💎دور دونه ارباب
ای یادگار دشت خون دردانه مولای ما
در وادی پر ماجرا گشتی توقربانی چرا
ریحانه کرب وبلا بنت الحسین فاطمه
گویم سلامت نازنین ای لاله خون خدا
همراه با بایت شدی زخم بلای کوفیان
در شام هجران پدر گشتی تو آماج جفا
بر دامن صحرا شدی موج تلاطم بیقرار
ازطعن قوم پر جفا زخمت شده بی انتها
درهجر جان ماه خود گشتی اسیری غرق آه
با ناله های بیصدا بودی سفیر کربلا
آواره شام بلا در ظلمت شبها شدی
ای دختر خون خدا بر تو بسی مدح وثنا
لرزیده قلبت بارها در حسرت هجران خود
با غم شدی همدم چرا در هر خرابه بارها
در لابلای قصه ات دل گشته پررنج وغمین
ای قصه بی انتها در کوچه های پر عزا
آتش گرفته دامنت از شعله های اهرمن
ای لاله خونین حق در چنگ ارباب شقا
من عاجزم از وصف غم در جان تو بنت الحسین ع
این قلب پر زخم توشد دنیای پر مهر ولا
آتش گرفته شعر من از واژه های پر بلا
ای یادگار دشت خون دردانه مولای ما
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زبانحال حضرت زیبب (س)
#قافلهی_غمها
ای بارقهی رحمت! ، نور بصرم بودی
در ظلمت شبهایم همچون قمرم بودی
زآندم که تو را دیدم رفتی به سرِ نیزه
هر نیزه که میدیدم تو در نظرم بودی
ای نور دل حیدر ، ای زادهی پیغمبر
بی بال و پَرم زیرا ، تو بال و پَرم بودی
مانند حسن حتیٰ ، از بعد پدر عمری
در راحت و سختیها همچون پدرم بودی
ای کاش نمیدیدم، افتاده تنت بر خاک
ای اُلفت دیرین که، دایم به بَرم بودی
رگهای گلویت را ، در قتلگهت دیدم
قربان سرت گردم که تاج سرم بودی
برخیز و ببین زینب، افتاده ز تاب و تب
ای آنکه مرا بر تن، روح دگرم بودی
هرگه که سفر کردی، دل از تو نشد غافل
هرجای که میرفتی، گو در حضرم بودی
اکنون شدهام تنها ، با قافلهی غمها
هرچند که بر نیزه، تو همسفرم بودی
در کرب و بلا جان را ، کردی سپر دشمن
هرجا که بلایی بود ، آن جا سپرم بودی
ویرانهنشین گشتم هرچند به شام غم
در تشت طلا دیدم ، زیبا گهرم بودی
تلخ است کنون کامم دلخسته ازین شامم
عمری چو برادرجان! شیرین شکرم بودی
در شام ستم با غم، با یاد تو سر کردم
چون ماهِ شب تار و، مِهر سَحرم بودی
(ساقی) ز غمت گفتا : ای نور دل زهرا
هرگه که سخن گفتم تو شعرِ ترم بودی
سید محمدرضا شمس (ساقی)
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از تبلیغات پر بازده هادی
با سلام وآرزوی سلامتی
(گروه صنعتی خلیفه )
استخدام نیروی خانم فعال
حداقل سابقه یک سال
مسلط به فضای مجازی
۱.جهت بازاریابی درفضای مجازی
۲.پاسخگویی و ثبت سفارش
۳.محولات امور اداری در کارگاه
۴.پیگیری سفارشات
ساعت کاری :۸الی ۱۷
روزهای تعطیل وپنج شنبه ها نیمه وقت
حقوق : ۸تومان ثابت و صدهزار تومان پورسانت فروش هرکالا
بیمه سه ماه بعد از فعالیت
آدرس:
تقاطع اتوبان آزادگان و پل سردارکاظمی
شهرک گلریز خیابان اول پلاک۱۱۹
۰۲۱۵۵۳۵۹۵۷۳
۰۹۱۲۴۳۹۵۳۶۶
السلام علیک یا ریحانة الحسین
#آیینه_زهرا_س
جنّت شده ایجاد به اعجاز رقیه
فردوس ِ ملائک شده یک ناز رقیه
آن خورده زمین که شده دمساز رقیه
رفته به فلک با پر ِ پرواز رقیه
بر اهل زمین حبّ رقیه شده چون بال
هم مُهر قبولیست برای همه اعمال
هم انسیّه هم حوریه ی کربوبلا اوست
در کودکی اش،اسوه ی تقوا و حیا اوست
آن عالمه ی مدرسه ی صبر و رضا اوست
ریحانه ترین فاطمه ی خون خدا اوست
هر وقت که شد روی لبش زمزمه بابا
گویا که عطا گشته به ارباب، دو دنیا
او خَلقاً و خُلقاً شده آیینه ی زهرا
شد وارث هر منقبت حضرت مولا
لطفش حسنی،در عظمت رفته به بابا
خطبه که بخواند بشود زینب کبری'
گردد دل هر عرش نشین، غرق در احساس
سر را که گذارد به روی شانه ی عباس
شد خادم هر روز و شبش حضرت مریم
جاروکش صحن حرمش حضرت آدم
هر کس که شده زائر او گشته معظّم
با دست پُر از محضر او رفته مسلّم
خورشید ،درخشان شده از نور حریمش
شد عطر جنان شمه ای از عطر شمیمش
شد نام رقیه عَلَم کلّ محافل
این نام ِ مجرّب شده حلّال مسائل
وقتی که بگیرد مدد از او، دل سائل
گردد به مقامات خدا یک شبه نائل
با ذکر رقیه دل ما شور گرفته
هر سینه ی ظلمت زده ای نور گرفته
در شام بلا ناجی جان دو امام است
چون عمه ی سادات علمدار قیام است
دُرّی که اگر چه وسط ظلمت شام است
پوشیده میان صدف از چشم حرام است
صد پرده ی نورست نگهدار عفافش
هستند ملائک همه دم گرم طوافش
هجده تن بی سر وسط معرکه دیده
چون عمه ی خود تلخی صد داغ چشیده
از زجر ِحرامی چقَدَر، زجر کشیده
از فاطمه شد ارثیه اش قدّ خمیده
وقتی که به لب، دید شرر از نفس افتاد
با بوسه به لب های پدر از نفس افتاد
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
1723123838719_-2147483648_-212515.ogg
1.97M
زمینه شهادت حضرت رقیه(س)
خوش اومدی بابا
صفا آوردی به خرابه
یتیم نوازی کن
می دونی که چقدر ثوابه
یه نذری کردم که
نبینی دستام توو طنابه
قدم گذاشتی رو چشای تارم
چی جوری اومدی که پا نداری!
عمه که گفت میای، همه ش می گفتم
شاید داداش علی رو هم بیاری
بابا بابا بابا
پرت کو، سرت کو
بگو ببینم علی اکبرت کو
رباب چش به راهه اصغرت کو
سرت کو، پرت کو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شونه ندارم حیف
موهات پریشونه عزیزم
خسته شدم دیگه
منو ببر خونه عزیزم
حال دل ما رو
کسی نمی دونه عزیزم
خبر که داری دخترای شامی
بابا حسابی خندیدن به دردم
حیف که دیگه مو ندارم و الا
موهامو فرش راه تو می کردم
بابا بابا بابا
حرم سوخت، پرم سوخت
شبیه مادرت، موی سرم سوخت
توو آتیش خیمه ها معجرم سوخت
پرم سوخت، حرم سوخت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ببر منو بابا
یه جا که حرمله نباشه
یه جا که حرفی از
پای پر آبله نباشه
الهی که دیگه
بین ما فاصله نباشه
من که توو این عمر سه ساله هرگز
جایی بدون تو پدر نرفتم
یه عمری من توو بغل تو بودم
حالا سرت رو توو بغل گرفتم
بابا بابا بابا
بریدم، خمیدم
تو شام و کوفه بسکه غصه دیدم
نمی دونی چه حرفایی شنیدم
خمیدم، بریدم
۱۸ مرداد ۱۴٠۳
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
میچکد از زلال چشم دلم
آبی پر خروش دریایی
طاقتش شد تمام آیینه
در خودش ریخت بس که زیبایی
واژه ها چون کبوتری اهلی
سر بام غزل شده جلدت
می پرد پلک آرزوهایم
می پرد عقربه سر ساعت
پر بهانه نشسته چل تکه
مگر از عشق خنجری بخورد
وصله کردم تمام قلبم را
تا لگد های بهتری بخورد
تکیه دادی به میله ی حسم
مثل پرچم رها کن عقلت را
بند دل را به باد دادی تو
میروی قد حس من بالا
شاعری پر تبم که هذیانم
گوش تا گوش شعر ها رفته
گاهی از عشق می پزم اندوه
یا از اشکم برنج وا رفته .....
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_رقیه_س_شهادت
بیا که خانۀ چشمم شود چراغانی
اگر قدم بگذاری به چشم بارانی
بیا که بیتو نیامد شبی به چشمم خواب
برای تو چه بگویم از این پریشانی؟
چرا کنم گله از روزهای دلتنگی؟
تو حال و روز دلم را نگفته میدانی!
