eitaa logo
اشعار ناب آیینی
31.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
عالم صدف وجود تو مانند گوهر است شان تو از تمام خلایق فراتر است بابا اگر علی بشود پس تو مادری از این جهت ولادت تو روز مادر است سوگند میخورم که تو همتا نداشتی غیر از علی که هست که با تو برابر است؟! وقتی خدا به عرش خوش مدح خوان توست وقتی که دست بوس تو شخص پیمبر است دیگر چگونه از تو بگویم که وصف تو با این زبان الکن من نامیسر است... دنیا که جز عذاب برایت نداشته اوج ظهور شان تو فردای محشر است مانند یک پرنده که دنبال دانه است چشم تو مادرانه بدنبال نوکر است قرآن تمام وصف مقامات فاطمه است یک گوشه از تجلی آن قدر و کوثر است این گوشه ای ز شان و مقام کنیز اوست با یک نگاه فضه ی او خاک ها زر است پس کیمیا خاک کف پای فضه است پس توتیا غبار قدم های قنبر است هرکس گدای فاطمه شد بی نیاز شد عالم گدای سفره ی زهرای اطهر است حافظ که خوب گفته ولی فکر می کنم این گونه ما اگر که بگوییم بهتر است "ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم" وقتی بدست فاطمه روزی مقدر است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
یک سال و نیم می شود اینگونه مضطرم یک سال و نیم منتظرم ... چشم بر دَرم یک سال و نیم روز و شبم غرقِ غم گذشت حالا ببین که بی رمقم ... بین بسترم یادم نمیرود که تو ماندی به روی خاک من ماندم و اسارت و بی تابی حرم وقت غروب بود ... رسیدم به قتلگاه دیدم به خون نشسته تن تو برادرم "ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم آیا تویی برادرِ من... نیست باورم" از کربلا به شام به پیش نگاه من از روی نیزه بود سرت، سایه ی سرم مانده برای خواهرِ تو از تو یادگار پیراهنی که بافت برای تو مادرم حالا بیا که باز دلم تنگ روی توست با گریه بر تو می گذرد روز آخرم... 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بخوان به نام خدا؛ خالقی که رحمان است که خشکسالِ زمین؛ بی قرارِ باران است بخوان به نام خدا این شروعِ شیدایی ست و عمرِ جهل از امروز رو به پایان است صدای دخترِ زنده به گور از هر سو به گوش می رسد، این اوجِ جهل انسان است از این به بعد سیاه و سفید بی معنیست بگو که نزدِ خدا شاه و بَرده یکسان است دوباره باز شده راه آسمان به زمین از این به بعد بهشتی شدن چه آسان است دگر نیاز به طور و عصایِ موسی نیست بخوان که معجزه ات آیه های قرآن است بخوان و دستِ خدا را به دستِ خلق بده و حیدر است که دستِ خدای سبحان است بگو محبتِ او اصل و فرعِ دینِ خداست بگو ولایتِ حیدر تمامِ ایمان است بخوان به نام خدایت که صبح نزدیک است بخوان که این شبِ آشفته رو به سامان است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بخوان به نام خدا؛ خالقی که رحمان است که خشکسالِ زمین؛ بی قرارِ باران است بخوان به نام خدا این شروعِ شیدایی ست و عمرِ جهل از امروز رو به پایان است صدای دخترِ زنده به گور از هر سو به گوش می رسد، این اوجِ جهل انسان است از این به بعد سیاه و سفید بی معنیست بگو که نزدِ خدا شاه و بَرده یکسان است دوباره باز شده راه آسمان به زمین از این به بعد بهشتی شدن چه آسان است دگر نیاز به طور و عصایِ موسی نیست بخوان که معجزه ات آیه های قرآن است بخوان و دستِ خدا را به دستِ خلق بده و حیدر است که دستِ خدای سبحان است بگو محبتِ او اصل و فرعِ دینِ خداست بگو ولایتِ حیدر تمامِ ایمان است بخوان به نام خدایت که صبح نزدیک است بخوان که این شبِ آشفته رو به سامان است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
