eitaa logo
شرح حال
1.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
160 فایل
کانال شخصی حمیدرضا باقری - طلبه (درس خارج) - نویسنده. @hamidreza_bagheri کانال‌های دیگر بنده👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat https://eitaa.com/sharhehal_hoze
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شرح حال
✍ارزهای حرام و بی‌حساب کتاب... ✅ چند ماه قبل، زمانی که دلار ساعتی گران می‌شد و قیمت آن در بازار به ۸ هزار تومان رسیده بود میهمانی داشتم که از نظر مالی تمکن بسیار خوبی داشت. 🔹در همان ایامی که بنده خدا میهمانم بود به او تماس گرفته بودند که ۵ میلیون دلار با قیمت ۵ هزار و تقریبا تا جایی که در یادم هست پانصد تومان به تو می‌دهیم، 🔹به او گفتم احتمال قوی کلاه‌برداری است، شاید دلارها تقلبی باشد. 🔹گفت: گفته‌اند دلارها را از بانک مرکزی تحویل می‌گیرم؟! ✅ تعجبم خیلی زیاد شده بود که بر چه اساسی این مبلغ کلان که در آن زمان در مجموع ۱۲.۵ میلیارد تومان از قیمت بازار آزاد ارزان‌تر بود را می‌خواستند به این بنده خدا بدهند؟! 🔹یعنی اگر طرف می‌خواست به ظاهر زرنگی کند و دلارها را همان موقع بگیرد و در بازار آزاد بفروشد ۱۲.۵ میلیارد ناقابل را بدون هیچ زحمتی به جیب زده بود و اگر بیشتر به ظاهر زرنگی می‌کرد و دلارها را نگه می‌داشت تا برسد به رقم ۱۴ هزارتومان این پول بادآورده به ۴۲.۵ میلیارد تومان می‌رسید! ✅ از بنده خدا پرسیدم اگر دلارها را بگیرید، تعهدی هم از شما می‌گیرند که آنها را صرف خرید کالای خاصی کنید؟! 🔹گفت نه، گفته‌اند برای خرید کالا به تو می‌دهیم! 🔹 قضیه برایم مبهم بود و از یکی از دوستان ایشان که طلبه هم بود و در آن سفر همراه ایشان آمده بود جویای صحت و سقم قضیه شدم که او هم تأیید کرد که ماجرا راست است. ✅ سوال اساسی که داشتم این بود که اگر قرار است، دلار را از بانک مرکزی برای خرید کالا به ایشان اختصاص دهند، چرا به قیمت رسمی ۴۲۰۰ به او نمی‌دهند و این اختلاف نزدیک هزار و ۳۰۰ تومان برای چیست؟ 🔹به بنده خدا گفتم احتمالا کسانی هستند که به صرف واسطه شدن برای اختصاص این پول‌ها مبالغی چند میلیاردی از هر نفر می‌گیرند و پای خود را از ماجرا بیرون می‌کشند و شما می‌مانی و دولت و قوه قضائیه که اگر هر اتفاقی بیافتد نامی از آنها نیست. ✅ تا جایی که بنده فهمیدم و از دوست طلبه خودم پرسیدم این بنده خدا که حلال خور و اهل خمس و نماز و... بود، آن پول را قبول نکرد و وارد این ماجرا نشد. 📌 اما مطمئنا در این بساطی که آقایان دولت با اختلاف چندین برابری قیمت دلار و ارز دولتی درست کرده‌اند، مفاسد از این دست و ثروت‌های حرام اینچنین به تعداد بسیار وجود دارد. http://sharhhal.blog.ir/1398/02/10
هدایت شده از کاردستیا
🖥پروژه تعمیر کامپیوتر این کامپیوتر بدون هیچ علامت و هشدار قبلی یه دفه سکته کرد🥴 و دیگه روشن نمیشد☠ 🪛ماهم یه پروژه ی عیب یابی جدید رو کلید زدیم و افتادیم به جونش🛠 🧐سانت به سانت و سوکت به سوکتش را گشتیم تا اشکال را پیدا کنیم. 