#حضرت_علی_اصغر_ع
چقدر مشکلِ ما را نگفته حل کردی
در این مقوله که باب الحوائجی شک نیست
رسیده اند پس از تو تمام اهل لغت
به اینکه معنیِ "اصغر" همیشه کوچک نیست!
✍#مسعود_یوسف_پور
#صلوات 👉
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر_ع
#مدح
#غزل
ای که از دست کریمت خیر و برکت میرسد
هر کسی شد سائل جودت به عزت میرسد
تو نشان دادی که در آل امیرالمومنین
ظاهراً بر کودکانش هم امامت میرسد
از "رضا" باید "جوادی" اینچنین یابد ثمر
از قیامت انتظاری جز قیامت میرسد؟!
ظرف عقل آدمی از درک جودت عاجز است
بر امامان از تو وقتی که محبت میرسد
من خودم را می شناسم مستحق نقمتم
از تو اما سمت من هر بار نعمت میرسد
من اگر از تو فقط دنیا بخواهم باختم
بس که از معنای جودت معنویت میرسد
لطف ابراهیم چشمانت به من آموخته
دست بر دامان تو روزی به خُلّت میرسد
وای بر دستی که یک دفعه به سمتت رو نزد
بیشتر در روز حسرت، او به حسرت میرسد
شاعری بیتی برایت گفت و رفت، اما بر او
از علی موسی الرضا صدبار خلعت میرسد
زائر مشهد شدم دیدم که از باب الجواد
بیشتر از پیش بر زائر عنایت میرسد
یابن سلطان خراسان! از پر قنداقهات
به علیاصغر قسم آدم به دولت میرسد
حرف قنداقه شد و دیدم که در کرببلا
از کمان حرمله تیری به دقت میرسد
تیر، حلق کودک ارباب مان را پاره کرد
روضهی این طفل آخر شیعه را بیچاره کرد
✍#امیر_عظیمی
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
✨✨✨✨
✨⭐️🍃
✨🍃🌺
✨
رضیع الحسین(ع)
بین گهواره،به ارباب،چه زیبا خندید
مثل یک غنچهی نشکفته به مولا خندید
پدرش،عازم میدان شد و در آغوشش
طفل شش ماههاش از شوق به بابا خندید
نور خورشید چه سوزان به رویش میتابید
شوق رفتن به سرش بود،به گرما خندید
عمر سعد لعین دید که لشکر پاشید
همه در شکّ و یقین،حرمله اما خندید
این چه عشقیست که در کرب و بلا جاری است؟
تیر در بین گلویش،به تقلّا خندید
#حضرت_علی_اصغر_ع
#شب_هفتم_محرم_99
#علی_گلچین_پور
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
✨✨✨✨
✨⭐️🍃
✨🍃🌺
✨
رضیع الحسین(ع)
بین گهواره،به ارباب،چه زیبا خندید
مثل یک غنچهی نشکفته به مولا خندید
پدرش،عازم میدان شد و در آغوشش
طفل شش ماههاش از شوق به بابا خندید
نور خورشید چه سوزان به رویش میتابید
شوق رفتن به سرش بود،به گرما خندید
عمر سعد لعین دید که لشکر پاشید
همه در شکّ و یقین،حرمله اما خندید
این چه عشقیست که در کرب و بلا جاری است؟
تیر در بین گلویش،به تقلّا خندید
#حضرت_علی_اصغر_ع
#شب_هفتم_محرم_99
#علی_گلچین_پور
#صلوات 👉
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_علی_اصغر_ع
امشب جهان به نور تولا منور است
در عرش و فرش نغمه ی الله اکبر است
در باغ اهلبیت ع شده غنچه ای عیان
کز بوی زلف او همه عالم معطر است
بر سائلان خبره ی کویش خبر دهید
میلاد با کرامت شهزاده اصغر است
هر چند اصغر است مقامش به سن و سال
در رتبه و مقام و کمالات اکبر است
در سایه عنایت این طفل شیرخوار
عالم پر از تجلی زیبای کوثر است
مشگل گشاست ناخن دستان کوچکش
هر پادشاه سائل احسان این در است
این طفل زینت است به گلزار مصطفی
این نو رسیده نور دل و چشم حیدر است
هر حاجتی به واسطه اش می شود روا
احسان او همیشه و لطفش مکرر است
باب الحوائج است بیا دامنش بگیر
زیباترین حمایت او روز محشر است
#محمدهوشمند
