این درد ، مرا میکُشَد آخر ، ز غَمِ تو
این غَم ، که کند حالِ مرا ، حالِ غَریبی...
.
اهل شعرم
اهل تنهایی و درد، پیشهام فریاد است.
کاسبم، کاسب دل!
صادراتم شادی، وارداتم غمودرد...
دوستانی دارم، سردتر از سردی برف؛
گاهگاهی یخشان میشکند،
گاهگاهی دلشان میسوزد،
ولی از روی ترحم!
سرزمینی دارم، مردمانش همه دوست،
ولی از روی ریا...
- سهراب سپهری
- شآیَد!..
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد... عجب از محبت من که در او اثر ندارد :)
غلط است هر که گوید که به دل ره است دل را
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد :)
#ادامه
- شآیَد!..
غلط است هر که گوید که به دل ره است دل را دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد :) #ادامه
چو رِسد عذابِ دوزخ، به حساب روزِ محشر
ز غمِ تو کس نپرسد، که کس این هنر ندارد (:
_میتوان مثل دو رود از دو طرف رفت ولی
بـــــــاز اگر بـــــــاز رسیدیم به یکدیگر چــــــه؟(:
فاظل نظری