eitaa logo
شرح حال
1.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
160 فایل
کانال شخصی حمیدرضا باقری - طلبه (درس خارج) - نویسنده. @hamidreza_bagheri کانال‌های دیگر بنده👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat https://eitaa.com/sharhehal_hoze
مشاهده در ایتا
دانلود
شرح حال
چند نفر با لباس نیروی انتظامی به مردم شلیک مستقیم می‌کنند. فیلم‌هایی با این عنوان به وفور در فضای مج
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبه مختصری که به آن اشاره شد و اگر موج خبری و پرداخت خوبی به جزئیات آن صورت می‌گرفت اتفاق بسیار بزرگی در دفاع از جمهوری اسلامی در اذهان مردم و بازگرداندن خشم مردم به دشمنان را رقم می‌زد. https://eitaa.com/sharhe_hal
یک عده دختر و پسر نوجوان روی تخته می‌نویسند جمهوری اسلامی و به آن توهین می‌کنند، یک عده هم هنرشان این است که یک عده نوجوان را جمع کنند از همان سبک ولی اینبار اینها احترام می‌گذارند. این مدل رفتارها تقابلی فضا را هرچه بیشتر و بیشتر به سمت دو قطبی شدن جامعه می‌برد. کاش عوض این کارها ماها درد و دل و حرف اینهایی که با اغتشاشات همراه می‌شوند و دوست دارند انقلاب شود و نظام ساقط شود هم بنشینیم. چقدر از آن حرف‌ها درست است؟ همان را اصلاح کنیم همان را ما هم مطالبه کنیم. در این چند روز با چند نفر از آنها صحبت کرده‌ام. وقتی به حرف‌هایشان گوش می‌کنی و به حرف‌های حقشان حق می‌دهی آرام می‌شوند، خیلی از آنها نه تنها با اسلام دشمنی ندارند طرفدار اسلام و حتی رهبری و حکومت اسلامی هستند، اما نسبت به بی‌عدالتی‌ها اعتراض دارند! به تناقض‌ها اعتراض دارند. به رفتارهای دوگانه در اعمال قوانین اعتراض دارند. https://eitaa.com/sharhe_hal
شرح حال
یک عده دختر و پسر نوجوان روی تخته می‌نویسند جمهوری اسلامی و به آن توهین می‌کنند، یک عده هم هنرشان ای
🔻 فاضل و استاد ارجمند و گرامی حجت الاسلام و المسلمین استوار میمندی یاداشتی نوشته‌اند که ظاهرا در نقد این متن و نظائر آن است.👇 ان شاء الله در حاشیه آن مطالبی را عرض خواهم کرد‌.
هدایت شده از محمد استوار میمندی
🔰 ترس از دو قطبی شدن؛ چرا؟! ✍یکی از علل مهم گسست‌های اجتماعی دمیدن در دو قطبی‌هایی است که مردم را در مقابل همدیگر قرار می‌دهد و امروز یکی از راهبردهای کلیدی دشمنان، التهاب آفرینی و نفرت پراکنی در کشور از طریق تحریک قطب‌های متقابل در متن یا نهان جامعه است که البته در بسیاری از اوقات این دو قطبی شدن‌ها فرسنگ‌ها با نیازهای واقعی جامعه فاصله دارد و فقط ابزار رسانه‌ای در برجسته کردن آن موثر است. نگارنده به جدّ معتقد است که دو قطبی کردن جامعه مطلوب نیست اما لازم است همه کنشگران فرهنگی و سیاسی به پنج نکته مهم توجه کنند: ۱- غالبا این، جریان رسانه‌ای دشمن بوده که با ابزار رسانه و یارگیری از مردم در ایجاد دو قطبی و یا تحریک حساسیت آن نقش داشته و معمولا واکنش مؤمنان جامعه حالت تدافعی داشته که آن هم برای حفظ حداقل ها بوده بنابراین در مواجهه با دو قطبی سازی دیگران حق نداریم نیروهای مؤمن و دغدغه‌مند را که از سر تکلیف دینی عکس العملی نشان داده‌اند تخطئه کنیم و الا جوانان مؤمن و انقلابی اگر می‌خواستند فضای الفت و همدلی را در جامعه به سبب هنجار شکنی‌هایی که رخ می‌دهد بشکنند قطعا فضا به گونه دیگری می‌شد. ۲- اگرچه باید مراقب دو قطبی سازی‌های بی‌فایده و کاذب بود اما باید توجه کرد که گریزی هم از دو قطبی‌های موجود در جامعه نیست و نمی‌توان از آنها فرار کرد چون ترس از دو قطبی‌شدن فضا سبب عدم اعلام موضع قاطع، صریح و به موقع از طرف مؤمنین و منفعل شدن در برابر دو قطبی سازی‌های رسانه‌ها و جریان‌های معاند و در نهایت تسلیم در مقابل اراده دشمن می‌شود که آن نیز خطایی آشکار است و استحاله فرهنگی مورد نظر دشمن را سرعت می‌بخشد و قطعا در جنگ اراده‌ها جبهه مؤمنان را مغلوبه می‌کند. ۳- قرآن کریم پر است از بیان دو قطبی‌های موجود در جامعه و توصیه به استقامت در مقابل فشارهایی که در مقابل جریان توحید وجود دارد. اصلی‌ترین دو قطبی نیز از منظر قرآن کریم دو قطبی ایمان و کفر است و دیگر مفاهیم متضاد در قرآن کریم مثل نور و ظلمت، خیر و شر، حق و باطل و مانند آن متفرع بر محور اصلی کفر و ایمان هستند. آنچه از حدیث جنود عقل و جهل در ابتدای کافی شریف استفاده می شود نیز این است که دوگانگی بین دو قطب فلسفی معرفتی در نظام خلقت(عقل و جهل) امری اجتناب ناپذیر است. ۴- امروز جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با محوریت قرآن و عترت مورد تهاجم همه جانبه جبهه کفر و نفاق با محوریت التقاط و هوس قرار گرفته و توجه به اصل مقابله به مثل در دفاع از آرمان‌ها و اصول باید مورد توجه قرار بگیرد نه اینکه با کج فهمی یا حماقت، حضور میدانی جوانان و نوجوانان دلباخته به اسلام در مقابله با این شیطنت‌ها را دو قطبی‌سازی بنامیم و آنها را دلسرد کنیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مقابل دو قطبی سازی قریش پس از غزوه حمراء الاسد که شعار «اعل هبل اعل هبل» می‌دادند به اصحاب خود دستور دادند شعار «الله اعلی و اجلّ» سر بدهند. ۵- تجربه ثابت کرده که موضع گیری انفعالی برخی از مسئولان و نخبگان فرهنگی کشور، در مقابل تهاجم هیبریدی دشمن و استفاده رسانه ای معاندان از راهبرد دو قطبی سازی نه تنها فضای جامعه را رو به آرامش نمی‌برد بلکه امنیت اخلاقی و معنوی جامعه را رو به روز بیشتر به مخاطره خواهد انداخت و سنگرهای بیشتری را در عرصه فرهنگی از جبهه انقلاب خواهد گرفت. نتیجه این انفعال هم می‌شود تئوریزه کردن ترک امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک ابزار مهم نظارت عمومی و یک فریضه مسلّم شرعی، آن هم از طرف عده ای به ظاهر مذهبی و انقلابی و این خطری است که امروز جامعه مذهبی ایران را تهدید می‌کند. 📣جامعه مؤمنان در مسیر تمدن سازی نوین اسلامی قطعا با مانع تراشی های بیشتری از سوی دشمنان اسلام مواجه می شوند اما آنچه در این میان مهم است استقامت و عدم انفعال در مقابل هوچی گری های جریان های معاند است. 📝 محمد استوار میمندی @ostovarmeymandi
شرح حال
🔰 ترس از دو قطبی شدن؛ چرا؟! ✍یکی از علل مهم گسست‌های اجتماعی دمیدن در دو قطبی‌هایی است که مردم را د
✍دو قطبی‌ای که هست و نیست... 🔻 یک زمان می‌گوییم: جامعه دو قطبی است یا شده است و اگرچه بد است اما خب واقعیتی هست که وجود دارد و باید آن را در نظر بگیریم! می‌گوییم: جامعه دو قطبی بد است اما به هر حال شده است! رسانه‌های دشمن تلاش می‌کنند جامعه را دو قطبی کنند و ما نباید چنین بکنیم اما به هر حال جامعه دو قطبی شده است و باید در این فضا فکر کنیم و برای این فضا تصمیم بگیریم. 🔻 اما باید گفت: اگر دقیق‌تر شویم و به گزارش قرآن از واقع جامعه دقت کنیم، خواهیم دید این ظاهر جامعه است که گاهی دو قطبی می‌شود و یک دو قطبی موقت است. جامعه یک باطن و واقعی دارد که در آنجا دو قطبی نیست و اگر مجاهده و تبیین کنیم، خیلی سریع به حالت پایدار خود برمی‌گردد. 🔻 تصور خیلی‌ها چنین است که حالت پایدار جامعه حالت دو قطبی است و جریان حق با تلاش خود باید این دو قطبی را به وحدت در جهت ایمان و مظاهر آن تبدیل کند اما در گزارش قرآن صورت ماجرا کاملا برعکس است و حالت پایدار جامعه وحدت بر ایمان و مظاهر آن است و این جریان باطل و شیطانی است که باید زحمت بکشد تا دوقطبی‌های کاذبی را شکل دهد. 🔻 خداوند خطاب به مسلمانان زمان پیامبر(ص) می‌گوید: «اللَّهَ حَبَّبَ‏ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيان» (الحجرات:۷) یعنی میل به ایمان و مظاهر آن و کراهت از کفر و فسق و مظاهر آن در قلوب انسان‌ها گذارده شده است. 🔻 در آیات و روایات مختلفی نیز به این مضمون با تعبیر «فطرت الهی» افراد بشر و گرایش آنها به خداوند و ایمان به او و احکامش اشاره شده است. 🔻 وقتی به باطن جامعه برگردیم می‌بینیم هیچ دو قطبی وجود ندارد بلکه فقط وحدت بر ایمان است و این شیطان است که با ایجاد دو قطبی و تبلیغات سعی می‌کند مومنین را فرقه فرقه و مقابل هم قرار دهد. 🔻 فرعون هم برای اینکه بتواند بر مردم حکومت کند آنها را فرقه فرقه می‌کرد و به تعبیر قرآن: «وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً» (القصص:۴) وقتی روح وحدتی که در جامعه بر ایمان است از مردم گرفته شد و دو یا چند قطبی شدند، حق ضعیف می‌شود و شیطان و شیطانیان می‌توانند فساد و بر آنها حکومت کنند. هر کسی به دنبال حزب و گروه خود می‌رود 👈«مِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» (الروم :۳۲) و رشته ولایت الهی از آنها برداشته می‌شود. 👈«إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في‏ شَي‏ءٍ» (انعام:۱۵۹) 🔻 وقتی موسی(ع) به کوه طور رفت، سامری مردم را گوساله پرست کرد، موسی(ع) که بازگشت و این صحنه را دید، غضبناک شد و به هارون گفت: «يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا» (طه‏:۹۲) چه چیزی مانع تو شد وقتی دیدی این‌ها گمراه شدند اما کاری نکردی؟ هارون جواب داد: «إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ» (طه:۹۴) ترسیدم بیایی و بگویی مردم را دو دسته کردی. 🔻 پس ما وظیفه داریم نسبت به جامعه مومنین در جهت تضعیف دو قطبی‌ها حرکت کنیم و نه تقویت آنها. اگر قبول داریم کسانی که اعتراض دارند اکثر آنها افراد معمولی هستند و دشمنی و عنادی ندارند، بایست با آنها همراه شد، حرف آنها را شنید و آنچه حق می‌گویند را پذیرفت و نسبت به آنچه اشتباه می‌کنند، تبیین کرد. اگر فتنه‌ای داخلی است یعنی دشمن دارد از مردم عادی خودمان سرباز گیری می‌کند پس ورود ما بایست بر پایه رحمت باشد اما اگر مقابل ما دشمن خارجی است برعکس، بایست محکم و با شدت ایستاد. 