eitaa logo
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
37.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
1 فایل
اتفاقات عبرت آموز زندگیتون رو بگین به اشتراک بزاریم👇🏻☺️ هر گونه کپی و ایده برداری از کانال وبنرها و ریپ ها حرام و پیگرد قانونی دارد .... تبلیغات 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1587085673C0abe731c1e مدیر @setareh_ostadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🏵مفهوم خوشبختی 🎗آیا می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟ چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سر باز می زنیم. 🎗چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است. 🎗کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست، بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است. 🎗خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد. بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد. 🎗بیشتر وقت ها ما به دنبال آن هستیم که دیگران خوشبخت مان کنند و بیشتر اوقات آنها نمی توانند خوشبختی را که ما به دنبالش هستیم برایمان ایجادکنند. چرا؟ 🎗چون فقط یک نفر مسئول شادی و سعادت ماست و آن یک نفر خودمان هستیم. پس والدین، همسر یا فرزند نمی توانند خوشبختی ما را رقم بزنند. 🎗آنها فقط این شانس را دارند که در سعادت ما سهیم شوند. خوشبختی فقط در درون ماست. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
🍃🌺🍂 🍂🌿 🌾 ذهن به دو چیز پاسخ میدهد به حرف هایی که با خودتان می زنید وبه تصاویری که به آن میدهد بیایید نگاه کنید امروز چه گفتگو هایی با خودتان داشتید چه تصاویری به ذهنتان دادید از صبح که از خواب بلند شدید ؛ دوباره باید سر کار بروم اصلا حوصله آن جا را ندارم ،این بچه واقعاً تنبله واقعا باید باهاش چیکار کنم ،نه واقعا اینا گرون هستند من نمیتونم بخرمشون ،اوه این مرد واقعا رو مخه چه خوبه که داره میره سرکار یه نفسی میتونم بکشم ،دوبار قبض ،قبض دیگه دارم کلافه میشم ،کاش زندگیم یه جوره دیگه بود ... به دنبال این گفتگوهای ذهنی تصاویری هم خواهد آمد تصویر یک رئیس سخت گیر، یک بچه نا اهل ،یک شوهر یا زن غیر قابل تحمل و... حالا ذهن به کدام سمت میرود شما به او دستوراتی دادید واو وظیفه دارد که اینها رو برای شما دوباره ودوباره انجام دهد . چاره این است که گفتگوی ذهنی خود را عوض کنید و دستورات جدید بدید این را برای تمام عمر باید انجام دهید چون ذهن همیشه آن جاست.. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم... خیلی ازدستش ناراحت شدم هرچی فکرمیکردم ببینم ایرادکارم کجاست که رامین داره اینجوری باهام رفتارمیکنه به نتیجه ای نمیرسیدم تصمیم گرفتم فرداصبح برم دیدنش،،سرم روگذاشتم روبالشت ولی مگه خوابم میبردساعت برام نمیگذشت منم کلافه عصبی بودم تا 1شب بیشترنتونستم تحمل کنم مخصوصاوقتی میدیدم انلاین جواب نمیده اژانس گرفتم رفتم جلوی خونشون اماروم نمیشدزنگبزنم میگفتم جواب پدرومادرش روچی بدم..نگاه کردم دیدم ماشینش جلوی درپارک مطمئن شدم خونست یه سنگ کوچیک برداشتم زدم به پنجره ی خونشون،همون موقع یه اقای امدجلوی پنجره یه نگاهی به بیرون کردرفت تو..نشناختمش گفتم لابدمهموم‌دارن دوباره یه سنگ دیگه پرتاب کردم ایندفعه ام همون اقای مُسن بایه خانم امدپشت پنجره زیرلب یه چیزهای به هم گفتن رفتن تو..مونده بودم چه جوری رامین روبکشونم پایین ازش بپرسم چراانلاینی جواب رونمیدی که یدفعه یه فکردی به ذهنم رسید رفتم سمت ماشینش یه لگدمحکم به ماشینش زدم طوری که صدای دزدگیرش درامد.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