#بداهه
#مدهوش
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زمان:
حجم:
639.6K
﷽ #سرود_شور
#حضرت_علی_اصغر_ع
#امام_زمان_عج
اومده اونی که هم اسم حیدره
با خنده هاش دل حسین و میبره
ملائکه تو آسمون کل میکشن
شب تولد علی اصغره
جانم جانم جانم
به صورت ماهش
گوشه ی نگاهش
گرفته عمریه من رو زیر چترِ پناهش
همه دار و ندارم
همه ایل و تبارم
فدای لطف و رحمتش تموم کس و کارم
یاباب الحوائج، یاسیدی یاعلی اصغر (۴)
خنده رو لب های حسین فاطمه است
اومده اون که دوای درد همه است
شمس و قمر تو بغل همدیگه اند
تا قنداقه اش تو دستِ شاهِ علقمه است
ماهِ ماهِ ماهِ
شامِ تارِمونه
دوای دردمونه
امشب داره زینب براش ان یکاد میخونه
کیه ؟ عالی مدارج
کیه ؟ باب حوائج
اونی که هرکی دوستش نداره از دینه خارج
یاباب الحوائج، یاسیدی یاعلی اصغر(۴)
چراغونی شده زمین و آسمون
ملائکه همه ز شادی نغمه خون
خدا تورو به حق شیر خوار حسین
روز ظهور منتقم رو برسون
ان شاء اللهِ امسال
ساِل وصلِ یاره
ختمِ انتظاره
دل ها برای دیدن مولا بی قراره
آهای دلای عاشق
میرسه صبح صادق
طلب کنید فرج رو توی این شب و دقایق
یامهدی یامهدی، عجل علی ظهورک یامهدی
#یونس_وصالی_خوراسگانی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
4_6003429424341451120.mp3
زمان:
حجم:
3.72M
#سرود_ولادت_امام_جواد_ع
و #حضرت_علی_اصغر_ع
#سبک_از_کودکی_هام
🍀ا🍀ا🍀
✅بنداول
زده جوونه غنچه ی لاله میون گلدون
شهرمدینه شده دوباره ستاره بارون
☘
شب سیاه تیره و تارم امشب سحرشد
امام هشتم شاه خراسان امشب پدر شد
☘
شهرمدینه شدگل افشون
ملائکه ن شاد وغزل خون
میخوان که مُشتُلُق بگیرند
ازپدرشده شاه خراسون
☘
خوش امدی ای گل زهرا (س)
〰〰〰〰〰〰〰
✅بند دوم
امشب چه زیباس شب قشنگه باب المراده
سائلا امشب ولادته آقامون جواده
☘
خدامیدونه همه گداهاش مثل امیرن
چون دست خالی از درخونش جایی نمیرن
☘
جود وسخا ازش می باره
توڪرامت نظیر نداره
مثل امام حسن ڪریمه
برا گدا ڪم نمی ذاره
☘
خوش امدی ای گل زهرا (س)
〰〰〰〰〰〰〰
✅بند سوم حضرت علی اصغر ع
امشب لبای ارباب حسینم شده چه خندون
کف بزنید به شادیِ قلبِ ربابه خاتون
☘
واسه رقیه اومده دلبر امشب شبیه اکبر (ع)
اسمشو میخواد ارباب بذاره علی اصغر (ع)
☘
چراغ شبهای ربابه
جام لباش شراب نابه
وقتی میون خواب نازه
عموش براش دلش ڪبابه
☘
خوش آمدی ای گل زهرا (س)
💠💠💠ا💠💠💠
#شاعرسبکساز_ڪربلایے_مجیدمرادزاده
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
MP3 Recorderنوحه سنگین یا واحد علی اصغر۱۴۰۲(شاهمندی).mp3
زمان:
حجم:
1.59M
#حضرت_علی_اصغر_ع
#نوحه زمینه ، سنگین ، واحد ، شور
(به همه سبکها خوانده میشود)
کودک جانباز من شیرین زبانم اصغرم
آخرین سرباز من ای نور دیده ی تَرَم
غنچه ی خندان من چرا اینقَدَر بی تابی
خوابیدی یا بی حالی مگر که تشنه ی آبی
ای گل نیلوفرم علی اصغر پسرم
لایی لایی اصغرم (۴)
داغ مرگ تو علی آتیش زده بر جگرم
مادرِ غم دیده ات با ناله گوید پسرم
من جواب مادرت ، رُو چی بدم ای اصغرم
جسم غرق به خونت چطور سوی خیمه بَرَم
تویی گل پرپرم تویی علی اصغرم
لایی لایی اصغرم
با تیر سه شعبه ای سَرِ شش ماهه جدا شد
توی میدون بَلا اصغر تقدیم خدا شد
بر سر شونه ی من هدف تیر بلا شد
ای خُدا تو شاهد باش شهید کرببلا شد
بر سرِ دست بابا می زنی تو دست و پا