💡مشکل از پاورش بود، پاور رو جدا کردیم و تک تک خروجی های ۳ تا ۱۲ ولتش را با ولتمتر 📟به دقت بررسی کردیم، ولتاژش درست بود ولی بازم روشن نمیشد🤔 با یه پاور دیگه تست کردیم و سیستم روشن شد، پس مشکل از بخش استندبای پاور بود،👌 قطعات مدار پاور را برسی کردیم و قطعات خراب در بخش استندبای مدار را پیدا کردیم👍 و با هویه از برد جدا کردیم با قطعات سالم عوض کردیم... ⚙نوبت تست نهایی شد. دستگاه روشن شد و مثل ساعت⏰ کار کرد. 💪خیلی کیف داره وقتی یه وسیله را خودمون تعمیر میکنیم👨‍🔧 🚨اگه این کیس کامپیوتر را تعمیرگاه میبردیم، یا کلا پاورش را عوض میکرد 🔧که یک میلیون و نیم خرجش بود 💰💰💰یا اگه آدم منصف و واردی بود و همونو تعمیرش میکرد که زیر ۵۰۰ هزار تومن دستمزد نمیگرفت😱 🙏دوستان و بستگان عزیز، اگه وسایلتون را بردید تعمیرگاه قطعات خرابش را ازش بگیرید، کلی قطعات بدرد بخور توش هست بدید بچه هاتون باهاش کاردستی بسازه. 🛠کانال کاردستی ها👇👇👇 💯https://eitaa.com/joinchat/3044147535Cc088972255
شرح حال
🖥پروژه تعمیر کامپیوتر این کامپیوتر بدون هیچ علامت و هشدار قبلی یه دفه سکته کرد🥴 و دیگه روشن نمیشد☠
این کانال یک نوجوان پنجم ابتدائی هست. نمونه یک تربیت عالی. از صفر تا صد این کانال رو خود علی آقا(مدیر کانال) تولید می‌کنه. اولش باورم نمی‌شد ادیت فیلم و صوت و... رو هم خودش انجام می‌ده ولی دیدم واقعا همینطوره. ما نزد پدر ایشون یک جلسه هفتگی تربیت اسلامی می‌رویم. اول جلسه هم حدیث کسا می‌خونیم خیلی وقتا هم همین نوجوان مدیر کانال کاردستی‌ها مقداری از حدیث رو می‌خونه. ماها بچه‌هامون رو کوچیک بار می‌آوریم، در حالی که یک انسان ۱۶ ساله و بالغ می‌تونه اگه درست بار آمده باشه یک زندگی رو بچرخونه و کارهای مهم و جدی انجام بده. توی دستگاه تربیت غربی که دیگه ظاهرا در دستگاه تربیتی تقلیدی مال ما از محاسن اون دستگاه هم پالایش شده، آدم‌ها ۳۰ سالشون که شد تازه شاید بتونن بگن دیگه بزرگ شدیم و باید یه کاری بکنیم و کسی می‌تونه به ما اعتماد و اتکا کنه! همین علی آقا دستگاه مبدل ولتاژ ساخته بود، بهش گفتم آقا پسر ما تو دانشگاه تو کارگاه بعد از کلی اندیشه پشتیبان از این چیزا می‌ساختیم، شما چطوری الان از این چیزا می‌سازی؟ اندیشه پشتیبانش رو از کجا گیر میاری؟ گفت: کاری نداره می‌ریم گیر میاریم دیگه. این آقا پسر هم یک استثناء نیست محصول یک الگوی تربیتی هست. خیلی مؤدب، متواضع و حرف گوش کن، نکته مهم اینکه اصلا ندیدم بابا مامانش هی ازش تعریف کنند، برعکس یه سری بابا و مامان‌ها که فکر می‌کنند بچشون از دماغ فیل افتاده و تا بچه بند کفشش رو هم ببنده صدتا تعریف ازش می‌کنند! صوت جلسه قبل که در موضوع استفاده کودکان از بازی‌های کامپیوتری بود را در ادامه بارگذاری می‌کنم.👇
هدایت شده از شرح حال
استاد صرامی یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲.mp3
زمان: حجم: 16.8M
گعده تربیت اسلامی با استاد مهدی صرامی، موضوع: استفاده کودکان از بازی‌های کامپیوتری. قم، ۱۲ آذر ۱۴۰۲. @sharhe_hal
