🌺🌺🧚♀️🧚♀️زندگی میتواند ما را به وجد درآورد،
وقتیکهبدانیمزندگی، همچو رود زیبایی است
که به ما هدیه شده است ..
زندگی ما را با جریان خود می برد ...
گاهی جریانش تند می شود گاه کند،
گاه ازکنار مناظر زیبا عبورمان میدهد گاه تلخ،
اما همواره ما را با عشق در آغوش خود دارد..
این ما هستیم که باید شناگران خوبی باشیم
و اجازه بدهیم شناور روی زندگی جلو برویم
نه دست و پای بیهوده بزنیم
و نه به عمقش برویم و غرق شویم ..
زندگی جلوه ای است برای لمس بیشتر
رازهای آفرینش و تا به آن دل نداده ایم
نمی توانیم رازهایش را درک کنیم ..
اجازه دهیم زندگی مسرورمان کند وبا عشق
جلو ببرد ..
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_هشتاد_پنج
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
خلاصه خیلی زودکارهام روکردم برگشتم خونه،وقتی رسیدم کلیدانداختم که درحیاط روبازکنم یهویکی ازپشت سرزدروشونه ام گفت خسته نباشی خانم خانما..باورم نمیشد نیما اینجا چکار میکرد..برگشتم سمتش گفتم ادرس اینجاروکی بهت داده؟برای چی امدی؟گفت جوینده یابندس هرچندمیتونستم حدس بزنم کارکیه اماچیزی نگفتم خیلی جدی بهش توپیدم گفتم ازاینجابرومن ابرودارم..خندیدگفت من که نمیخوام خلاف شرع کنم امدم خواستگاریت اینم دسته گل شیرینیم..بااین حرفش تازه متوجه گل شیرینی تودستش شدم..گفتم جواب من نه لطفابرو..نیماسمجترازاین حرفهابودهرچی من میگفتم ازرونمیرفت وبرای اینکه کسی نبینه برام حرف درنیاره..گفتم توبروفلان کافی شاپ منم میام که ای کاش هیچ وقت نمیرفتم..ادرس کافی شاپ روبه نیمادادم گفتم توبرومنم میام اون لحظه فقط میخواستم ازاونجادورش کنم که کسی مارونبینه ازحرف مردم میترسیدم نمیخواستم الکی برای خودم حرف حدیث درست کنم.....
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می گذارد
چه اتفاقی می افتد
خمیر به سنگ ها می چسبد ...
اما نان هر چه پخته تر می شود
از سنگها جدا می شود ...
⬅️ حکایت آدم ها همین است
سختی های این دنیا ، حرارت تنور است
و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند ...
و هر چه انسان پخته تر می شود
سنگ کمتری به خود می گیرد ...
⬅️ سنگ ها تعلقات دنیایی هستند ...
ماشین من خانه ی من کارخانه ی من ...
آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند
سنگ ها را از آن می گیرند !
✅ خوشا به حال آنکه در تنور دنیا
آنقدر پخته می شود
که به هیچ سنگی نمی چسبد ...
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
✨﷽✨
✍امام محمد باقر علیهالسلام خطاب به جابر بن یزید جُعفی میفرمایند:
«ای جابر!
تو را به پنج چیز وصیت میکنم...
اگر مورد ستم قرار گرفتی، ستم نکن
اگر به تو خیاحنت کردند، تو خیانت نکن
اگر تو را تکذیب کردند، خشم نگیر
اگر تو را ستایش کردند، دلخوش نشو
و اگر تو را سرزنش کردند، دلگیر مشو
بلکه درباره آنچه گفتند فکر کن!
اگر دیدی آنچه میگویند راست است،
خود را اصلاح کن
و اگر دیدی درست نیست، پس بدان که خود را مدیون تو کردند و برای جبران این دِین، از ثوابهای او به تو میدهند و از گناهان تو کم کرده، در نامه اعمال او قرار میدهند»
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🪐
#کلمات دارای فرکانس و ارتعاش هستند ،درکلام تو جادو وجود دارد ،وقتی تصمیم گرفتی دنیا را #تغییر بدهی ،تغییر را از #کلامت شروع کن .
موانع #قلبیت را برطرف کن و با #شجاعت بگو :من میتوانم تغییر کنم و تغییرم رو به سعادت است ،خدای من از هر چیزی در دنیا بزرگتر است و من از روح خدا هستم پس بزرگوارم .
وقتی حس کنی چقدر ارزشمند هستی دیگر پیروزی و پر از انرژی مثبت میشوی و مدارهایت مثل عوض شدن خط راه آهن عوض میشود و شروع به پیشرفت میکنی.
به کمبودهافکر نکن چون با فکر به آنها برایشان کارت دعوت ورود به زندگیت میدهی ،به فراوانی فکرکن تا وارد زندگیت بشود .
حس کن زندگیت پراز رونق و وفور برکت است شاد باش و با حس قلبی شاد بودن شکر خدا کن تا کامیاب شوی.
کلامت قدرت دارد از قدرتش غافل نباش .
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
این متن لایک داره❤️
هشت بهشت زندگی !!!!!
