بسم الله الرحمن الرحیم
بــوده حیــدر پـادشاه عالمین
فاتح خیبر، احد، بدر و حنین
عمـــرو بـن عبــدود را دیده ای؟
بعد از کاری که شد را دیده ای؟
گفت محمّـد آخر کفر یک طرف
و به کلّ دین من مُهر یک طرف
حیدر کرّار با شور آمده
کُلُّهم نورٌ على نور آمده
ضربتی زد مرتضی با ذوالفقار
که به قلـب مصطفی آمد قرار
بعد از آن ختم رسل گفتا که این
ضربتـی بــوده کـه باشد بهترین
جن و انس در کار او وامانده اند
در عبــادت از علـی جا مانده اند
لا فتـــی الّا علـی در روزگار
وانگهی لا سیفَ الّا ذوالفقار
شیر حق زد بر زمین آن غول را
آن یــل پــوشـالـی و مجعول را
با همان ضرب نخست در گرد و خاک
پشــت آن نـــاپهلــوان را زد بــه خاک
کار را می خواست تا یکسر کند
کالَـــبِ آن دیـــو را بــی سر کند
ناگهان بی حرمتی کرد آن عدو
بر رخ چون ماه حیـدر زد خدو
"او خدو انداحت بر روی علی"
که به انسـان و ملک بوده ولی
مرتضی انـدک زمانــی کــرد درنگ
چند قدم برداشت در میدان جنگ
تیغ خود را گوشه ای پرتاب کرد
غزوه ها در غــزوهی احزاب کرد
غزوه ی احساس و دنیا یک طرف
غزوه ی حساس عقبــی یک طرف
غزوه ای در قلب های کافــران
غزوه ای در قلب های همرهان
غزوه در جـان نزار عبدود
که در ایّام کمتـر دیده شد
مات و حیران ماند از خوی علی
از تــــــوان زور و بـــــازوی علی
گفت علــی تو تیـغ خود افراشتی
از چه رو دست از سرم برداشتی؟
گو چه دیدی ای شه کون و مکان
که گذشتــی از مـن و دادیم جان
باز گـو تـا مـن بدانـم راز را
علّت این رفعت و پرواز را
گفــت بــــا نــرمـــی علـــــّی مرتضی
آن پس از سوء القضاء حسن القضاء
بنــــده مٲمــور خــدای داورم
غیر از این هرگز نباشد باورم
تیـغ اگـر بــرداشتــم از بهر اوست
قطره های حلم من از بحر اوست
جــز بــه یــاد او نباشــد کار من
نام او هــر روز و شب تکرار من
چون که در کار آمـدم غیر خدا
رٲس منحوست نکردم من جدا
بعد از آن اعجاب و فرّ حیدری
وان جــلالِ بـی مثـالِ صفدری
بار دیگـر تیغ خود در بر گرفت
کار نافرجام خود از سر گرفت
پیکر کفتار را بی سر نمود
لشکر کفّار را پــرپــر نمود
✍ #سید_علی_طباطبایی
🏷 #اشعار_ولادت_امام_علی_سلام_الله_علیه
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7