✍ اثر وضعی نیت... 🔻 نوجوان بودم، تقریبا همیشه ظهرها مسجد می‌رفتم، یک روز وقت اذان خواستم مسجد بروم، یادم آمد عطر نزده‌ام، بر اساس عادت حساب کردم اگر الان بروم عطر بزنم و بیاییم احتمال قوی به اول نماز نمی‌رسم. با خودم گفتم خدایا من مردد مانده‌ام بین نماز اول وقت و نماز با عطر، می‌روم به نماز اول وقت برسم عطرش را خودت درست کن. وقتی پله‌ها را پایین رفتم و درب خانه را باز کردم، همان لحظه عمو و زن‌ عمویم، آن طرف کوچه ماشین را پارک کرده بودند و از ماشین پیاده شدند. فاصله من و زن عمویم شاید بیش از ۸ متر بود ولی از همان فاصله سلام که کردم، زن عمویم گفت حمید چه بوی عطری ازت می‌آید! خیلی برایم عجیب بود که من که عطر نزده‌ام حالا چطور زن عمویم از من بوی عطر شنید! این سوال گوشه ذهنم بود. ظاهرا می‌شود عطر هم نباشد ولی بوی خوش باشد، پس ارتباطی حقیقی بین بوی خوش و عطر نیست! 🔻 کمی که با قرآن مأنوس‌تر شدم ماجرای گاو بنی‌اسرائیل و دستور خداوند به کشتن گاو و زدن قسمتی از بدن گاو ذبح شده به بدن شخصی که از بنی‌اسرائیل مرده بود، تا زنده شود ذهنم را درگیر کرد. آیات ۶۷ به بعد سوره بقره، با خودم می‌گفتم اگر بنی‌اسرائیل ابتدا هر گاوی را می‌کشتند اثر آن زنده کردن آن مرده بود. اطاعت نکردند این اثر مرحله به مرحله سخت‌تر شد تا رسید به گاوی زرد رنگ و میان سال که رام نبوده و زمین را شخم نزده و سالم باشد و هیچ لکه‌ای در بدن آن نباشد. پس معلوم می‌شود اصلا اثر مال گاو نبوده است وگرنه ثابت بود. ماجرای سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم (ع) هم شاهدی دیگر برایم بود، نشان می‌داد اثر آتش گرما و سوزاندن نیست، یا نبریدن چاقو در دست حضرت نوح (ع). 🔻 اصل داستان به اراده خداوند برمی‌گردد، باید اراده‌ خداوند بخواهد که آتش بسوزاند و اگر نخواهد، آتش در عین آتش بودن نمی‌سوزاند و اگر هم بخواهد بدون آتش هم می‌سوزد. 🔻بعدها فهمیدم برخی عرفا که مثلا غذایی به عنوان تبرک به کسی می‌دهند و او شفا می‌یابد یا دستی بر روی سر مریضی می‌کشند یا ضربه‌ای می‌زنند و یا مثلا برای استخاره قرآنی باز می‌کنند یا تسبیحی به دست می‌گیرند و... اینها همه نمایشی است، چون مخاطب‌ها ذهن محسوس دارند و باور نمی‌کنند که این غذا و دست کشیدن و یا ضربه و تسبیح به دست گرفتن، هیچ کدام هم نباشد، مهم نیست، مهم آن اراده اولیاء خدا است که بخواهند تصرفی در خارج انجام دهند یا چیزی را بفهمند؛ آنها این نمایش‌های ظاهری را انجام می‌دهند که مخاطبان با ذهن مادی و محسوس خود قاطی نکنند و فکر نکنند این اولیاء خدا جای معصوم یا پناع بر خداوند بالاتر هستند! یکی می‌گفت: کسی پرسید شما می‌گویید: امام رضا(ع) هم‌زمان، حرف همه زائرهایی که با او سخن می‌گویند را می‌شنود؟! گفتم: بله. گفت: پس خداست دیگر! فهمیدم: این چون خدایش کوچک است، اگر این چنین چیزی از امام معصوم ببیند فکر می‌کند پس او خداست. 🔻 با این ذهنیت به درس استادی رفتم که بر آثار وضعی بسیار تاکید داشت، اثر وضعی مال حرام، اثر وضعی گناه، اثر وضعی نجاست، اثر وضعی حضور ملائک و... از طرفی مؤیدات روایی عمده مطالبی که ایشان می‌گفت هم درست بود اما با پیش زمینه‌های ذهنی من این امور هیچ کدام اثر مستقلی نداشتند و بسته به این بود که خدا چه بخواهد، اما استاد ما در عین اینکه این مطلب را قبول داشت بحث اثر وضعی را هم بسیار پر رنگ می‌کرد. ثمره اختلاف در برخی احتیاط‌ها خودش را نشان می‌داد که من می‌گفتم وقتی شارع اذن به ترک داده اثر را هم برداشته ولی ایشان قبول نداشت. وقتی ماجرای عطر نزدن خودم در نوجوانی را به عنوان نقض تعلق اثر برای خود اشیاء گفتم. پاسخ دادند: این اثر وضعی نیت شما بوده است، اثر وضعی محدود به امور