صدای عشق می آید ... صدای پای مولایی صدای حیدر و زهرا که می خوانند لالایی جمالِ تو به غارت برده عقل و هوش آدم را چه گیسویی چه ابرویی چه لبخند دل آرایی! به سیرت مثلِ پیغمبر به هیبت همچنان حیدر حسن حسنی زِ سر تا پا، کمالاتِ تو زهرایی شرارِ نام تو آتش زده بر جانِ عاشق ها حسین ابن علی هستی چه اسم بامسمایی! درِ هر خانه ای عاشق شدم رسوا شدم آخر فقط در خانه ی حیدر ندارد عشق رسوایی فقیرم من تویی احسان؛ کویرم من تویی باران اسیرم من امیری تو؛ منم مجنون تو لیلایی رِسد مرگِ من آن روزی که از یادت جدا گردم برایم زندگی بی تو ندارد هیچ معنایی شفایم داد ذکر یاحسین روضه خوان هایت عطا کردی به نوکرها نفس های مسیحایی شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم حرم بود وضریحِ تو ... عجب حسی؛ چه رویایی!! دلِ زهرا در این شش ماه خون شد از صدای تو که با صوت اناالعطشان تو کرده هم آوایی نشسته فاطمه یک گوشه ای و اشک می ریزد به یاد ظهر عاشورا... به یاد روز تنهایی لبت تشنه؛ تنت زخمی؛ سجود تو ته گودال کسی چون تو نکرده اینچنین تفسیرِ شیدایی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
امشب قرارِحضرت زهرا رسیده است چشم و چراغِ خانه ی مولا رسیده است امشب که عرش دورِ زمین چرخ می زند گویا مدارِ عالمِ بالا رسیده است جاماندگان رحمت حق را خبر دهید امشب نجات بخش دو دنیا رسیده است از یمن مقدمش صدقه می دهد نبی خیل گدا به شوق تمنا رسیده است کوچه به کوچه پر شده عطر حضور او جبریل هم برای تماشا رسیده است شب های بی کسی و غریبی سحر شده زهرا شدست مادر و حیدر پدر شده ناچیز را عطای تو بسیار می کند مدهوش را نگاهِ تو هشیار می کند عیسی اگر که با دمِ خود زنده می کند ذکرِ حسن گرفته و تکرار می کند هرکس که آشنای تو شد سال های سال بر لطف و بر وفای تو اقرار می کند در شهر با وجود تو سائل نمانده است یک شهر پای سفره ات افطار می کند در خواب غفلتیم و اسیر هوای نفس ما را نگاه لطف تو بیدار می کند شکرِ خدا که شهره ی این انجمن شدیم دیوانگانِ کوی حسین و حسن شدیم... تا لحظه ی نبردِ تو تصویر می شود حال و هوای رزم نفسگیر می شود یک ضربه می زنی دو نفر پرت می شوند "انگار ضربه های تو تکثیر می شود" فرمانده ی سپاه علی هستی و نفاق با دستِ حیدری تو تحقیر می شود از میمنه به میسره تا می زنی قدم کلِ سپاه کفر زمین گیر می شود وقتی جمل به دور خودش چرخ می زند ذکر لب ملائکه تکبیر می شود ای وای بر کسی که به خشمت شود دچار از برق تیغ تیز تو لایمکن الفرار ... دشمن هم از کرامتِ تو بی نصیب نیست لطف و عطا ز سبطِ پیمبر عجیب نیست بیمار عشقم و همه جا جار می زنم جز تو کسی به دردِ دلِ من طبیب نیست نامت گره گشوده ز کار تمام خلق ذکرِ حسن که کمتر از امن یجیب نیست این کوچه بند آمده وقت عبور تو در حسن و در کمال برایت رقیب نیست ای آنکه غصّه های تو از حد گذشته است چون تو کسی میان امامان غریب نیست تو رازدار قصّه ی پُر دردِ کوچه ای پشت و پناه فاطمه ای مردِ کوچه ای دست مرا بگیر امام کریم ها ماییم خانه زادِ شما از قدیم ها عطرِ کرامت تو رسیده به هرکجا عمری شدیم در به در این شمیم ها حاتم نشسته بر سر کوی گداییت چشمِ انتظار دیدن رویت کلیم ها کنجِ بقیع بین تمام کبوتران قدری محل گذار به ما یاکریم ها حتی نوادگانِ تو صاحب حرم شدند یحیی و زید و حضرت عبدالعظیم ها باید برای تو حرمی دست و پا کنیم صحنی به نامِ حضرت زهرا بنا کنیم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
