eitaa logo
اشعار ناب آیینی
28.9هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم منم اهلِ آبادیِ آب‌ها منم خانه بر دوشِ گرداب‌ها به چشمم ببین خانه‌ی خویش را بنا کرده‌ام رویِ سیلاب‌ها من از اهِل دریایم و میشوم بدونِ تو مانند مُرداب‌ها خیالِ تماشای آبادی‌ات ربوده زِ چشمانِ من خواب‌ها نوای نِی اَم ، آتشین‌تر شدم که می‌سوزم از آهِ بیتاب‌ها بیا تا که از طرحِ اَبروی تو بسازیم تا کعبه محراب‌ها - - کجایی که جامِ محبت زدیم همه رویِ دل طاقِ نصرت زدیم قدم زن، دلم جمکرانی شده قنوتِ زمین آسمانی شده و در مسجد کوفه‌یِ قلبِ من دوباره به پا ندبه خوانی شده بدون تو در کوچه‌های بهشت تمامیِ گُل‌ها خزانی شده نصیبِ دلی که به دنبالِ توست فقط حسرتی جاودانی شده نگاهت چرا در پسِ اَبرهاست نشانت چرا بی نشانی شده در این جامِ خالی شرابی بریز که هنگامه‌ی سر گِرانی شده - - به آئینه بندانِ چشمم بیا قدم زن به دامانِ چشمم بیا  قسم بر نگاهت ، دلم دستِ توست خداوندیِ این حرم دستِ توست نوشتم رویِ كعبه‌ی سینه‌ام اگر اذن باشد عَلَم دستِ توست مرا می‌نویسی فدایت شوم که از روزِ اول قلم دستِ توست در این ازدحامِ گدا آمدیم که  آئینه‌هایِ کَرَم دستِ توست تبِ جزر و مدِّ زمین و زمان تمنایِ هر زیر و بَم دستِ توست طپش‌های قلبِ خدا هم تویی ظهور و وجود و عدم دستِ توست - - تو را خوانده‌ام تا حسابم کنی مبادا که روزی جوابم کنی علی چهره‌ای بس که حیدر شدی که آئینه‌دارِ پیمبر شدی دو رکعت به پشتِ سَرَت خواندنی است که با زلفِ خود سایه گستر شدی حسینی و دل می بَری از همه حسن هستی و مجتبیٰ تر شدی تو زیباترین عشقِ پروردگار تو گیراترین جامِ کوثر شدی بده گیسوان را به دستانِ باد که عالم ببیند چه محشر شدی در این فصلِ پاییزیِ بی کسی تو خورشیدِ گُلهای پَرپر شدی شبِ ما زمستانی و سردِ سرد بهشتم ! به گُلخانه‌ات باز گرد بزن آتشم شعله‌ات پا گرفت که کارِ من و عشق بالا گرفت بزن آتشم نازِ چشمت که چشم به دنبالِ تو راهِ دریا گرفت چه گُلهای یاسی که مجنون عشق فقط محضِ لبخندِ لیلا گرفت به نامت سلیمانِ دل سکه زد شفا را زِ دستت مسیحا گرفت برای تماشای اعجازِ تو پرِ دامنت دستِ موسیٰ گرفت نداریم ظرفیتت را که حق تو را بینِ قاب معما گرفت منم بغضِ سر در گُمیِ شما مرا کُشتی از قبل ، کجایی بیا http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌الله الرحمن الرحیم پریشان نوشته‌ای برای امام زمان‌عجل الله ايليائيم از دهات شما از تبارِ ترنُمات شما آسمانها هميشه گُم بودند پایِ هر سبزه‌ی حيات شما روزگارم گذشته شُكرِ خدا در جوار لبِ فرات شما كوزه‌ام را دوباره پُر كردم از سرِ چشمه‌ی نجات شما زندگیِ مرا چه شيرين كرد نفَس شاخه‌ی نبات شما سفره‌ام پَهن خانه‌ام سرسبز بركت دارد از زكات شما آب