمیزاد از فراق امیرالمؤمنین تب میکند...
✍رونوشت من از متن ارمیا !
.
.
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند...
.
برای نماز مغرب و عشا آمده بودم توی صحن که برق قطع شد.
صفها رج به رج کنار هم چیده شده بود و جمعیت آنقدر چفت هم بود که امکان تحرک نداشتم.
به سختی بین دو نماز دستم را چرخاندم سمت گنبد و این عکس را ثبت کردم.
حیف شد، اگر همان بالای پشت بام مانده بودم حتما عکس بهتری از این لحظه ثبت میشد، لحظهای که حرم غرق تاریکی بود و فقط گنبد میدرخشید.
نمیدانم این گنبد در دل خودش چه دارد که تا این حد مسحورکننده است!
هر چه که هست قطعا مربوط به آن اَبَربشرِ مدفون زیر همین قبه است!
.
ممنونم از بانو خدیجهی کبری که با بذلِ مالِ مبارکش اسلام را از گردنههای سخت عبور داد و راه را برای ما هموار نمود تا به دوست داشتنِ امیرالمؤمنین مشغول باشیم!
ما هر چه داریم از خدیجهی کبری داریم💚
.
شراب و ابریشم...
. ممنونم از بانو خدیجهی کبری که با بذلِ مالِ مبارکش اسلام را از گردنههای سخت عبور داد و راه را برا
.
ما حتی "چگونه دوست داشتنِ علی" را هم از خدیجه آموختهایم، آنجا که پیغمبر مولای ما را در خردسالی با خود به خانه برد و کفالتش را بعهده گرفت و خدیجه به او از مادر مهربانتر بود و علی را از جان عزیزتر میداشت.
.
شراب و ابریشم...
. ما حتی "چگونه دوست داشتنِ علی" را هم از خدیجه آموختهایم، آنجا که پیغمبر مولای ما را در خردسالی با
.
نشسته بودم توی صحن و داشتم قربانصدقهی امیرالمؤمنین میرفتم که یک مرتبه یاد خدیجهی کبری به دلم افتاد و یادم آمد من اگر امیرالمؤمنین را دوست دارم از برکت وجود خدیجهی کبراست و حاصل آنهمه زحمتیست که او برای هدایت بشر به دوش کشید...
رحمت خدا بر بانویی چنین بلندمرتبه که محبت امیرالمؤمنین را تا هزار و چهارصد سال پس از خود اشاعه داده...
.