امشب قرارِحضرت زهرا رسیده است چشم و چراغِ خانه ی مولا رسیده است امشب که عرش دورِ زمین چرخ می زند گویا مدارِ عالمِ بالا رسیده است جاماندگان رحمت حق را خبر دهید امشب نجات بخش دو دنیا رسیده است از یمن مقدمش صدقه می دهد نبی خیل گدا به شوق تمنا رسیده است کوچه به کوچه پر شده عطر حضور او جبریل هم برای تماشا رسیده است شب های بی کسی و غریبی سحر شده زهرا شدست مادر و حیدر پدر شده ناچیز را عطای تو بسیار می کند مدهوش را نگاهِ تو هشیار می کند عیسی اگر که با دمِ خود زنده می کند ذکرِ حسن گرفته و تکرار می کند هرکس که آشنای تو شد سال های سال بر لطف و بر وفای تو اقرار می کند در شهر با وجود تو سائل نمانده است یک شهر پای سفره ات افطار می کند در خواب غفلتیم و اسیر هوای نفس ما را نگاه لطف تو بیدار می کند شکرِ خدا که شهره ی این انجمن شدیم دیوانگانِ کوی حسین و حسن شدیم... تا لحظه ی نبردِ تو تصویر می شود حال و هوای رزم نفسگیر می شود یک ضربه می زنی دو نفر پرت می شوند "انگار ضربه های تو تکثیر می شود" فرمانده ی سپاه علی هستی و نفاق با دستِ حیدری تو تحقیر می شود از میمنه به میسره تا می زنی قدم کلِ سپاه کفر زمین گیر می شود وقتی جمل به دور خودش چرخ می زند ذکر لب ملائکه تکبیر می شود ای وای بر کسی که به خشمت شود دچار از برق تیغ تیز تو لایمکن الفرار ... دشمن هم از کرامتِ تو بی نصیب نیست لطف و عطا ز سبطِ پیمبر عجیب نیست بیمار عشقم و همه جا جار می زنم جز تو کسی به دردِ دلِ من طبیب نیست نامت گره گشوده ز کار تمام خلق ذکرِ حسن که کمتر از امن یجیب نیست این کوچه بند آمده وقت عبور تو در حسن و در کمال برایت رقیب نیست ای آنکه غصّه های تو از حد گذشته است چون تو کسی میان امامان غریب نیست تو رازدار قصّه ی پُر دردِ کوچه ای پشت و پناه فاطمه ای مردِ کوچه ای دست مرا بگیر امام کریم ها ماییم خانه زادِ شما از قدیم ها عطرِ کرامت تو رسیده به هرکجا عمری شدیم در به در این شمیم ها حاتم نشسته بر سر کوی گداییت چشمِ انتظار دیدن رویت کلیم ها کنجِ بقیع بین تمام کبوتران قدری محل گذار به ما یاکریم ها حتی نوادگانِ تو صاحب حرم شدند یحیی و زید و حضرت عبدالعظیم ها باید برای تو حرمی دست و پا کنیم صحنی به نامِ حضرت زهرا بنا کنیم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به غمِ عشق مبتلا شده ام از غمِ عافیت رها شده ام بارها سنگ عاقلی خوردم تا که از عاشقی جدا شده ام بی نیاز از تمام خلق شدم درِ این خانه تا گدا شده ام ذره بودم به روی خاک ولی با نگاه شما طلا شده ام دائماً در مسیر قم مشهد عبد معصومه و رضا شده ام هرکسی پیش پایتان خم شد گر گدا بود، شاه عالم شد سایه ی چادرِ تو بر سر ماست حرمِ تو بهشت دیگر ماست عطرِ یاسِ حوالی حرمت علّتِ مستی مکرّرِ ماست حرم تو حریم فاطمه است این حرم پس مزارِ مادر ماست همه ی دلخوشی من این است تو بگویی به خلق نوکر ماست روز و شب جلدِ این حرم بودست سال ها می شود کبوتر ماست دست ما را بگیر ای بانو که "رضایت" امید آخر ماست بغض راه گلوم را سد کرد دل تنگم هوای مشهد کرد آمدم بین این همه فریاد رو به روی بهشتی از فولاد السلام علیک یا سلطان من فقیرم فقیرِ مادرزاد روسیاهم ولی به خود گفتم او رئوف است... هرچه باداباد تو که با دشمنان نظر داری دوستان را نمی بری از یاد دست خالی ردم مکن مولا قسمت می دهم به جان جواد زائری رو سیاه آمده است به امید پناه آمده است سائلم سائلِ مدام شما خورده تقدیر من به نام شما مادر من کنیزِ مادرتان پدرم نوکر و غلام شما چه بگویم که الکن است زبان؟! من کجا گفتن از مقام شما؟! دست برسینه جبرئیل امین ایستاده به احترام شما زائرانت کبوترند ولی من کلاغی به روی بام شما می شود بین این همه نجوا بشنوم پاسخ سلام شما؟! هرکسی پیش پایتان خم شد گر گدا بود شاه عالم شد در حرم روزیم فراوان شد دردهایم نگفته درمان شد بس که پابوسِ عشق آمده ام وطن دومم خراسان شد هرکسی با تو نیست مومن نیست دوستی تو مرز ایمان شد جرعه ای آب تا که نوشیدم لبم آتش گرفت... سوزان شد یادم آمد حدیث یابن شبیب چشم هایم اسیر باران شد "ان جدی حسین عطشانا" باز حرف از امیرِ عطشان شد گفتم از تشنگی ... ببخش مرا حال روزِ شما پریشان شد همه ی هستی ام ز هست شماست رخصت کربلا به دست شماست 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
روزگارم با گدایی از شما سر می شود با زیارت حالِ من هر بار بهتر می شود کیمیا گرد و غبارِ سنگفرشِ صحنِ توست هرچه می آید در اینجا قیمتی تر می شود خاک را گوشه نگاهی از شما زر می کند یک کلاغِ رو سیاه اینجا کبوتر می شود "من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم" سگ اگر در کهف تو آید مطهّر می شود دور تا دور ضریحت سائلان صف بسته اند رزق و روزی گدا اینجا مقدّر می شود در حضور گنبدت خورشید سوسو میزند آسمان با نورِ این گنبد منوّر می شود زائرِ قبرِ کریمه زائرِ قبر رضاست زائرِ قبرِ تو محبوبِ برادر می شود می شود تسکین دردم عطرِ یاسِ این حرم هر زمانی که دلم بی تابِ مادر می شود گریه در گریه به یادِ آن مزارِ بی نشان زائرِ تو زائرِ زهرای اطهر می شود دم به دم در این حرم رزق مکرر می رسد "فیض قبر مادری از قبر دختر می رسد" آمدی با حضورت عاشقی آسان شده قم به یُمنِ مَقدمِ تو وادی ایمان شده چادرت را تا تکاندی مثلِ دریا شد کویر روزیِ ما روز و شب از لطفِ تو باران شده مهرِ تو سایه زده روی سرِ ما سالهاست فخرِ ما همسایگی با خواهرِ سلطان شده هر زمان که سینه ای پر درد آوردم حرم دردهایم با سلامی محضرت درمان شده دستِ خالی بر نمی گردد یقیناً از بهشت زائری که آمده در محضرت مهمان شده گرچه عمرِ تو شبیه فاطمه کوتاه بود گرچه سهمِ تو از این دنیا فقط هجران شده آمدی و بر سرِ تو اهل قم گل ریختند ببین جمع عاشقانت ناقه ات پنهان شده اذن روضه می دهی بانو؟! بگویم از غمت؟! یادِ زینب کرده ای؛ چشمانِ تو گریان شده دست بسته؛ در میان سایه ی نامحرمان دختر خورشید کوچه کوچه سرگردان شده جای گل از کربلا تا شام در هر کوی و بام سنگ و خاکستر نثار قاری قرآن شده *** بارها از کار قلب من گره وا کرده ای رخصت کرب و بلایم را تو امضا کرده ای 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