بهشت اول :
آغوش مادریست که با تمام وجود ، بغلت کرد و شیرت داد
بهشت دوم :
دستان پدریست که برای راه رفتنت ، با تو کودکی کرد
بهشت سوم :
خواهر یا برادریست که برای ندیدن اشکهایت ، تمام اسباب بازیهایش را به تو داد
بهشت چهارم :
معلمی بود که برای دانستنت با تمام بزرگیش هم سنت شد تا یاد بگیری
بهشت پنجم :
آغوشی بود که هرگز در آغوشش نگرفتی
بهشت ششم :
دوستی ست که روز ازدواجت در آغوشت کشید و چنان در آغوشش فشرد که انگار آخرین روز زندگیش را تجربه میکند
بهشت هفتم :
همسر توست که با تمام وجود در کنار تو معمار زندگی مشترک تان است
گویی دو شاخه از یک ریشه اید
بهشت هشتم :
فرزند توست که خالق زیبایی های آینده است
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_هشتاد_شش
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
بعدازرفتن نیماسریع رفتم بالادیدن بچه هاواززهراخانم خواهش کردم یکساعت دیگه زحمت نگهداری بچه هاروبکشه..زهراخانم مثل مادردوم بچه هام بودخیلی راقبشون بودوهرچی پرسیدافسون کجامیری چی شده گفتم میام برات تعریف میکنم..خلاصه من رفتم دیدن نیماوروبه روش نشستم گفتم چرادست ازسرم برنمیداری چرامیخوای ابروم روببری؟ گفت انگارباورت نشده که من واقعادوستدارم میخوام زنم بشی بگواین روبه چه زبونی حالیت کنم..گفتم من علاقه ای بهت ندارم جوابم منفیه..نیماسریع دستام روگرفت بردسمت لباش بوسیدبعدم گذاشتش روپیشونیش انقدر این حرکتش سریع بودکه من نتونستم هیچ حرکتی بکنم..چندثانیه ای انگارخشکم زده بود..امابه خودم امدم دستم روازدستش کشیدم بیرون گفتم دیوانه شدی اینکارهاچیه؟گفت افسون التماست میکنم بهم یه فرصت دیگه بده راجع به پیشنهادم بیشتر فکر کن من منتظرمیمونم..از جو به وجودامده خوشم نمیومد مخصوصا وقتی دیدم نیماخیلی تلاش میکنه خودش روبهم بچسبونه وبرای فرار از اون شرایط گفتم باشه..
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🔴تلنگر
✍قلـــب انسان
همانند حوضی است ڪه چهار
جویبار، همیشه آبشان در آن می ریزند...
اگر آب چهار جـویبار پاڪ باشد،
قلب انسان را پاڪ و زلال میڪنند
اما اگر آب یڪی یا دو
تا یا چهارتاے این جویبارها
آلوده باشند قلب را هم آلوده میڪنند.
جویباراول: چشم است
جویبار دوم: گوش است
جویبار سوم: زبان است
جویبار چهارم: فڪرو ذهن
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
📕_🌷 داستان
نوجوانی که احساس ناامیدی شدیدی می کرد به یک کارگردان سینما مراجعه کردو گفت:من می خواهم بازیگر شوم.
کارگردان از او پرسید:چه نقشی را می توانی اجرا کنی؟
نوجوان گفت:نقش یک آدم بدبخت و فلاکت زده را.
کارگردان گفت:متاسفم .من در فیلم خودم به یک نوجوان خوشبخت و با نشاط نیاز دارم . اگر تمایل داشته باشی می توانی آن نقش را بازی کنی .اما یک شرط دارد.
نوجوان پرسید:شرطش چیست؟
کارگردان گفت:شرطش این است که به مدت یک ماه نقش آدم های خوش بخت را تمرین کنی.
نوجوان یک ماه نقش خوش بخت ها را به خود گرفت . مثل آن ها فکر کرد ، مثل آن ها راه رفت ، مثل آن ها زندگی کرد. در آخر ماه او به کارگردان مراجعه کرد و گفت:من دیگر برای بازیگری در سینما علاقه ای ندارم.یک ماه تمرین برای من کافی بود که بدانم زندگی خود نیز بازی است و من بازیگر ، می خواهم در بقیه عمرم نقش خوش بخت ها را بازی کنم.
🌹فقط به موفقیت فکر کن🌹
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🌟🌙#داستــــــــــان شـــــــــب🌙🌟
⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
شبی از شب ها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.
استاد پرسید: «برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟»
شاگرد گفت: «برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف خداوند!»
استاد گفت: «سوالی می پرسم پاسخ ده؟»
شاگرد گفت: «با کمال میل، استاد.»
استاد گفت: «اگر مرغی را پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟»
شاگرد گفت: «خوب معلوم است استاد. برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم.»
استاد گفت: «اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟»
شاگردگفت: «خوب راستش نه...! نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!»
استاد گفت: «حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!»
شاگرد گفت: «نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر خواهند بود!»
استاد گفت: «پس تو نیز برای خداوند چنین باش! همیشه تلاش کن تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت گردی. تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی تا مقام و لیاقت توجه و لطف و رحمت او را بدست آوری. خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد! او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد.
✍🏻📚 هر شب یک داستان جذاب و خواندنی در کانال 📚✍🏻
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید🌱
🗓 امروز جمعه↯
☀️ ۲۵اسفند ۱۴۰۲
🌙 ۴رمضان ۱۴۴۵
🌲 ۱۵مارس ۲۰۲۴
📿 ذکر روز :
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
💖✨آخر هفته تون چون بهار سبز
🌸✨چون شکوفه پراز امیـد
🌷✨چون رنگین کمان شـاد
💖✨چون دریـا پربرکت
🌸✨و چون آفتاب
🌷✨گرم از عشق و محبت باشه
💖✨روزتون زیبـا و در پنـاه خدا
🌷✨سلام صبحتون بخیرونیکی
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد