#امام_حسین_مدح
لبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ حُسین است
تَعریفِ مَن از عشْق هـَمان بود ڪہ گُفتَم
در بَندِ ڪَسے باش ڪہ دَر بَندِ حُسین است
دَر مَعرڪہ اَز سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است
شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمہ عُمْر
شورے ڪہ خُدا دَر دلَم اَفڪَندہ حُسین است
آهـَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است
بے روضہ ے او حال خوشے نیست... ، اَگَرهـست
از حال گُذَشتیم ڪہ آیَندہ حُسین است
اَز بَس ڪہ (عَلے) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سہ فَرزَندِ حُسین است
دَر جَنگ سَراَفڪَندہ نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یڪسَرہ سَربندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
#محسن_کاویانی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_مدح
#امام_حسین_ولادت
آنکه جانان طلبد بهر چه خواهد جان را؟
ترک جان گوی اگر میطلبی جانان را
قرب جانان هوس هر دل و جانیاست ولی
دل کسی داد به جانان که نخواهد جان را
کیست آن بنده زیبنده بجز نفس حسین
که به لطفی اثر از قهر برَد یزدان را؟
بحر موّاج کرم اوست که با تشنه لبی
نخورد آب و دهد آب، لب عطشان را
خالق عزوجل کرد ز ایجاد حسین
ختم بر امّت خاتم، کرم و احسان را
دید پیش از گل ما، بار گنه بر دل ما
کآفرید از پی این درد، خدا، درمان را
مظهر اسم "عفُوّ" است چو این منبع جود
مغفرت جوی و بدین اسم بجو غفران را
#رحمت_واسعه نامش برِ خاصان خداست
که رحیمیّت از این اسم بود رحمان را
یادِ ابروش به چشم دل من شمشیریاست
که بدین تیغ، موحد بکشد شیطان را
#فواد_کرمانی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_مدح
.
عاشق شديم و خون جگري خواستيم ما
در جاده تو دربدري خواستيم ما
بى دردسر ، وصال گوارا نميشود
در راه وصل ، دردسرى خواستيم ما
سنگ ملامت از همه خورديم سالها
در كوچه ات اگر گذرى خواستيم ما
از دربدر شدن بخدا خسته نيستيم
آوارگى بيشتري خواستيم ما
گويا خود تو هم نظرى داشتي به ما
وقتيكه كه گوشه نظرى خواستيم ما
در خانه راه دادى و بالا نشانده اي
ورنه گليم پشت درى خواستيم ما
حالا شبيه فطرس پرسوخته ، همه
زانو زديم و بال و پرى خواستيم ما
.
باليم و در هواي تو پر در مياوريم
امشب ز كربلاى تو سر در مياوريم
.
واژه به واژه شعر و غزل داده اي به ما
اين گنج را تو روز ازل داده اي به ما
اينجا كسى به عاشقى ما محل نداد
تنها تو بوده اى كه محل داده اى به ما
اين روزگار يكسره سم داد دست ما
اما تو نه ، هميشه عسل داده اى به ما
مردم كه جاي خود ، چقَدَر حسن آبرو
نزد خداى عز وجل داده اى به ما
ما پنج وعده وقت قنوت از تو گفته ايم
خيرت قبول ، خيرالعمل داده اى به ما
نامت چقدر گريه ز چشمان ما گرفت
تو گوهر بدون بدل داده اى به ما
يكبار دست خالى از اين در نرفته ايم
يك كربلا كه حداقل داده اى به ما
.
يادش بخير دفعه اول ، چه خوب بود
تصوير گنبد حرمت در غروب بود
.
يادش بخير گوشه ايوان حسين جان
يادش بخير نم نم باران حسين جان
پايين پا درست زمينگير تو شديم
يادش بخير ديده گريان ، حسين جان
يك پيرمرد رو به حرم گريه اش گرفت
ياد مدينه گفت حسن جان ، حسين جان
ما در همان زيارت اول عوض شديم
يادش بخير توبه و غفران ، حسين جان
يادش بخير كودكي ام بين دسته ها
پرچم به دوش بين خيابان ، حسين جان
يادش بخير پشت در تكيه محل
دعواى كودكانه طفلان ، حسين جان
يادش بخير نوحه تركى روضه ها
با لحن آذرى سنه قربان ، حسين جان
.
ما در همين حسينيه ها قد كشيده ايم
با چشم خويش معجزه بسيار ديده ايم
.