و نانم رسيده از آن روز... كه نشستم سرِ بساطِ شما پنج نوبت به پشتتان هستیم وقتِ حی علی الصلوة شما باغ ما میوه‌های فطرت داد محضِ رویِ توجّهات شما الغرض داده است بر دستم با دو دستش خدا براتِ شما تا قيامت فرشته باران باد سر هر ريشه‌ی قمات شما - - شُکر از ايل كربلا هستيم ما زمين خورده‌ی شما هستيم به سمرقند یا بخارایی یا به شن‌زارهای صحرایی محملت بی غبار و راهت سبز خوش نشین بر بُراقِ زیبایی سرِ راهت قبیله‌ی مجنون پشتِ سر چشمهای لیلایی آی بالا بلندِ کشمیری کِی به این آب و خاک می‌آیی لهجه‌ات هاشمی و زینب وار مثل نهج‌البلاغه شیوایی تا بدین ناز میروی آقا می‌بَری از خدا شکیبایی صید کردی نگاه آهو را یعنی آقا زِ نسلِ زهرایی کاروان را شبی بیار این سو تا که چشم مرا بیارایی - - به هوایت پریدنم عشقست به رهت سر بُریدنم عشقست نامتان رنگِ كيميا دارد ريشه در باورِ خدا دارد نامتان از كجا تَراوش كرد كه چنين حسِ ربنا دارد بر عقيقِ دلش نوشته خدا چقدر نامتان صفا دارد سرگذشت من و شما زيباست چهارده قرن ماجرا دارد چهارده قرن نه پيش از عشق پيش از پيش ابتدا دارد جبرئيل از شعاعِ تو دانست كه خدا جلوه تا كجا دارد چهارده تن ميان يك قاب‌اند كه در آن عكسی از شما دارد - - بِاَبی انتَ سيد و السادات بر تو و خاندان تو صلوات دور آخر به مِی كشان اُفتاد ساقيا مطلعت مبارک‌باد خوش بحال كسی كه بر چشمش چشم تو فرصت تماشا داد مژه‌ها را بگو مرا گيرند ناز دارد نگاه اين صياد گرچه اينسان خرابمان كردی نَفَست گرم و خانه‌ات آباد دل زِ شوقت به سينه می‌كوبد مثلِ تيشه به بيستون فرهاد لا به لبهای ماست الا انت تب ديوانگيست بادا باد ميدهد طعم شير مادرمان نظرت ، با من است مادر زاد ميزنم نعره هر طپش يا عشق ميكشم سمتِ خيمه‌ات فرياد - - گره‌ی بسته ی مرا واكن روی قلبم دوباره امضا كن خانه لبریز بوی اسفند است غرق گلهای سرخ الوند است پای دیوار بین شب بوها لاله‌ی دامن دماوند است شب عید است حاجتش بدهید پشت در یوسف آرزومند است زود معراج می‌رود یعنی نازِ این طفل با خداوند است پدرت سیر می‌شود   هرگز لبِ تو کهکشانی از قند است از نگاه علی و زهرا باز سهمِ نرگس همیشه لبخند است - - دلِ ما بندِ توست با عباس نقش سربند توست یا عباس برف بودیم و آبمان کردی بِینِ سرما مُذابمان کردی ریختی بِینِ قالبِ عشقت عاقبت مستجابمان کردی گرچه در پشتِ ابرها بودی چشمه‌ی آفتابمان کردی تا نویسیم سر گذشتت را سینه سینه کتابمان کردی تکه سنگی رها و گُم بودیم خط کشیدی شهابمان کردی با سرِ انگشت آسمانی خود كوزه‌های شرابمان كردی يك شقايق به جای دل دادی مثل آئینه قابمان كردی هرچه مردم جوابمان كردند با نگاهت حسابمان كردی - - گوشه چشمی بلند مرتبه‌ام آشنایم گدای هر شبه‌ام عرش خود را در این سرا گُم کرد کنج ایوان سامرا گُم کرد بسکه چرخید در مدارِ شما که زمین خطِ استوا گُم کرد آسمان با درخششِ چشمت ماه را با ستاره‌ها گُم کرد بُرد خورشید را زِ محضرتان در نواحیِ ناکجا گُم کرد بازهم در هجوم مشتاقان نوح آمد ولی ردا گُم کرد هفت پشتِ بهشت می‌لرزد که تو را دید دست و پا گُم کرد خوش به چشمی که با تماشایت بِینِ محراب قبله را گُم کرد - - با غمت خاک سرشته بیا روی پیشانی‌ام نوشته بیا آتش سینه‌ی نِیستانی که مناجاتِ ماه شعبانی جمکرانِ دلم گرفته ببین میروم بی تو رو به ویرانی ما قنوتی تَرک تَرک خورده تو زلالی شبیهِ بارانی از شما...بر بهشت می‌ارزد کاسه‌ی آبی و خُرده‌ی نانی باز باران گرفته تا دَمِ صبح در قنوتت مگر چه میخوانی جمعه‌ای باز هم گذشت و نشد که رهایم کنی زِ حیرانی جمعه‌هایی که دیر می‌آیند جمعه‌هایی عجیب طولانی می‌کُند سردیِ جدایی تو روزهایِ مرا زمستانی راستی در کجایِ این خاکی کربلا یا که در خراسانی بادها می‌وزند و می‌گویند شاید امشب بقیع می‌مانی گاهی از بوی سیب می‌فهمم علقمه رفته‌ای به مهمانی شاید امشب مدینه‌ای شاید یا که شاید دمشق ، می‌دانی هرکجا‌یی همیشه قلبت شاد هرکجایی سرت سلامت باد   http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌الله الرحمن الرحیم بيشتر از بيشتر از بيشتر میشود از عشق دلم ريشتر من كه اويسم ز قَرَن آمدم وقت ندارم به خدا بيشتر ليله‌ى قدرِ حسنِ عسکرى كاش قرارِ تو شود پيشتر ناوَکِ مژگانِ تو و جانِ ما خونِ همه گردن آن نيشتر - واى كه ديوانه شدم يک كلام سوره‌ى والعصر علیک السلام همسفرِ هر سحرِ سامرا اى پسرِ خوش‌خبرِ سامرا اى نوه‌ى حضرت هادى سلام حصن تو در دور و بر سامرا در حرم تازه‌ى باباى تو جامعه خوانديم درِ سامرا كارگری‌اش كه نشد قسمتم رُفته‌گرم رُفته‌گرِ سامرا - آمده‌ام تا بزنم يک دو جام سوره‌ى والعصر علیک السلام تا كه پدر بر لبِ تو بوسه داد بوى گلِ نرگسى آورد باد در شبِ ميلادِ تو جودت شكُفت لطفِ تو شد از سرِ عالم زياد دَم پرِ جبريل شدم بال زد بال زدم از درِ بابُ الجواد بُرد مرا اولِ شب كاظمين بُرد مرا كرب و بلا بامداد - اى عَلوى جود و جوادى مرام سوره‌ى والعصر علیک السلام "آمدم اى شاه پناهم بده خط امانى زِ گناهم بده" پنجره فولاد مرا راه داد جانِ رضا خوانده و راهم بده ماه مبارک من و دست تُهى سوزِ جگر آتش آهم بده كنجِ حرم يا دَمِ پايين پا باز از آن لطف نگاهم بده - میرسد عطرِ رضوى بر مشام سوره‌ى والعصر علیک السلام كعبه‌ى هفتم شد و حاجات داد بابِ حوائج شد و خيرات داد مادر من سفره‌ى نذرش گرفت حاجت ما اكثرِ اوقات داد ندبه‌ى تعجيلِ فرج رزق ما با نَفَسِ جده‌ى سادات داد اَفضَل اعمال بُوَد انتظار ذكر فرج حالِ مناجات داد - من به مناجاتِ توأم مستدام سوره‌ى والعصر علیک السلام كاش كه مردانِ ظهورت