لایی لایی اصغرم
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#حضرت_علی_اصغر_ع
همه دیدند که گهواره به تاب افتاده
تب و تابی به دل طفل رباب افتاده
هم دیدند که برخاست زگهواره علی
گر چه ششماهه ولی بهر خودش بود یلی
دید تنها شده آقاش ابا عبدالله
هیچ کس نیست دگر دور و بر ثارالله
هر چه میدید به دوروبر مولا کشته
همه اصحاب فدای سر مولا کشته
نیست سقایی و عباس دلاورر کشته
قاسمش کشته ی کین و علی اکبر کشته
اسلم و شوذبش و عون و جعفر کشته
مسلم و جون و حبیب ابن مظاهر کشته
هم بریر و وهب و هم که زهیرش کشته
همه اصحابش و هفتاد و دو یارش کشته
گفت برخیز پدر جان که امیدیست هنوز
یک علی مانده که سرباز رشیدی ست هنوز
بسکه این دشت ابوفاضل و اکبر دیده
دامن دشت پر از بوی علی گردیده
پهلوانی چو علی ابن ابیطالب نیست
هیچ کس بر علی و آل علی غالب نیست
من ز نسل ولی الله ام و از این ایلم
تو خلیل هستی و من حضرت اسماعیل
ام
ای پدر لحظه ی جانبازی من آمده است
وقت ایثار و سر افرازی من آمده است
ذره ای نیست مرا واهمه ازضربت تیر
خیز و قنداقه ی من را به سر دست بگیر
وقت جانبازی من جانب قربانگاه است
تو خلیل الله و اصغر چو ذبیح الله است
هر که آورده به همراه گلی خوشبو را
تا که قربان بنمایند مهی خوشرو را
زینب آورده به همراه دو فرزندش را
نجمه آورده به همراه دو دلبندش را
بهر یاری شما فاطمه ی ام بنین
چار فرزند فرستاده همه ماه جبین
ام لیلا که فرستاده علی اکبر را
تا بریزد به برت شاخه گلی پر پر را
مادر من که فقط داشت مرا بی کم و بیش
نذرکرده ست برای تو همین کودک خویش
رمز پیروزی تو خون علی اصغر توست
حنجر نازک گلگون علی اصغر توست
تو شوی حاجی و من ذبح تو در کوی منا
حاجی کرب و بلا، ساکن در کوی بلا
هیچ ترسی به دل پاک بنی فاطمه نیست
به خداوند قسم در دل من واهمه نیست
مادرم گفته ز ما تا به خدا فاصله نیست
مادرم گفته علی جان عددی حرمله نیست
نقش سربند سرم یا علی و یا زهراست
چشم من تا به ابد بر لب خشک سقاست
تشنه ام لیک کجا تشنه ی این آب فرات
تشنه ی کوثرم و تشنه ی از آب حیات
قرنها بعد کزین کرب وبلایت خبرست
خون من بهر قیامت سندی معتبرست
طفل ششماه چه غوغا کده ای راه انداخت
شور اندر حرم و خیمه گه شاه انداخت
خود برداشته عمامه به سر بنهاده
تبغ و اسب و سپرش را به غلامش داده
با شتر آمده اینبار به سوی لشگر
که سر جنگ ندارد پسر پیغمبر
گفت ای قوم اگر آدمیت می فهمید
جرعه ای آب به این کودک تشنه بدهید
حرمله حاضر و آماده ی دستور امیر
دهم اول پدرش یا که پسر را دم تیر
گفت تیرت چو سپیدی گلویش گیرد
پدر طفل ز داغ غم او میمیرد
تیر در چله و در دست گرفته ست کمان
تا به یک تیر سه شعبه بزند او دو نشان
ناگهان تیر رها شد ز کمان شد از شست
با شتاب آمد و بر حنجر اصغر بنشست
همه دیدند حسین است که بر میگردد
چه گرفته است در آن دست که بر میگردد
چیست در زیر عبا آه خدا رحم کند
چه خبر شد وسط راه خدا رحم کند
پشت خیمه چه کند آه خدا میداند
رفته قبری بکند؟ آه خدا میداند
مادرش آمده از طفل خبر میخواهد
از پدر آمده قنداق پسر می خواهد
آه و افسوس و دریغ از دل پر خون رباب
آه شرمنده شد و غرق خجالت ارباب
شد غروب و سر پاک پسرش را بردند
صبح فردا به روی نیزه سرش را بردند
#جواد_کریم_زاده
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7