ديديم در خدا بخدا ما حسين را
خوانديم در يك آيه خدا را حسين را
اين اعتقاد ماست كه در عالم وجود
گفتيم لا موثر الا حسين را
تكليف با حسين مني انا من حسين چيست؟
ديديم ما رسول خدا يا حسين را؟
بايدنجف رويم و زيارت كنيم ما
بالاسر عمارت مولا ، حسين را
يكجور ديگري بخدا دوست داشته
در بين خانه حضرت زهرا ، حسين را
ما با تمام سينه زنان شرط كرده ايم
باهم صدا زنيم حسن با حسين را
اينها مقدس اند ولى ما شناختيم
در انقلاب زينب كبرى حسين را
.
دنياي ما بنام حسين است هرچه هست
در كيش ما غلام حسين است هر كه هست
.
بر تو رسول با دل بي تاب گريه كرد
تكبير هفتمين تو محراب گريه كرد
روز تولد تو كفن ها گريستند
روز نخستِ آمدنت آب گريه كرد
آنقدر از لبت اناالعطشان شنيده شد
تشنه گريست بهر تو سيراب گريه كرد
مقتل نوشته است غروب دهم كه شد
بر غربت تو مركب اصحاب گريه كرد
بر حال جسم بى كفنت روى خاكها
خورشيد سينه ميزد و مهتاب گريه كرد
مقتل نوشته است كه در مجلس شراب
خيلي سر بريدهء ارباب گريه كرد
قربان آن سه ساله كه كنج خرابه ها
وقتي پريد، نيمه شب از خواب ، گريه كرد
.
ماهم براى غربت تو گريه ميكنيم
گوشه كنار هيات تو گريه ميكنيم
.
#محمد_جواد_پرچمی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_مدح
قدرش برتر ز ممكنات است حسین
قبرش اندر بر فرات است حسین
میگويم و از عهده برون میآيم
بالله! سفینة النّجاة است حسین
#يوسف_رحمانيان_عماد
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_ولادت
#امام_حسین_مدح
خورشید من که سر ز گریبان بر آورد
خورشید از آسمان به قدومش سر آورد
بر حج عشق کعبۀ من گر صلا زند
لبیک از نهاد دو عالم برآورد
زیبای من قیامت دیگر کند ز حُسن
هنگامۀ شکوه چو در محشر آورد
ارباب من قدم ز قدم برنداشته
روحالامین به مقدم او شهپر آورد
گر گلشن زمانه بهخوبی شود بهشت
هیهات! از حسین گلی خوشتر آورد
دریای روزگار محال است کز صدف
درّی به شاهواری این گوهر آورد
ای آفتاب حسن! که میلرزد آسمان
هر ظهر چون ظهور تو در خاطر آورد
ارحام پاک باید و اصلاب شامخه
تا وارثی شگفت ز پیغمبر آورد
دختر نزاده پاکتر از مادر تو دهر
تا چون تویی پسر به جهان مادر آورد
از دل برآمدهست علی کعبه را، سزاست
گر فخر کعبه بر رخ آن دلبر آورد
زین مادر و پدر پسری چون تو یا حسین
نبود عجب که فخر بر او داور آورد
ما را هم ای حسین! چو فطرس شفیع باش
تا مرغ دل فرشته شود پر درآورد
مولا کبوتر حرمت کن «یتیم» را
شاید سری میانۀ سرها در آورد
#مرتضی_جام_آبادی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_حسین_مدح
چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قیامت
که زیر سایه ی این خیمه کرده ایم اقامت
شفیع گریه کنانش ائمه اند یکایک
به این دلیل که جمع است در حسین امامت
کسى که آه ندارد چه سود آه خجالت
کسى که اشک ندارد چه سود اشک ندامت
چه نعمتی است نشستن میان مجلس روضه
که جبرییل در آنجا فکنده رحل اقامت
کسى که بار علم را به شانه اش نکشیده ست
بعید نیست بمیرد به زیر بار ملامت
کسى که در پى کار حسین نیست ، محال است
که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت
کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید
ز دوستی چه نشانی ز شیعگی چه علامت
کسی که در کفنش تربت حسین نباشد
چه خاک بر سر خود می کند به روز قیامت
کسی که قبر حسین را ندید و رفت ز دنیا
به نزد فاطمه ریزد ز دیده اشک ندامت
به روز حشر که جمله فقیر و کاسه به دستند
خدا به زائر تو می دهد مقام زعامت
غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد
برابرش نکنم با هزار تاج کرامت
چه نا به جاست به وصف شهادت تو شهادت
چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت
پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی
خدا قیامت خود را سند زده ست به نامت
#علی_اکبر_لطیفیان
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7