- شآیَد!..
-
- چنانتدوستمیدارم؛ کهگرروزیفراغافتد...
توصبرازمَنتوانیکردومَنصبرازتونتوانم!(:
- تنرعشهگرفتیمکهباغیرنشستهست؛
ازغیرتمانبود،نوشتندحسودیم!(:
پیگیرپریشانیمادیربهدیراست...
دلتنگبهیکخندهاو،زودبهزودیم!((:
- حامدعسکری ؛
- شآیَد!..
-
- منمیتونمهرچیزلعنتیایرو،
ازدستبدم...
غیر از تو..!
واینه...
تونه...
- شآیَد!..
- تنرعشهگرفتیمکهباغیرنشستهست؛ ازغیرتمانبود،نوشتندحسودیم!(: پیگیرپریشانیمادیربهدیراست... د
ما منتظرِ نامهی بارانِ نگاهش
لبخندِ نمافتادهی او، شرحِ وجودیم
از شوقِ رسیدن به تنِ سایهی مویش
هر لحظه به آغوشِ خیالش،چه حسودیم!
افتاده دلم خسته به تکرارِ مسیرش
سنگینشد و در این نَفَسَم، ما پرِ دودیم...
علیـیار🫐
- شآیَد!..
ببخش((:
- یهدیالوگداشتمیگفت:
ببخشیداونقدریاحمقبودمکه
فکرمیکردمدوستمداری!((:
- شآیَد!..
- یهدیالوگداشتمیگفت: ببخشیداونقدریاحمقبودمکه فکرمیکردمدوستمداری!((:
یه جمله هم داشت میگفت :
ازت متنفرم سروش !((: