حقیقت روشن
عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت
چه قدر و منزلت و جلوه و جلالی داشت
به پیش پرتو خورشید تیره گی محواست
سپیده را چه غمی گر سیاه چالی داشت
کجاست گر که عبایی از او فقط باقی است
میان شور مناجات خود چه حالی داشت
نگشت مانع پرواز او غل و زنجیر
برای سیر و سلوکش همیشه بالی داشت
چراغ خلوت او بود ذکر یا قدوس
که آن حقیقت روشن دل زلالی داشت
نبود غافل از اندیشه ی خدا جویی
به قدر فرصت گل ها اگر مجالی داشت
به گردنی که نشد خم، به پیش ظلم وستم
زباغ سرخ شهادت عجب مدالی داشت
تمام زندگی او قیام بود و جهاد
چه روزهای عزیزی، چه ماه وسالی داشت
ازآن دعا که به لب داشت در شب هجران
امید روشنی و مژده ی وصالی داشت
غمش ز بس که مقدس بود ،«وفایی »گفت
امین وحی خدا ازغمش ملالی داشت
#حاج_سید_هاشم_وفایی
┄┅┅❅💠❅┅┅┄
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
امام راستین
آن که آهش دردل هفت آسمان تأثیرداشت
روزها درکنج زندان ناله ی شبگیر داشت
باب حاجات خلایق بود و پیش اهل فضل
باب جود و بخشش او یک جهان تفسیر داشت
آفتابی ذره پرور بود در ملک وجود
ملک دل ها را به مهر خویش در تسخیر داشت
لب زحقگوئی نمی بست آن امام راستین
گرچه روز و شب به پا و گردنش زنجیر داشت
بیمی از روبه مرامان جهان دردل نداشت
شیر در زنجیر بود و ناله ای چون شیرداشت
روزها را روزه بود و شام در راز و نیاز
باچنین اخلاص و تقوا جنگ با تزوبر داشت
من نمی دانم چرا آن زندگ بخش جهان
از تمام زندگانی جان و قلبی سیرداشت
ای «وفایی » روز آزادی ازآن زندان مدام
برسرسجاده ی سبز دعا تکبیر داشت
#حاج_سید_هاشم_وفایی
┄┅┅❅💠❅┅┅┄
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
گل های مسرت
امشب ازقافله ی نور خبردارم من
از سواران سلحشور خبردارم من
از نشاط وپری وحور خبردارم من
از شکوه دل پُر شور خبردارم من
شب زیبایی وروز طرب انگیز رسید
ساقی میکده با ساغر لبریز رسید
امشب از نور دل دل فاطمه صحبت دارم
با شما صحبتی از جلوه ی عصمت دارم
سخن از شادی گل های مسرت دارم
خبر از آینه ی عشق ومحبت دارم
غرق شیدایی وشورم اگراز شور حسین
جبرئیلم که خبرمی دهم از نور حسین
شهر یثرب ز رُخش نور علی نور بود
رشک فردوس برین رشک دل طور بود
خاطر اهل ولایت همه مسرور بود
خانۀ فاطمه پُر ولوله و شور بود
مرتضی شکر خدا کرد و رویش بوسد
مصطفی گریه گمان زیر گلویش بوسد
این گل سرخ که زیبنده ی زهرا وعلی ست
لالۀ گلشن ارزنده ی زهرا وعلی ست
این همان چشمه ی جوشندۀ زهرا وعلی ست
این همان مهر درخشنده ی زهرا وعلی ست
از فروغ رخ او تا که تکلم کردند
بررُخش این دو گل یاس تبسّم کردند
نور او منبع وسرچشمه ی خورشید بود
روی او خوب تر از ماه شب عید بود
مهراو آینه ی روشن توحید بود
حُب او روز جزا مایه ی امیّد بود
هرکه شد ذره ی این مهر به خورشید رسد
پیروش عاقبت الأمر به توحید رسد
آی فطرس بخدا قبله ی حاجات رسید
خیز از جا که کنون وقت ملاقات رسید
بنگر لاله ای از گلشن سادات رسید
نور سبزی زجمالش به سماوات رسید
نور این مهر چراغ سحرت خواهد داد
عطر این گل زوفا بال وپرت خواهد داد
روی او آینه ی صبرو ثبات است بیا
نفسش باعث احیاء حیات ست بیا
در دوعالم همه را فلک نجات ست بیا
بهر آزادی تو برگ وبرات است بیا
کائنات از دم او زنده وجاوید شوند
گمرهان با نگهش پیرو توحید شوند
این همان است که دل در طلبش می کوشد
کوثر عشق ز انگشت پیمبر نوشد
به تنش جامه ی گلرنگ شهادت پوشد
این همان است که خونش همه دم می جوشد
دل جبریل «وفایی» زغم او خون است
این حسین است که اسلام به او مدیون است
#حاج_سید_هاشم_وفایی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نغمه ی شیدایی
ای دل هردو جهان محو فریبایی تو
درچمن هیچ گلی نیست به زیبایی تو
همه گل ها به گلستان ادب صف بستند
تا ببینند دمی روی تماشایی تو
تا پراکند خدا عطر دل انگیز تورا
غرق گل شد همه جا فصل شکوفایی تو
چون نسیم سحری عقده گشایی وبود
برلب مرغ سحر نغمه ی شیدایی تو
شب میلاد تو با بوسه زدن بردستت
می کند دست خداوند پذیرایی تو
ادب آموز جهانی و به دانشگه عشق
پُر شد ازشرم و ادب دفتر دانایی تو
ازغبار قدم نور دل فاطمه بود
به خدا در همه جا سرمه ی بینایی تو
همه شب تابه سحر برسر سجّاده ی عشق
غرق ایمانم و دعا شد دل دریایی تو
تکیه بر بازوی خیبر شکن حیدر زد
شور اخلاص تو و دست توانایی تو
چشمه ی علقمه شرمنده زایثار توشد
آفرین برادب تو، به شکیبایی تو
همه ی هستی تو دست وسرو جانت بود
در ره دوست فدا شد همه دارایی تو
باب حاجات خلایق تویی وخلق جهان
چشم دارند برآن معجز عیسایی تو
هرکسی برسر خود شور و هوایی دارد
دل پرشور «وفایی» شده شیدایی تو
#حاج_سید_هاشم_وفایی
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_مهدی
*کوچه باغ ظهور*
شب است ومنتطرم تا دم سحر برسی
هنوز منتظرم تا که منتظر برسی
چگونه گویمت آقا که از سفربرگرد
سفرنکرده ای آقا، که ازسفربرسی
چقدر مانده زعمرم چه جمعه ها که گذشت
خدا کند که همین جمعه ی دگر برسی
امید مردم مستضعف جهان ،باید
به داد این همه مظلوم خون جگر برسی
به کوچه باغ ظهورت گلاب می پاشیم
صلا زنیم تو را ، تا که زودتر برسی
قسم به کعبه که چشم انتظار مقدم توست
به کعبه تکیه زنی با شکوه وفر برسی
زکعبه بانگ انا المهدیت به گوش آید
چه باطل است گمانی که بی خبربرسی
سلام ما به توای زائری که هرشب وروز
کنار تربت مادر به چشم تر برسی
همیشه ذکر فرج را به روی لب دارم
که ای امام«وفایی» مگر تو سر برسی
.
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
الا که جلوۀ آیات نور داری تو
نهان ز دیده ای اما حضور داری تو
زپیش دیده نهانی به چشم دل پیدا
چه غایبی که همیشه ظهور داری تو
بیا که عدل مجسم تویی ودرهمه جا
سرعداوت با ظلم وزور داری تو
دریغ چشم خدا بین نداده اند مرا
وگرنه درهمه عالم حضور داری تو
بدین امید چنین رفته دیده ام درخواب
کزین گذر گه تاریک عبور داری تو
مراببخش ترا از گنه گر آزردم
که جان وقلب رئوف وغفور داری تو
به فاطمه به غم بی نهایتش سوگند
که درغمش دل وجان صبور داری تو
دلش خوش است «وفایی» به سوی او از لطف
اگر چو ماه نگاهی ز دور داری تو
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
گل های مسرت
امشب ازقافله ی نور خبردارم من
از سواران سلحشور خبردارم من
از نشاط وپری وحور خبردارم من
از شکوه دل پُر شور خبردارم من
شب زیبایی وروز طرب انگیز رسید
ساقی میکده با ساغر لبریز رسید
امشب از نور دل دل فاطمه صحبت دارم
با شما صحبتی از جلوه ی عصمت دارم
سخن از شادی گل های مسرت دارم
خبر از آینه ی عشق ومحبت دارم
غرق شیدایی وشورم اگراز شور حسین
جبرئیلم که خبرمی دهم از نور حسین
شهر یثرب ز رُخش نور علی نور بود
رشک فردوس برین رشک دل طور بود
خاطر اهل ولایت همه مسرور بود
خانۀ فاطمه پُر ولوله و شور بود
مرتضی شکر خدا کرد و رویش بوسد
مصطفی گریه گمان زیر گلویش بوسد
این گل سرخ که زیبنده ی زهرا وعلی ست
لالۀ گلشن ارزنده ی زهرا وعلی ست
این همان چشمه ی جوشندۀ زهرا وعلی ست
این همان مهر درخشنده ی زهرا وعلی ست
از فروغ رخ او تا که تکلم کردند
بررُخش این دو گل یاس تبسّم کردند
نور او منبع وسرچشمه ی خورشید بود
روی او خوب تر از ماه شب عید بود
مهراو آینه ی روشن توحید بود
حُب او روز جزا مایه ی امیّد بود
هرکه شد ذره ی این مهر به خورشید رسد
پیروش عاقبت الأمر به توحید رسد
آی فطرس بخدا قبله ی حاجات رسید
خیز از جا که کنون وقت ملاقات رسید
بنگر لاله ای از گلشن سادات رسید
نور سبزی زجمالش به سماوات رسید
نور این مهر چراغ سحرت خواهد داد
عطر این گل زوفا بال وپرت خواهد داد
روی او آینه ی صبرو ثبات است بیا
نفسش باعث احیاء حیات ست بیا
در دوعالم همه را فلک نجات ست بیا
بهر آزادی تو برگ وبرات است بیا
کائنات از دم او زنده وجاوید شوند
گمرهان با نگهش پیرو توحید شوند
این همان است که دل در طلبش می کوشد
کوثر عشق ز انگشت پیمبر نوشد
به تنش جامه ی گلرنگ شهادت پوشد
این همان است که خونش همه دم می جوشد
دل جبریل «وفایی» زغم او خون است
این حسین است که اسلام به او مدیون است
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نغمه ی شیدایی
ای دل هردو جهان محو فریبایی تو
درچمن هیچ گلی نیست به زیبایی تو
همه گل ها به گلستان ادب صف بستند
تا ببینند دمی روی تماشایی تو
تا پراکند خدا عطر دل انگیز تورا
غرق گل شد همه جا فصل شکوفایی تو
چون نسیم سحری عقده گشایی وبود
برلب مرغ سحر نغمه ی شیدایی تو
شب میلاد تو با بوسه زدن بردستت
می کند دست خداوند پذیرایی تو
ادب آموز جهانی و به دانشگه عشق
پُر شد ازشرم و ادب دفتر دانایی تو
ازغبار قدم نور دل فاطمه بود
به خدا در همه جا سرمه ی بینایی تو
همه شب تابه سحر برسر سجّاده ی عشق
غرق ایمانم و دعا شد دل دریایی تو
تکیه بر بازوی خیبر شکن حیدر زد
شور اخلاص تو و دست توانایی تو
چشمه ی علقمه شرمنده زایثار توشد
آفرین برادب تو، به شکیبایی تو
همه ی هستی تو دست وسرو جانت بود
در ره دوست فدا شد همه دارایی تو
باب حاجات خلایق تویی وخلق جهان
چشم دارند برآن معجز عیسایی تو
هرکسی برسر خود شور و هوایی دارد
دل پرشور «وفایی» شده شیدایی تو
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
الا که جلوۀ آیات نور داری تو
نهان ز دیده ای اما حضور داری تو
زپیش دیده نهانی به چشم دل پیدا
چه غایبی که همیشه ظهور داری تو
بیا که عدل مجسم تویی ودرهمه جا
سرعداوت با ظلم وزور داری تو
دریغ چشم خدا بین نداده اند مرا
وگرنه درهمه عالم حضور داری تو
بدین امید چنین رفته دیده ام درخواب
کزین گذر گه تاریک عبور داری تو
مراببخش ترا از گنه گر آزردم
که جان وقلب رئوف وغفور داری تو
به فاطمه به غم بی نهایتش سوگند
که درغمش دل وجان صبور داری تو
دلش خوش است «وفایی» به سوی او از لطف
اگر چو ماه نگاهی ز دور داری تو
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
پاسدارمکتب
عشق بی نام و نشان می ماند اگر زینب نبود
قدر آزادی نهان می ماند اگر زینب نبود
عشق با او فارغ التحصیل دانشگاه شد
صبرهم در امتحان می ماند اگر زینب نبود
چهره ی نورانی اسلام و مذهب بی گمان
در حصاری از گمان می ماند اگر زینب نبود
در غم گل های پرپر، باغبان دشت خون
قامتش همچون کمان می ماند اگر زینب نبود
آتش بیداد وقتی بر گل و گلشن فتاد
باغ گل بی باغبان می ماند اگر زینب نبود
هر پرستوی مهاجر برد بر زینب پناه
در بلا بی آشیان می ماند اگر زینب نبود
بار داغ یک گلستان لاله بر دوشش کشید
بر زمین باری گران می ماند اگر زینب نبود
کاروان دادخواه خون هفتادو دو گل
بی امیر کاروان می ماند اگر زینب نبود
پاسداری کرد او از مکتب عدل و شرف
دین حق کی در امان می ماند اگر زینب نبود
مژده ی فتح و ظفر آورد با خود اربعین
این سفر بی ارمغان می ماند اگر زینب نبود
کرد دل ها را هوایی در هوای کوی دوست
کربلا کی جاودان می ماند اگر زینب نبود
ای «وفایی» مکتب اسلام مدیونش بود
دین حق بی ترجمان می ماند اگر زینب نبود
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
السلام علیک یاعقیله العرب سلام الله علیها
فصل درخشان
عشق مجنون بیابان حسین وزینب است
صبر چون آئینه حیران حسین وزینب است
جبرئیل صبر می فرمود درتفسبر عشق
آیه های عشق درشان حسین وزینب است
با صبوری صبر را ایوب معنا کرد وگفت
صبر یک آیه زفرقان حسین وزینب است
با رگ جان متصل شد از ازل میثاقشان
عالمی حیران زپیمان حسین وزینب است
مکتب اسلام گرجاوید مانده تا ابد
از فداکاری وایمان حسین وزینب است
از دل هر لاله ای داغی اگر شد آشکار
جلوه ای از داغ پنهان حسین وزینب است
کربلا روشن ترین صبح امید و آرزوست
کربلا فصل درخشان حسین وزینب است