مادی نیست بلکه امور معنوی هم اثر وضعی دارد. اثر بوی خوش می‌تواند در خود عطر باشد، می‌تواند هم در نیت عطر باشد، خود نیت اثر وضعی دارد. به دنبال هر دو اراده الهی می‌آید و اثر شکل می‌گیرد، اینکه بدون عطر بوی خوش باشد نافی سبب شدن عطر برای اثر بوی خوش باذن الله نیست بلکه نشان می‌دهد اراده خداوند برای اثر بوی خوش محدود به استفاده از عطر نیست. ماجرای گاو بنی‌اسرائیل را که مطرح کردم، گفتند، اصلا این اثر مربوط به گاو نبود وگرنه عادتا باید این اثر در تکرار آن عمل باشد بلکه آن اثر در امتثال امر ولی خدا بود و برای اینکه بنی‌اسرائیل مشرک نشوند در شکل ذبح گاو و زدن قسمتی از بدن گاو به مرده خود را نشان داد، هرچه هم بهانه تراشیدند این امتثال امر ولی خدا برایشان سخت‌تر شد. 🔻 این دو جواب باب جدیدی در فهم اثر وضعی باز می‌کند و بسیاری از مسائل با آن حل می‌شود و شواهد روایی خوبی هم دارد، یعنی علاوه بر وجود اثر عینی (وضعی) در امور مادی باذن الله که عادتا مثل قواعد ریاضی می‌شود بر اساس آنها عمل کرد، امور معنوی هم اثر وضعی و عینی دارند و اثر آنها هم به مراتب قوی‌تر از اثر وضعی امور مادی است. @sharhe_hal
شرح حال
✍ اثر وضعی نیت... 🔻 نوجوان بودم، تقریبا همیشه ظهرها مسجد می‌رفتم، یک روز وقت اذان خواستم مسجد بروم،
🔻 امتدادی از این بحث‌ها در گعده تربیتی امشب ما مطرح شد. البته تذکر دهم سطح مطلوب تربیتی مباحث این جلسه کمی از سطح عمومی بالاتر است و نسخه‌های آن بعضا قابل توصیه عمومی نیست.👇 https://eitaa.com/sharhe_hal/5684
استاد مهدی صرامی گعده تربیت کودک ۲۰ آذر ۱۴۰۲.mp3
زمان: حجم: 51.8M
گعده تربیت کودک با استاد مهدی صرامی، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲. این جلسه با این پرسش آغاز شد که ما در امر تربیت فرزندانمان تنها عامل موثر نیستیم، اقوام، تلوزیون، آموزش و پرورش، محله و دوستان و... همه در تربیت کودک موثر هستند، راهکاری که اساتید تربیت اسلامی برای حفظ فرزندان در مواجهه با عوامل اثر گذار مختلف بر فرزندان می‌دهند، تقویت مدیریت درونی فرزندان است، به نظر شما چطور این مدیریت درونی را تقویت کنیم؟! در آخر جلسه هم استاد مهدی صرامی دقایقی در خصوص مقام ولایت حضرت زهرا سلام الله علیها سخن گفتند. @sharhe_hal
😽بزرگ گربه‌ها...😻 🔻امروز ظهر برای ناهار رفته بودیم پارک غذا بخوریم. ناهار رو که کشیدیم گربه‌ها از ما گشنه‌تر بودن، انگار می‌خواهند غذای نذری بدهند و یکی داد میزنه 📣 آی بدو غذای نذری، اینها از چهارطرف پارک به سمت ما می‌دویدند. به گمانم جمعه به جمعه اینها یک دل سیر غذا می‌خورند و حالا آخرهای هفته بود و خیلی گشنه بودند. 🔻 گفتم: آخه لامذهب‌ها بگذارین ما سفره رو بکشیم بعد اینجوری ما رو محاصره کنید! از چهار طرف نشسته بودن، چشم انداخته بودن تو چشم ما! هر لقمه که می‌خواستی بخوری احساس می‌کردی زهر مار می‌خوری. در روایت از نبی مکرم است:‏ «مَنْ أَكَلَ‏ وَ ذُو عَيْنَيْنِ‏ يَنْظُرُ إِلَيْهِ‏ وَ لَمْ يُوَاسِهِ ابْتُلِيَ بِدَاءٍ لَا دَوَاءَ لَه‏» هرکس غذا بخورد و یک دو چشمی به او نگاه کند و با او مواسات نکنی به یک بیماری مبتلی می‌شوی که دوایی برایش نیست. 