👈«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم» (الفتح:۲۹)‏ 🔻 من آن دختر و پسر نوجوانی که بر اثر هیجانات و بي‌اطلاعی توهینی می‌کند یا با حجاب مخالفتی می‌کند را از خودم می‌دانم اینطور نیست که او را بگذارم آن طرف و مقابلش دانش آموزان مومن را با همان شکل و شمایل عکس او به رخ بکشم! من برای آن دختر و پسر نوجوان برنامه تبیین و گفتگو دارم و ایمان جامعه را هم به شکل دیگری در چشم دشمنان عنود فرو می‌کنم که آن دختر و پسر فکر نکند مقابل من قرار گرفته و در جبهه دشمنم است. https://eitaa.com/sharhe_hal
شرح حال
✍دو قطبی‌ای که هست و نیست... 🔻 یک زمان می‌گوییم: جامعه دو قطبی است یا شده است و اگرچه بد است اما خب
یک مدل مناسب برای به رخ کشیدن ایمان اجرای سلام فرمانده در مدارس بود. یک شاهد خوب از اینکه این جوان و نوجوانی که در اغتشاشات بودند را مساوی دشمن ندانیم هم ماجرای واقعی زیر است که آقای حمید کثیری در کاناش گذاشته بود.👇
🔴 من هم مقصرم... روایت میدانی (۱) روز چهارشنبه ٣٠ شهریور است، صبح زود است که راهی صدا و سیما می‌شوم، حراست ورودی کارت ملی می‌خواهد، تقدیم می‌کنم، بعد بررسی سیستمی، می‌گوید ساختمان معاونت سیما را بلد هستی؟ می‌گویم نه. آدرس می‌دهد و بعد می گوید: لطفا حقیقت را بگو! لحظه‌ای به فکر فرو می‌روم که یعنی چی که بوق ماشین عقبی بسمت جلو هلم می‌دهد. به استودیو ١١ میرسم، هماهنگی با مجری و ارکان دیگر برنامه انجام می‌شود و ٧:٣٠ روی آنتن. از همان اول فضای بحث متفاوت است و مجری محترم مشخص است که نمودارهای ذهنی‌اش بهم ریخته، اما همراهی می‌کند و جایگاه دفاع مقدس را در جامعه امروز و نحوه رجوع به آن را می‌گویم و ثقل بحث اینجاست که : "برای برداشتن گام‌های درست در آینده باید گذشته را به درستی شناخت وگرنه آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار می‌گیرد" برنامه تمام می شود، راهی محل کار می‌شوم، به کارهای پیشرفت منطقه‌ای و... می‌پردازم، خبر شلوغی‌ها بالا گرفته است، عصر شده و به سرم می‌زند بروم کف میدان شاید بشود با این دهه هشتادی‌ها که می‌گویند آتش بیار معرکه شده‌اند صحبت کرد، تجربه ٨٨ تا ٩٨ هست، آنجایی که وقت می‌گذاشتیم قبل از شلوغ شدن و تاریکی بعضی‌ها رها می‌کردند و برمی‌گشتند! می روم خ.حجاب و به سمت کشاورز قدم می‌زنم، تیپ ضایع پیراهن دوجیب با شلوار کتان جلب توجه می‌کند و همان اول مقداری متلک چیزدار نصیبم می‌شود، همین اول می‌فهمم این‌ها کلماتشان هم متفاوت است. کشاورز را رد می‌کنم، به تقاطع وصال-ایتالیا می‌رسم، جمعیتی که شعار می‌دهند در حال بیشتر شدن هستند، سراغ یک گروه مشترک دختر و پسر می روم، به شانه یکی از پسرها می‌زنم، برمی‌گردد: - یا علی ریشو؟ - محمد هستم و دست دراز می کنم. - دست می دهد، ارسلان هستم. - کجا بسلامتی؟ - مأموری؟ اسلحه داری؟ دست‌بند؟ - نه هیچکدام. می‌خوام باهاتون بیام - ما داریم میریم انتقام بگیریم، به قیافت نمیاد - چرا اتفاقاً منم میخوام انتقام بگیرم - دختر بدون روسری با رنگ سبز فانتزی: بابا حاجی به قیافت نمیاد ما رو اسکل نکن - نه به جان مسیح علینژاد، منم دنبال انتقامم؟ -ععع ایول مسیح رو میشناشی؟ حالا دیگر همراهشان شده‌ام. من بینشان هستم. این اولین بار است که اینگونه بین دختر و پسرها هستم. - آره، می‌شناسم، ولی به من یکی دیگه گفته بیام برای انتقام؟ - کی؟ - - کیه؟ - از مسیح باحال‌تره؟ اصلاً مسیح فقط زر میزنه؟ - درست حرف بزن! مسیح خط قرمز ماست! - یکی‌شان سریع دارد در گوگل سرچ می‌کند و با دو تا فحش رکیک به مسئولان می‌گوید: قطعه لامصب ببینم حسین علم الهدی کیه؟ - گفتم که باحالتره!اصلا حسین ما آدم کشته و بدجوری انتقام گرفته! - دمش گرم از حکومتی‌ها زده؟ - آره از اون بالایی‌ها؟ - حاجی عکسش رو نداری؟ - محمد هستم - ما بگیم ممد؟ - بفرما ادامه دارد ...
🔴 من هم مقصرم... روایت میدانی (۲) - یه خانم می‌آید جلویم، گوشی بدست، از حسین که حکومتی زده بگو، میخوام با صدایت پادکست درست کنم برای مبارزه! - اینطوری نمیشه بیایید یه گوشه. می‌پیچیم تو یه فرعی کنار جوب می‌شینیم! به چشم ١٠ نفر میشن، خیلی مهربون و توی هم نشستن و هنوز ننشسته سیگارها تعارف می‌شود، به من هم تعارف می‌کنند، میگم تو ترکم، می‌خندن - ارسلان: بگو می‌خوایم بریم - شروع می‌کنم و خاطرات مبارزه و کشتن ساواکی‌ها در کرمان و... را برایشان می‌گویم، آرام آرام چهره‌ها متفاوت می‌شود، یکی‌شان بلند می‌شود و دوتا فحش خاردار می‌دهد و می‌رود. اما بقیه نشسته‌اند و من داغ‌تر حرف می‌زنم تا شهادت حسین علم الهدی زیر شنی‌های تانک. - یکی از دخترها شالش را سرش می‌کند، پسری دارد با ته سیگارش با زمین بازی می‌کند که ناگهان چند نفر دنبال چند زن و مرد هستن که مشخص است حرفه‌ای هستند هر دوطرف، با صدای این اتفاق همه حساس می‌شویم. - یکی از دنبال‌کننده‌ها که با لباس عملیات مشکی s313 هست تا ما را می‌بیند جلو می‌آید، چه غلطی می‌کنید اینجا؟ سرم را بلند می‌کنم : من مسئولشان هستم. - شما؟ - دوست شما! - پاشید متفرق شید بزن بزن شروع شده - دختر و پسرها و من بلند می‌شویم، یکی‌شان جلو می‌آید خیلی نزدیک، لباس s313 کنار من است، ممد آقا اینو رد کن بره وگرنه درگیر میشیم - دست برادر s313 را می‌گیرم، کنارش می‌کشم، حرف می‌زنم و میگم دنبال چی هستم! دنبال اینکه قبل شدت گرفتن درگیری‌ها و تاریکی ولو یک نفر شده را رد کنم برود خانه! - به من نگاه می‌کند: بخدا تازه از اربعین و موکب داری آمده‌ام، خسته و داغان، خدا خیرت بدهد، هر گلی زدی به سر خودت زدی... و میرود - برمی‌گردم، از جمعیت ١٠ نفره دختر و پسرها، ٧ نفر مانده‌اند. - می‌گویم: نمی‌خواید برید تظاهرات مگه؟ - با مدل مسیح بریم یا حسین؟ -انتخاب با خودتان؟ - سر دوراهی گیر افتاده‌اند! دخترها بیشتر تو فکر هستن - یه جمله میگم و خداحافظی می‌کنم: حسین قبل اینکه شما بیایید خودش رو براتون فدا کرده و جون داده اما مسیح اون طرف نشسته و من و شما رو انداخته به جون هم - یکی از پسرها: بس که این مسیح فلان فلانه... خداحافظی می‌کنم که بروم، سه نفرشان با من می‌آیند، نزدیک فسلطین هستیم، دیگر حریف سوال‌هایشان در مورد حسین علم الهدی نیستم، مسیر را می‌برم سمت کتابفروشی سر میدان فلسطین، سه جلد"سفر سرخ"می‌خرم، یکی برای دختر خانم، دوتا برای پسرها می گویم: این شما و این حسین ... - می‌زنیم بیرون، می‌خواهم جدا بشوم، دختر خانم جلو می‌آید: - اسمم فاطمه است، تو گروه مینا صدایم می‌کنند. - عکس فاطمه خودم را نشان می‌دهم که منم یک فاطمه دارم. - بغضش می‌ترکد، خوشبحال فاطمه که بابایی مثل تو دارد... می‌خواهد حرف بزند، نمی‌تواند. پسرها سرشان پایین است... - دیگر وقت گذشته و هوا دم تاریکی است، میگم چه می‌کنید؟ - هر سه می‌گویند برمی‌گردیم خانه حسین بخوانیم. اما فاطمه یا همان مینا حالش فرق می‌کند. شماره می‌خواهند، می‌دهم ... - خداحافظی می‌کنیم، حالا اول طالقانی بسمت ایرانشهر هستم، اشک‌هایم می‌ریزد که چقدر کم‌کاری کرده‌ام برای این دهه هشتادی‌ها، حرف فاطمه (مینا) مثل پتک در مغزم کوبش دارد ... یک جواب دارم فعلا: در کنار همه دشمنان و ... من هم مقصرم ... و یک جمع‌بندی: فردا زودتر بیایم شاید بتوانم بیشتر اثرگذار باشم ... روایت از محمد علیان
باز نشر متنی که سال ۹۸ نوشتم‌.👇 به مناسبت این روز مبارک. 🌷عید همه مبارک🌷
✍️پدرمان محمد(صلی الله علیه و آله)... ✅ سال ۹۸ در سفر اربعین کودک ۴ماهه‌ام (محمد حسین) را با خودم بردم. قصد نداشتم او را ببرم، پدر و مادرم هم اگر او اذیت می‌‌شد راضی نبودند اما به دلمان افتاده بود که برویم. ✅ برای رفتن نزد شخص مطمئنی استخاره گرفتم، خیلی خوب آمد، استخاره بر ترک هم گرفتم خیلی بد آمد. گفتم با این شرط می‌رویم که اگر جایی بچه اذیت شد، فورا برگردیم. در طول سفر شرایط به نحوی رقم می‌خورد که "محمد حسین" اصلا اذیت نمی‌شد، اما خب شاید گاهی کمی برای خودمان سخت می‌شد ولی نمی‌گذاشتیم او اذیت شود. ✅ یکبار در مسیر، خانواده ما گفت: «خیلی به محمدحسین خوش می‌گذرد، نه می‌گذاریم گرمش شود نه سردش شود، نه گشنه بماند و... غُصه هیچی را نمی‌خورد برای خودش خوش است.» گفتم: «وقتی خودش را به ولیّ‌ خودش‌ سپرده، ولیّ حواسش به او هست، غُصه کجا را بخورد؟» ✅ این را که گفتم همان موقع مزه‌ای از ولایت به جان خودم هم نشست "ولیّ" یعنی همان "پدر"؛ ✅ وقتی پدر می‌شوی تازه قطره‌ای از مزه ولایت را می‌چشی و می‌فهمی وقتی خدا تو را ولیِّ کسی قرارداد چه احساس مسئولیت و دلسوزی‌ای نسبت به او داری، اصلا خدا اول این محبت و دلسوزی را در وجودت می‌گذارد سپس، نمی از ولایت را به تو هم می‌دهد. ✅ از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است: 🔹الْإِمَامُ الْأَنِيسُ‏ الرَّفِيقُ‏ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ 🔸امام انیس نرم‌خو و پدری مهربان است. 🔹و الْأَخُ الشَّقِيقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ 🔸و برادری تنی و مادری دلسوز به کودک صغیر است. 🔹و مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ الْإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِي بِلَادِه‏» [۱] 🔸و پناه بندگان در حوادث کوبنده است؛ امام امین خدا در میان آفریدگانش و حجت او بر بندگانش و جانشین او در شهرهایش است. ✅ پس می‌شود به اهل بیت هم بگوییم: «پدر»، اما کدام "پدر"؟ همان "پدرانی" که برای پدر و مادرمان هم پدر هستند، برای فرزندمان هم پدر هستند، همان پدرانی که برای امت پدر هستند و عشق به پدرمان گوشه کوچکی از عشق به آنها هم نمی‌شود؛ ✅ و اما محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نه فقط پدر من و فرزندم یا پدر پدر و مادرم، او پدر همه است، پدر امیرالمؤمین و اهل بیتش هم است، او پدر همه مخلوقات عالم است. ✅ از امام رضا(علیه السلام) روایت است: 🔹أنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ؛ 🔸رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: من و علىّ دو پدر اين امّتيم؟ 🔹أنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَبٌ لِجَمِيعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِيٌّ ع مِنْهُمْ؛ 🔸پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پدر تمام امّت، و على عليه السّلام نيز از ايشان است؛ 🔹أنَّ عَلِيّاً ع قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ، فَقِيلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ 🔸علىّ قسمت‏ كننده بهشت و دوزخ است، از اين رو به محمد(ص)، ابو القاسم گفته مى‏‌شود چون پدر قسمت‏ كننده بهشت و جهنّم است؛ 🔹إنَّ شَفَقَةَ النَّبِيِّ (ص) عَلَى أُمَّتِهِ شَفَقَةُ الْآبَاءِ عَلَى الْأَوْلَادِ وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِيٌّ (ع) وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَةُ عَلِيٍّ (ع) عَلَيْهِمْ كَشَفَقَتِهِ (ص) لِأَنَّهُ وَصِيُّهُ وَ خَلِيفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ فَلِذَلِكَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌ‏ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ؛[۲] 🔸مهر و شفقت نبی‌اکرم (ص) نسبت به امتش، مانند شفقت و مهربانى پدران است نسبت بأولاد، و بهترين امّت رسول خدا (ص) علىّ (ع) است، و پس از وى شفقت علىّ (ع) مانند مهر و شفقت او است، زيرا او وصىّ و خليفه، و امام پس از او است و براى اين بود كه پیامبر اکرم فرمود: من و علىّ دو پدر اين امّتيم. ....................... 📝 ارجاعات: [۱] الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج ۱؛ ص ۲۰۰. [۲] عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏ ۲؛ ص ۸۵. .............. https://eitaa.com/sharhe_hal
52.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️فیلم کامل جزییات عملیات بزرگ (دستگیری خرابکاران موساد در اصفهان) ماجرای بسیار شنیدنی از حجم گسترده طرح ریزی عملیاتی صهیونیست‌ها و پیروزی بزرگ ایران. ... اگر این عملیات صهیونیست‌ها موفق شده بود هزاران نفر از آن می‌گفتند و می‌نوشتند اما حالا که شکست خورده است و نیروهای ایران روی دست آنها بلند شده‌اند، کسی چیزی نمی‌گوید! ای کاش می‌فهمیدیم شرایط عادی یعنی غرق در رحمت و موفقیت بودن و این نعمت‌هاست که برای ما عادی شده نه اینکه شرایط عادی باشد. https://eitaa.com/sharhe_hal
بازنشر یکی از خاطرات پدرم از زمان جنگ در کردستان در مورد جنایت کومله که خواندنش برای این روزها که این جماعت مدعی آزادی و زندگی شده‌اند خوب است.👇