از تو گفتن همیشه شیرین است درک ما از تو گرچه پایین است می نویسم به قصد شیدایی من فقیرم بضاعتم این است * واژه هایی که نیست در شانت و زبانی که الکن است هنوز من کجا وصف خیر بی پایان وصف آیینه کار آیینه ست * امرکم رشد، ما تهی دستیم فعلکم خیر، ما گدا هستیم نه فقط ما که آسمان و زمین پیش پایت فقیر و مسکین است * و بکم یمسک السما مولا رزق و روزی شعر دست شماست بموالتکم...، ولای شما اصل و فرع و تمامی دین است * کربلا گرچه قسمت ما شد حسرت سامرا به دل مانده دعوتم کن برای پابوسی... از تو گفتن همیشه شیرین است... 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
تو را از آسمان آورد، تا که روشنای این زمین باشی خدا می خواست تا تفسیری از نورِ مبین باشی تو را آورد و با تو عشق را معنای دیگر داد خودت عشقی خدا می خواست تا عشق آفرین باشی فراتر از بشر هستی نمی گویم خدا هستی "خدا می خواست آن باشی، خدا می خواست این باشی" امام المتقین باشی اساس و رکن دین باشی امامت را نگین باشی خدا را همنشین باشی یداللهی و دستی نیست بالاتر ز دست تو "خدا میخواست تا دستِ خودش در آستین باشی" شبی که غرق وحشت بود جسم و جانِ بزدل ها تو ماندی تا که آن شب جای ختم المرسلین باشی پر است از نام حیدر معرکه مولا به یک لحظه چگونه میتوانی در یسار و در یمین باشی الا ای دلبر زهرا بخوان "من کنت مولا" را فقط تو می توانستی نبی را جانشین باشی خلاصه می شود تفسیرِ قرآن در همین جمله خدا میخواست تنها تو امیرالمومنین باشی نمی دانم چرا اینگونه مجنون و پریشانم گهی محزون و غمگینم؛ زمانی شاد و خندانم الا یا ایهاالساقی بیا با ما مدارا کن بریز از باده ی کوثر که امشب مست و حیرانم چه گویم از کمالاتت که تو فوق کمالاتی و من هم چیزی از شان و مقامِ تو نمی دانم اذان گفتم پس از ذکرِ خدا و نام پیغمبر به نام تو رسیدم تازه فهمیدم مسلمانم علی اول علی آخر علی ظاهر علی باطن بدونِ تو همه کفرم و با تو عین ایمانم به وقت رزم با هر ضربه ی تیغ دودم مولا نبی می گفت: "یا حیدر" خدا می گفت: "ای جانم" غدیرِ تو شده اذنِ ورودِ ما به عاشورا همانگونه که قبل از اربعین پیش تو مهمانم شبی در خواب می دیدم که من هم زائرت هستم نشستم گوشه ی صحنت امین الله می خوانم حریمت برده دل ها را نجف کی می بری ما را؟! خودت می دانی آقا جان که من دلتنگ ایوانم... 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
عالم صدف وجود تو مانند گوهر است شان تو از تمام خلایق فراتر است بابا اگر علی بشود پس تو مادری از این جهت ولادت تو روز مادر است سوگند میخورم که تو همتا نداشتی غیر از علی که هست که با تو برابر است؟! وقتی خدا به عرش خوش مدح خوان توست وقتی که دست بوس تو شخص پیمبر است دیگر چگونه از تو بگویم که وصف تو با این زبان الکن من نامیسر است... دنیا که جز عذاب برایت نداشته اوج ظهور شان تو فردای محشر است مانند یک پرنده که دنبال دانه است چشم تو مادرانه بدنبال نوکر است قرآن تمام وصف مقامات فاطمه است یک گوشه از تجلی آن قدر و کوثر است این گوشه ای ز شان و مقام کنیز اوست با یک نگاه فضه ی او خاک ها زر است پس کیمیا خاک کف پای فضه است پس توتیا غبار قدم های قنبر است هرکس گدای فاطمه شد بی نیاز شد عالم گدای سفره ی زهرای اطهر است حافظ که خوب گفته ولی فکر می کنم این گونه ما اگر که بگوییم بهتر است "ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم" وقتی بدست فاطمه روزی مقدر است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7