نه دل بدون تو طاقت میآورد دیگر
نه تو اگر که بیایی همیشه میمانی
چه کرده با دل من داغ، دور از چشمت
چه کرده با دلم این گریههای پنهانی
ببین سراغ تو را هر غروب میگیرم
قدم قدم من از این کوچههای کنعانی
نسیم مژدۀ پیراهن تو را آورد
نسیم آمده با حال و روز بارانی
نسیم آمده با عطر عود و خاکستر
نسیم آمده با نالهای نیستانی
بیا که دختر تو نیست ماندنی بیتو
بیا که کُشت مرا این شب زمستانی!
✍ #یوسف_رحیمی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
سه ساله دخترت افتاده از نفس بابا
دگر مرا ببر از کنج این قفس بابا
به جز تو که آمدهای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو هیچ کس، بابا
#الدخیلڪ_یا_رقیه🌹🍃
#شهادت_حضرت_رقیه(س)🥀
#تسلیٺ_باد🏴
...
#حضرت_رقیه_س_شهادت
#محاوره
تو وقتی اومدی گفتم
که تقصیر دل من بود
تو که دیدی بابات خوابه
چه وقت گریه کردن بود
حالا که اومدی پیشم
بازم آغوشتو وا کن
بغل کن بغضمو بازم
غریبیمو تماشا کن
حالا که اومدی پیشم
بزار خلوت کنم با تو
بزار تعریف کنم، بعدش
ببین من پیر شدم یا تو
ببخش حرفای تعریفیم
دیگه حرفای خوبی نیست
ببخش واسه پذیرایی
خرابه جای خوبی نیست
خرابه بسترش خاکه
خرابه بالشش خشته
تو خیلی خاکیای اما
برای دخترت زشته
برای دخترت زشته
که خونَش این طوری باشه
بزار چیزی نگم شاید
تو حرفام دلخوری باشه
کدوم خانوم با این حالش
پیش مهمون معذب نیست
ببخش از راه طولانی
سر و وضعم مرتب نیست
اگه مهمون داری باید
براش با جون مهیا شی
خجالت میکشی وقتی
نتونی از زمین پاشی
نگی من بی ادب بودم
نگی این دختر عاشق نیست
نمیتونم پاشم از جام
پاهام پاهای سابق نیست
حالا چشمای کم سومو
به هر چی جز تو میبندم
به زورم باشه پا میشم
به زورم باشه میخندم
مگه تو صورتم امشب
بغیر از خنده چی دیدی
که از وقتی پیشم هستی
یه بار حتی نخندیدی
یکی دستش تو تاریکی
به گونم خورده، چیزی نیست
یکی از من یه گوشواره
امانت برده، چیزی نیست
فقط دلتنگ تو بودم
که اعصابم به هم ریخته
یه قدری خستهی راهم
یه کم خوابم به هم ریخته
میخوام امشب سرت تا صبح
به روی دامنم باشه
میخوام امشب شب خوبِ
ازینجا رفتنم باشه
دیگه اخماتو واکردی
منم با بغض میخندم
بیا آغوشتو وا کن
منم چشمامو میبندم
✍ #هادی_جانفدا
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
شور محرم ۱۴۰۳
حرم اقیانوسم
سالی یکبار اگه کربلا نیام می پوسم
بی حرم بین گناهای خودم محبوسم
حرم اقیانوسم
نکنی مایوسم
من که با خاطره های حرمت مانوسم
دست مادرم رو جا ضریح تو می بوسم
نکنی مایوسم
ای مهربون تر از/پدر و مادرم حسین
حس میکنم همش/دستتو رو سرم حسین
درد و غم تو رو/به جونم میخرم حسین
روحی فدا ابی عبدالله
........
ای هوادار من
اون کسی که عمریه بهت بدهکاره من
اون که از همون قدیم تو رو دوست داره من
ای هواداره من
سرپناه ِ نوکر
میبره اشک تو روضه هات گناه ِ نوکر
با تو غرق نور میشه روی سیاه ِ نوکر
سرپناه نوکر
این خواهشه منه/بزا باشم گدای تو
من خونوادمو/میکنم مبتلای تو
پشت سر منه/آقا خیر دعای تو
روحی فدا ابی عبدالله
........
علمش پابرجاست
اونکه با شجاعته همونکه مرد مرداست
پسره ام بنینه اونکه رزمش غوغاست
علمش پابرجاست
اونکه با احساسه
همونیکه حتی رو اسم حسین حساسه
بهترین عموی دنیاست حضرت عباسه
اونکه با احساسه
حلال مشکلم تو برامن مقدسی
اکشف کروبنا،ندارم جز تو هیچ کسی
این باور منه، که بدادم تو میرسی
عجل لولیک الفرج
هاشم محمدی آرا
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7