🔅 ️ کار اگه برای خدا باشه آدم هیچ‌وقت ضرر نمی‌کنه 🔹صاحبخونه جوابم کرده بود. خیلی دنبال خونه گشتیم تا خونه‌ای پیدا کردیم ولی دیوارهاش خیلی کثیف بود. 🔸هزینه نقاش نداشتم. تصمیم گرفتم خودم رنگش کنم. باجناق عارف‌مسلکم هم قبول کرد که کمکم کنه. 🔹چند روز بعد از تموم‌شدن نقاشی، صاحبخونه گفت مشکلی براش پیش اومده خواهش کرد قرارداد رو فسخ کنیم! 🔸چاره‌ای نبود فسخ کردیم! دست از پا درازتر برگشتیم. 🔹از همه شاکی بودم! از خودم، از صاحبخونه، از خدا و... 🔸اما باجناق با یه آرامشی گفت: خوب شد به‌خاطر خدا نقاشی کردم. 🔹و دیگه هیچی نگفت! راز آرامش باجناق همین بود؛ فهمیدم چرا ناراحت نیست، چرا شاکی نیست و چرا احساس ضرر نمی‌کنه. 🔸چون برای خدا کار کرده بود و از خلق خدا انتظاری نداشت. 🔹کار اگه برای خدا باشه آدم هیچ‌وقت ضرر نمی‌کنه؛ چه به نتیجه برسه، چه به نتیجه نرسه؛ چون نمی‌دونه کاری که برای خدا انجام بشه هیچ‌وقت گم نمی‌شه. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
مشکلات خلقی والدین باعث لجبازی و خودمحوری فرزندان می شود . مادر افسرده ای که حوصله روبرو شدن با خودمحوری ها یا شیطنت کودک را ندارد ، او را طرد می کند . این واکنش مادر یا بچه را به لاک افسردگی فرو می برد یا باعث تشدید لجبازی ها و طولانی شدن دوره خودمحوری اش می شود. مادری که مبتلا به وسواس است ، زمانی که فرزندش از خط قرمزها عبور می کند ، واکنش شدیدی به او نشان می دهد . این واکنش مادر باعث می شود فرزندی وسواسی یا کودکی که به لجبازی کردن عادت می کند را پرورش دهد . در واقع می توان گفت مادرانی که به اختلالات خلقی درمان نشده مبتلا هستند، فرزندشان را هم به آن اختلال دچار می کنند یا باعث تشدید خودمحوری و لجبازی آن ها می شوند.. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💕🌱 🍃 احترام متقابل به ارزش‌ها و فرهنگِ خانواده‌ها و تمام عقاید و رفتارهای طرف مقابل، شرط دیگری برای دوام زندگی مشترک است. 👈 هیچ یک از زوجین نباید سعی کنند که طرف مقابل خود را مطابق خواسته و عقایدشان تغییر دهند و درصورتی که این اتفاق نیفتد جلوی دیگران نسبت یکدیگر انتقاد و اعتراض کنند. 👈 همه افراد باید بدانند که قرار نیست دو نفر شبیه یکدیگر فکر، عمل و زندگی کنند و متنوع و متفاوت بودن از بقیه حق آنهاست. 👈 بنابراین؛ زوجین باید به خواسته و داشته‌های یکدیگر احترام گذارند تا دوام زندگیشان تضمین شود ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم... چنددقیقه ای طول کشیدرامین امدپشت پنجره اتاق دزدگیرماشین رو زد رفت..باز رفتم یه لگددیگه به ماشینش زدم و صداش درامد..اون اقای مُسن با رامین امدن پشت پنجره بعد از چند ثانیه امدن پایین دور بر ماشین رونگاه کردن..رامین به اون اقای مسن گفت پدرجان چیزی نیست ...شما برو بالا نگران نباش..از شنیدن اسم پدر جا خوردم اخه پدر رامین رومن دیده بوداین شکلی نبود..اگر این پدرش بود پس اونی که من دیده بودم کی بود..اون اقا مسن رفت بالا،،گفتم اخ جون تنها شد برم ازش سوال کنم که یدفعه ازتوجیبش یه بیسیم دراورد..رفت توحیاط یه چیزی گفت دوباره برگشت هنگ بودم تمام بدنم یخ زده بودذهنم درگیراون بیسیم بوددست رامین چکارمیکرد..اینجوربیسیمهامخصوص پلیسهابودولی تاجای که من میدونستم رامین پلیس نبودچنددقیقه ای طول کشیدیه ماشین پلیس امددونفرتوماشین بودن گوشهام روتیزکردم ببینم چی بهشون میگه رامین بعدازسلام احوالپرسی گفت توکوچه یه گشتی بزنیدچندبارسنگ به شیشه خونه خورده اژیرماشین هم صداش درامد... ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
📚پیرمرد روستایی پیرمردی در یک روستا زندگی می کرد. او یکی از بدشانس ترین آدم های دنیا بود. کل روستا از دست او خشمگین و عصبانی بودند. او همیشه افسرده بود و درباره هر چیزی اعتراض می کرد و در یک کلام همیشه حالش بد بود! هرچه سنش بالاتر می رفت بداخلاق تر و بد دهن تر می‌شد. مردم از او دوری می‌کردند، چرا که بدشانسی او مسری بود. او حال بدش را به بقیه نیز منتقل می‌کرد. اما یک روز، وقتی به هشتاد سالگی رسیده بود، یک اتفاق عجیب افتاد. شایعه ای فورا در میان مردم پخش شد: پیرمرد امروز خوشحال است؛ او درباره هیچ چیز شکایت نمی‌کند، لبخند می‌زند و حتی چهره اش باز شده است. اهالی روستا دور هم جمع شدند. از پیرمرد پرسیده شد: چه اتفاقی برای تو افتاده است؟ گفت: اتفاق خاصی نیفتاده. هشتاد سال من به دنبال شادی بودم و این کار بی فایده بود. حالا تصمیم گرفتم بدون شادی زندگی کنم و فقط از زندگی لذت ببرم. به همین دلیل الان شادم! ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هرگز نگو. "خسته ام..!"زیرا اثبات میکنی ضعیفی؛بگو..نیاز به استراحت دارم. هرگز نگو.. "نمی توانم..!"زیرا توانت را انکار میکنی؛بگو....سعی ام را میکنم. هرگز نگو "خدایا پس کی؟؟؟!"زیرا برای خداوند، تعیین تکلیف میکنی؛بگو..خدایا بر صبوریم بیفزا. هرگز نگو "حوصله ندارم..!" زیرا...برای سعادتت ایجاد محدودیت میکنی؛ بگو..باشد برای وقتی دیگر.. هرگز نگو "شانس ندارم..!" زیرا به محبوبیتت در عالم، بی حرمتی میکنی؛بگو..حق من محفوظ است!... ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
اینجوری به خودت عشق بده! از خودمان تحسین و قدردانی کنیم همه ما کارهای بزرگی انجام داده ایم و مسیرهای زیادی را با قدرت به اتمام رسانده ایم بدون در نظر گرفتن نتایج باید از خودمان قدردان باشیم که پایدار و مقاوم بوده ایم. هیجان را وارد زندگی خود کنیم زندگی خود را از حالت یکنواخت خارج کنید و تایمی را به خوش گذرانی و کارهایی که انرژیتان را افزایش می دهد و حالتان را خوب می کنداختصاص دهید. بانگاهی متفاوت به شکست ها بیندیشیم شکست ها اهرمهایی هستند برای موفقیت های تو؛نباید احساس گناه داشته باشی. به جای آنکه احساس گناه و عصبانیت کنی، باید شکستها را به چشم فرصتی برای رشد و توسعه ی فردی نگاه کنی! به خواسته ی دیگران نه بگویید اگر فکر می کنید که به خود نیاز دارید، به مردم نه؛بگویید و این اشکالی ندارد. خودتان را آنقدر دوست داشته باشید که تصمیم درست را برای خودتان بگیرید، نه برای شخص دیگری! ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
اینجوری به خودت عشق بده! از خودمان تحسین و قدردانی کنیم همه ما کارهای بزرگی انجام داده ایم و مسیرهای زیادی را با قدرت به اتمام رسانده ایم بدون در نظر گرفتن نتایج باید از خودمان قدردان باشیم که پایدار و مقاوم بوده ایم. هیجان را وارد زندگی خود کنیم زندگی خود را از حالت یکنواخت خارج کنید و تایمی را به خوش گذرانی و کارهایی که انرژیتان را افزایش می دهد و حالتان را خوب می کنداختصاص دهید. بانگاهی متفاوت به شکست ها بیندیشیم شکست ها اهرمهایی هستند برای موفقیت های تو؛نباید احساس گناه داشته باشی. به جای آنکه احساس گناه و عصبانیت کنی، باید شکستها را به چشم فرصتی برای رشد و توسعه ی فردی نگاه کنی! به خواسته ی دیگران نه بگویید اگر فکر می کنید که به خود نیاز دارید، به مردم نه؛بگویید و این اشکالی ندارد. خودتان را آنقدر دوست داشته باشید که تصمیم درست را برای خودتان بگیرید، نه برای شخص دیگری! ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم... خلاصه ماشین پلیس رفت ته کوچه رامین خواست بره داخل که رفتم جلو صداش کردم..وقتی برگشت من رو دید چشماش ازتعجب گردشده بود.آمد سمتم اروم گفت اینجا چه کارمیکنی.اولین باربوداینقدرعصبانی میدیدمش..بامن تا حالا اینجوری حرف نزده بودگفتم چراجواب زنگ پیامهارونمیدی اون بیسیم چی بودتودستت توکی هستی بااین حرفم رامین عصبانی ترشدگفت نکنه اون سنگ زدنهاآژیرماشینم کارتوبوده توچشمهاش زول زدم گفتم اره من بودم والانم ازت توضیح میخوام..نذاشت حرفم تموم بشه .کشیدم یه جای تاریک ازکوچه گفت ببین بازبون خوش دارم بهت میگم..گوشهات روبازکن ازاینجا میری این دور اطرافم دیگه نیا...هرچی بین مابوده فراموش کن نه بهم زنگ بزن نه پیام بده فهمیدی..ازحرفهاش خندم گرفته بودگفتم داری شوخی میکنی..درکمال تعجب گفت من نه اهل شوخی هستم نه حرفهای که بهت زدم شوخیه..هرچی بهت گفتم حقیقته...انگارداشتم خواب میدیدم قلبم داشت ازسینم میزد بیرون این رامین اصلا اونی نبود که من میشناختم۱۸۰ درجه عوض شده بود.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