شويم صاحبِ يک سيرت و صورت شويم كاش كه در غيبت تو استوار مثل زمان‌هاى حضورت شويم حضرت صادق تويى و كاش ما شيعه‌ى تو مَردِ تنورت شويم گفت كه دربانىِ تو مى‌كند كاش كه ما خاک عبورت شويم - تو خودِ معراجى و ما زيرِ گام سوره‌ى والعصر علیک السلام با قدمت عِلم تناور شود عِلم و عمل ريشه‌ى باور شود شام غم جهل و خرافات‌ها با نَفَس باقرى‌ات سر شود فصل شكوفايى عقل است و دل جاى رواياتِ پيمبر شود نور زمين ، نور زمان ، سايه نور خاک از اين معجزه‌ها زر شود - لحظه شماريم براى قيام سوره‌ى والعصر علیک السلام دستِ من و بركتِ آبادى‌ات از پَرِ سجاده‌ى سجادى‌ات لطفِ دعاى تو شده مستدام بر سرِ ما سايه‌ى شمشادى‌ات مثل على ابن حسينى تو و میرسد آوازه‌ى آزادى‌ات فخر خدا میكند از سجده‌ات كاش شوم مُحرِم اين وادى‌ات - رو به تو شد سجده‌ى بيت الحرام سوره‌ى والعصر علیک السلام چشم تو در كارِ حسين است و بس كارِ تو تكرارِ حسين است و بس بيرقِ سنگينِ تو وقتِ قيام دستِ علمدار حسين است و بس قلب تو انگار گرفتارِ اوست هركه گرفتارِ حسين است و بس پرده گشا ديدنِ روى شما لحظه‌ى ديدار حسين است و بس - رو به دلِ زينبى‌ات صبح و شام سوره‌ى والعصر علیک السلام زائرِ هم سفره‌ى غم‌ها حسن عشقِ تو آقاى كَرَم‌ها حسن روزِ ظهورِ تو مهم است چون دارد از آن روز حرم‌ها حسن میرسد آن روز كه ببينيم ما بينِ بقيع نقشِ عَلم‌ها حسن روى ضريحى كه تماشايى است نقش نمايند قلم‌ها حسن - اى حَسنى جلوه و حُسن ختام سور‌ه‌ى والعصر علیک السلام جاىِ حرم غربتِ زهرا كه هست يك نفر از عترتِ زهرا كه هست گرچه گره در گره‌ام ، نيست غم دستِ شما تربتِ زهرا كه هست پيشِ تو گيريم نداريم جاى خُب قسمِ حضرتِ زهرا كه هست ما كه نباشيم چه غم ؟ تو بيا ديدن تو قسمت زهرا كه هست - روز تقاص است و تويى انتقام سوره‌ى والعصر علیک السلام هيبت تو رفته به مولا على حيدرى و محوِ تماشا على میرسد از شش جهتِ ذوالفقار لات و هُبَل را بشكن ياعلى خاطره‌ى رزمِ على در نبرد مثل تو مى‌گشت مُهيا على نيست تو را قبله‌اى الا حسين نيست تو را كعبه‌اى الا على - روز تقاص است و تويى انتقام سوره‌ى والعصر علیک السلام جلوه گرِ حضرت ختمى مآب حضرتِ خورشيد محمد بتاب خاتم انگشترىِ خاتمى جذبه‌ى فيزوره‌ى احمد ركاب جاذبه‌ى گنبد خضرا بيا تا بدرد سينه‌ى خود آفتاب اى شرف و الشمس پيمبر لبت راز مسلمانىِ اهل كتاب - ذكر سلام و صلواتم مدام سوره‌ى والعصر علیک السلام http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌الله الرحمن الرحیم در این سینه تیرِ محبت نشسته و چشمم به امیدِ اُلفَت نشسته بهشت آرزویِ گدایی نباشد که در سایه‌ی طاقِ نُصرت نشسته بگیر از رُخت پرده را تا ببینند که یوسف هم اینجا به زحمت نشسته به رویِ پَر و بالِ هم در مسیرت فرشته فرشته به حیرت نشسته هوایی ندارد بجز سجده بر تو بر آن سَر که گرد محبت نشسته دلی که بُریده/دلی که رمیده/اگر پَر کشیده/شرابی چشیده/به شوقی تَپیده/دویده دویده/بسویت که دیده که عطری وزیده/که نوری دمیده/ که آقا رسیده و با دامنی پُر عنایت نشسته   - - - بیا تا که زهرا به قابَت بگیرد بیا تا که زینب گُلابَت بگیرد علی پیشت آیاتِ قرآن گرفته بخوان تا دَمِ مستجابت بگیرد بیا تا که عباس پشتت بتازد بیا تا که اکبر رکابت بگیرد که عالم ببیند حسین آمد امشب حسینی ترین انقلابت بگیرد بیا تا که ایوان طلای نجف هم صدو ده سَبو از شرابت بگیرد تو آبی جوابی حساب و کتابی تو معمارِ صحنِ بقیعِ خرابی/شهابی شرابی تو پایانِ خوابی نَفسهای نابی تو رسواگر چشمه‌های سَرابی به دل گفته‌ام می رسد دست دست قلبِ خرابت بگیرد - - - بزن تکیه بر کعبه با ذوالفقارت بزن تاکه چرخد زمین در مدارت عَلَم را بکش رویِ دوشَت نفس زن که طوفان شود موقع تار و مارت زمان تقاصت عمو را صدا کن که حَض می‌کند لحظه‌ی تار و مارت خنک می‌شود سینه‌ها و جگرها پس از کعبه باشد مدینه قرارت  عجب گرد و خاکی کند انتقامت که جبریل سُرمه کشد از غبارت توفتح والفتوحی و مفتاحِ مایی/توعین شکوهی و عین البقایی/ظهور خدایی/تو وقت كَرَم مجتبایی/تو وقت رجز مرتضایی/تو تیغِ رهایی/تپشهای کربلایی تو بانگ رسایی که می جوشداز سر به پا اقتدارت --- چه جای شگفتی که کافر گریزد که شیرِ نر از هولِ حیدر گریزد علی هستی و وقتِ هو هویِ تیغت سپاهی نداند که بی سر گریزد علی هستی قبل از آن که بیایی زِ برق نگاه تو لشکر گریزد مگر می‌شود آنکه رو بر علی نیست که از تیغ مولای قنبر گریزد فدای امیر سپاهت که دشمن زِ هول اباالفضل واکبر گریزد تو رمزِ غدیری/امیری/سعادت مسیری/تو روح کویری/مرادصغیر وکبیری/تو آیات حق را نظیری/تو بر ناکثین مارقین قاسطین زَمهَریری تو جاءالحقی بی نظیری امیری حسین فنعم الامیری به سمت تو شیعه به محشر گریزد --- بیا بشنوم لحن نورانیت را کنارت مناجات شعبانی‌ات را سرِ جاده‌ی مشهدم تا ببینم شبی عاشقانِ خراسانی‌ات را قدم زیرِ باران قدم میزنم تا مگر حس کنم حال بارانی‌ات را تو و سیصد و سیزده مَرد ایمان بیا بشنوم شورِ طوفانی‌ات را ببین سیدِ ما ، مُهیا نموده برایت سپاه سلیمانی‌ات را به حیرانی ما/پریشانی ما/پشیمانی ما/نگاهی به بغض غزلخوانی ما به این جمعه‌های زمستانی ما/به شبهای طولانی ما/نصیبی نما صُوتِ قرآنی‌ات را دعایی کن امشب جوانان ایرانی‌ات را http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌الله الرحمن الرحیم شبم پُر شد از ماهتابِ علی لبم تر شده از شرابِ علی رطب می‌شوم زیرِ ایوان او مرا می‌پزد آفتابِ علی در ایوان طلایِ علی دیده‌ام خداوندِ خود را به قابِ علی حساب و کتابِ خدا جور شد فقط با حساب و کتابِ علی بجز بیتِ زهرا ندارد زمین نَه تابِ پیمبر نَه تابِ علی همین گفت و گو شامِ معراج  بود سوالِ پیمبر جوابِ علی تَرَک خورد اگر کعبه طاقت نداشت که ذره کجا ، آفتابِ علی - - علی گفتم و مانده‌ام با علی که قسمت شود آخرین یاعلی سرا پرده‌ها را چراغان کنید پُر از طاقِ نصرت خیابان کنید مگو ماهِ شعبان که ذی‌الحجه است مرا نذرِ این عیدِقربان کنید کریمان به ما گوشه‌ای جا دهید کمی گیسوان را پریشان کنید تنزل نمایید ای ابرها تفقد به حالِ بیابان کنید از این خانه بوی کَرَم می‌رسد مرا میهمانِ حسن جان کنید گدایان برایش بقیع گر نشد دعا پیشِ شاهِ خراسان کنید اگر شد که مشهد اگر شد نجف گمی گریه در زیر ایوان کنید و یا کربلا زیر قُبّه روید بنالید و پاره گریبان کنید - - صدایش کنید العجل العجل دعایش کنید العجل العجل بیا تا خدا باده در خُم کند و دنیا نبی را تجسم کند بیا ذوالفقارِ علی هو کشد بیا تا که زهرا تبسم کند بیا با حسن دستِ ما پُر شود و جان با حسینت طلاطم کند بیا تا ابوحمزه‌ات بشنویم و باقر حدیثی ترنم کند بیا تا که صادق تصدق دهد بیا تا که موسیٰ تکلم کند بیا ای رضای جواد علی بیا تا زمین دست و پا گم کند - - رجز خوانِ زهرا به خیبر بزن  به انگشترت نامِ حیدر بزن بزن تکیه بر کعبه و پَر بکش بزن تکیه  الله‌اکبر بکش به سر دستمالِ علی را ببند و دستی به تیغِ دو پیکر بکش علمهای پیروزی خویش را تو بر دوش عباس و اکبر بکش برای تو و فتح عالم بس است به پیش اباالفضل حیدر بکش تقاص علی را به تیغِ علی سرِ خاکِ زهرایِ اطهر بکش مدینه بیا در جوارِ نبی غضب کن تقاص از دو کافر بکش انا ابنُ‌الحسینِ خودت را بگو قلم بر شب غیبت آخر بکش - - بیا گنبدِ مادرت را بساز زِ ایرانیان لشکرت را بساز تو را دیده‌ام بارها بارها ولی رد شدم مثلِ دیوارها تو را دیده‌ام گرچه نشناختم دریغ از شما پیشِ بی عارها سلام علیک و علیک السلام چه بسیار بوده چه بسیارها چه می‌بینی از دستِ مانند من؟ زده پینه دستت از این خارها بجز تو به رویِ من آورده‌اند بدهکاری‌ام را طلبکارها فقط آه بینِ بساطِ من است فقط آه دارند بیمارها کسی را نداریم ما را ببخش ندارند جز تو گرفتارها - - فقط جانِ این جمله دستم بگیر امیری حسین و نعم الامیر تو امواجِ سرخی و دریا حسین تو مجنونِ اشکی و لیلا حسین فقط از دهانِ تو باید شنید حسینم حسینم حسینا حسین مرا مادرم یاد داده تو را کنارم نشانم فقط با حسین شبیه حسینی صدا می‌کند تو را مادرت : جان زهرا حسین حسینیه میگردد آنجا که تو صدا می‌کنی آه جدّا حسین دو خط روضه می‌خوانم  اینجا بیا که طشتِ طلابود و لبها...حسین یتیمی از آن گوشه سر را شناخت فقط گفت بابا بابا حسین دل طفل شیرین زبان را شکست چنان زد به لب خیزران را شکست http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7