🔻 گاهی برخی دردها اینجوری هستند، دوایی برایش نیست و باید مشکل معنوی اون رو حل کنی، دیروز خانواده ما حالش خوب نبود، هرکار هم می‌کرد سر حال نمی‌آمد، آخر شب از من پرسید شما صدقه می‌دی؟ یادم آمد یک جایی هست هر ماه پول یک گوسفند رو به چندین سهم تقسیم می‌کنه و مثلا صدنفر مشارکت می‌کنند، یک گوسفند قربانی می‌کنه و به فقرا میده و من این ماه یادم رفته بود، سهمم رو بدهم. سهمم رو که کارت به کارت کردم، در کمال شگفتی وقتی از اتاق بیرون آمدم، دیدم خانمم داره کارای خونه رو می‌کنه. گفتم انگار گیر شما پیش اون سهم قربانی بوده، خانمم هم گفت آره انگار تا صدقه رو دادی حالم خوب شد. 🔻برگردیم به همون داستان ما و گربه‌ها😄، شروع کردم برای گربه‌ها غذا ریختن ولی مشکل غذا دادن به گربه اینه که هرچه غذا بدی طلبکارتر و بیشتر میشن، هر لقمه که می‌انداختم می‌دیدم یکی دیگه داره از دور با سرعت می‌دوه میاد! 🔻 کم کم احساس می‌کردی وسط یه دسته راه‌زن افتادی که شمشیرهاشون رو درآوردن دور تادورت حلقه زدن. یکی از گربه‌ها بود که هیکلش دوبرابر بقیه بود ولی از بقیه خیلی آروم‌تر بود و مثل بقیه طلبکارانه هم نگاهت نمی‌کرد. یه تیکه براش انداختم دوید برش داره که یه گربه آمد و اونو برداشت و خورد و این هم هیچی نگفت! از وحشی‌گری نکردنش خوشم آمد و یه تیکه دیگه انداختم جلوش جوری که بقیه نتونن برش دارن. مونده بودم این از تنبلیش هست یا از چیز دیگه که اینجوری هست! یه کم که گذشت، نفهمیدم چی شد دیدم با یه گربه که اون خیلی پر رو بود درگیر شده و اون گربه پر روه در رفت. دوباره کمی که گذشت دوتا گربه دیگه دعواشون شد، این بچه‌های من غذا که نخوردن از ترس این گربه‌ها پشتشون رو داده بودن به هم و به گربه‌ها پیشته می‌گفتن و حالا دیگه می‌خواستن گریه کنن، می‌گفتن بابا بریم خونه! 🔻 دعوای سوم گربه‌ها که شد دیدم این گربه بزرگه دوید سمت دعوا! خیلی برام جالب بود که این می‌خواهد چکار کنه؟! دیدم عین یه بزرگ‌تر آمد اینها رو جدا کرد و عملا دوتا پس کله زد به این و اون و فرستادشون رفتن. خیلی خوشم آمد و گفتم این بزرگ گربه‌ها هست و باید یه چیز ویژه بهش برسه. در روایت از پیامبر اکرم داریم: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم» بزرگ یک قوم آن کسی هست که به آنها خدمت می‌کند، یه تیکه کباب برداشتم و رفتم دنبالش که بهش بدهم ولی روزی بچه‌ها بود و بهش نرسیدم. وقتی برگشتم به خانمم گفتم ببین من که یه آدم فقیر عند الله هستم و این گربه‌ها هم هیچ‌کاره من هستند! وقتی می‌بینم یه گربه بزرگ‌تری می‌کنه و باوقار رفتار می‌کنه خودم گوشت برمی‌دارم دنبالش راه می‌افتم که نگذارم این گربه‌ای که اینجوری هست بی‌اجر بمونه و جواب بزرگی‌کردنش رو بگیره؛ حالا خدا که غنی مطلق هست، سرپرست ما هم هست، اگه ببینه متین هستیم و بین بنده‌هاش صلح ایجاد می‌کنیم یا از حقمون می‌گذریم تا صلح پیش بیاد، حواسش به ما نیست؟! روزی ما رو نمی‌رسونه؟! جبران نمی‌کنه؟! 🔻 یاد این آیه افتادم: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» (النساء:۱۲۸) صلح و آشتی بهتر است اما نفس‌ها بخل می‌کنند برای صلح از حقشان گذشت نمی‌کنند و اگر احسان کنید و خدا را در نظر بگیرید؛ یقیناً خداوند همیشه به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است. 📌با شرح حال همراه شوید. @sharhe_hal