درسپهر عدل وآزادی وایثار و وفا
کربلا خورشید تابان حسین وزینب است
گرکه محزون شد نوای نی زشور نینواست
نی نوایش از نیستان حسین وزینب است
تاقیامت گرفضا آکنده شد ازعطرگل
ازشمیم باغ عطشان حسین وزینب است
روز رستاخیز گل ها رادمردی وشرف
سرگذشتی ازگلستان حسین وزینب است
درکنار جسم اکبر دیده ی کروبیان
شاهد حال پریشان حسین وزینب است
علقمه درحسرت ماه بنی هاشم هنوز
شرمگین ازچشم گریان حسین وزینب است
مکتب عشق و شهادت اوستادش اصغراست
آن که خود طفل دبستان حسین وزینب است
روز عاشورا پس از اعمال حج عشق وخون
عید عشق وعید قربان حسین وزینب است
عشق را گفتم کدامین شب جهان غرق عزاست
گفت آن شب شام هجران حسین وزینب است
بعد از آن حنگ نمایان کوفه وشام بلا
صجنه ی فتح نمایان حسین وزینب است
کشتی ظلم وستم در ورطه ی گیتی مدام
درهراس ازموج وطوفان حسین وزینب است
ای «وفایی» بانوی تقوا وعصمت فاطمه
تا قیامت مرثیه خوان حسین وزینب است
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها
امشب که همه اهل وفا همهمه دارند
آئینه ی نوری به دل خود همه دارند
اینان خبراز آمدن فاطمه دارند
با عرش نشینان فلک زمزمه دارند
برعرش خداوند مبین قائمه آمد
بانوی زنان دوجهان فاطمه آمد
گنجینه ی عرفان وشعور آمده امشب
سرچشمه ی نورانی هورآمده امشب
مشکوة چراغ دل طورآمده امشب
ازباغ جنان بانوی نورآمده امشب
برخاک ره او حسناتی بفرستید
نذر گل رویش صلواتی بفرستید
او آینه ی روشن ایمان ویقین است
طاق حرم عصمت او عرش برین است
او واسطه ی بین سماوات وزمین است
مهمان زمین است ولی عرش نشین است
ازمقدم مهمان حرمخانه ی احمد
بشکفت چوگل چهره ی زیبای محمّد
امشب که خدا بردل شب نور سحرریخت
ابرکرم ومرحمتش باز گهر ریخت
جبریل امین درقدم فاطمه پرریخت
خورشید به پاس قدم فاطمه زر ریخت
ذرّرات جهان از قدمش غرق سرورند
از جلوه ی اوغرق دراشراق وظهورند
هاجر به صفای قدمش هروله دارد
ساره به لب از شوق رُخش هلهله دارد
مریم به مدیحش همه جا مشغله دارد
او قدر وشرف مرحله درمرحله دارد
ذاتش خدا باعث ایجاد جهان است
آن جا که عیان ست چه حاجت به بیان است
ای کعبه ی امید همه قبله ی حاجات
ای سبزترین گل به گلستان مناجات
ای نور تجلای دعا،روح عبادات
ای سیده ی هردوجهان مادر سادات
بخشید مقام تو به سادات سعادت
سبزاست همیشه زتو گلزار سیادت
جشن طرب ونورزمیلاد تو داریم
درگلشن اندیشه گل یاد تو داریم
گردرهمه جاچشم به امداد تو داریم
ما عزّت خود ازتو واولاد تو داریم
در موسم میلاد تو میلاد خمینی
بایاد تو شد زنده کنون یاد خمینی
ماجز به ره مکتب توپا نگذاریم
درموج بلا مذهب خود را نگذاریم
ما برسر خون شهدا پا نگذاریم
اولاد تو را بی کس وتنها نگذاریم
این رهبرفرزانه که فرزند توباشد
سردر خط فرمان تو پابند تو باشد
ای گلبن عصمت گل مینوی مدینه
پیچید ز یادت همه جا بوی مدینه
داریم همه چشم طلب سوی مدینه
مرغ دل ما پرزده تا کوی مدینه
امشب به «وفایی» توبیا باز کرم کن
مارا تو شبی زائر آن صحن وحرم کن
#حاج_سید_هاشم_وفایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7