eitaa logo
اشعار ناب آیینی
29هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر می‌تراوید از دل صحرای سوزان بوی عشق موج می‌زد عطر انفاس مسیحا در غدیر چتر زرین آفتاب آورد و ماه از آسمان نقره می‌پاشید بر دامان صحرا در غدیر رودها با یكدگر پیوست كمكم سیل شد «موج میزد سیل مردم مثل دریا در غدیر» هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم» وحی آمد در مبارک‌باد مولی در غدیر با وجود فیض «اَتمَمتُ علیكم نِعمتی» از نزول وحی غوغا بود، غوغا در غدیر بر سر دست نبی هر كس علی را دید گفت: آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر آی ابراهیمیان! در موسم حج وداع این خلیل بت‌شکن، این مرد تنها در غدیر سرنوشت امت اسلام را ترسیم کرد غنچه لب‌های پیغمبر که شد وا در غدیر بر لبش گل واژه «من كنت مولا» تا نشست گلبُن پاک ولایت شد شكوفا در غدیر منزلت بنگر! که چون هارون امام راستان لوح ده فرمان گرفت از دست موسی در غدیر بوی پیراهن شنید آن روز یعقوب صبور یوسف گمگشته‌اش را کرد پیدا در غدیر زمزم توحید جوشید از دل آن آبگیر نخل ایمان سبز شد از صبح فردا در غدیر «بركه خورشید» در تاریخ نامی آشناست شیعه جوشیده‌ست از آن تاریخ آنجا در غدیر بعد از این اشراق صبح صادق از این منظر است پیش از این گر شام یلدا بود، یلدا در غدیر فطرت حق‌جوی ما را دید و عهدی تازه بست رشته پیوند با عترت دل ما در غدیر دست در دست دعا دارند گل‌های امید تا بگیرد این نهال آرزو پا در غدیر گرچه در آن فصل بارانی كسی باور نداشت میتوان انكار دریا كرد حتی در غدیر باغبان وحی میدانست از روز نخست عمر كوتاهی‌ست در لبخند گل‌ها در غدیر دیدهها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟ از علی مظلوم‌تر تاریخ آزادی ندید چون شکست آیینه «من کنت مولا» در غدیر دل درون سینه‌اش در تاب و تب بود ای دریغ كس نمیداند چه حالی داشت زهرا در غدیر... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ما نور دل ازمركز خورشيد گرفتيم بامهر علي جلوة توحيد گرفتيم عطر علوي زين گل اميد گرفتيم با خاطرة عيد علي عيد گرفتيم ازخّم غديرش همه دم سرخوش ومستيم ماخاك نشين ره او بوده و هستيم تنها نه دلم زمزمه پرداز غدير است مرغان سحررا بلب آواز غديراست عيساي نبي مات ز اعجاز غديراست موسي همه جا حيرتش ازراز غديراست دروادي موعود ودرآن آينة راز باحكم خدا داد نبي برهمه آواز اين نور خدائي كه مرا مهرمنير است سرچشمة جوشنده اي از خيركثيراست محبوب ترين خلق خداوند قديراست تنها همه جا اوست كه برخلق اميراست اين است علي آينة قدروجلالت كردم به همه خلق من ابلاغ رسالت اي مردم آگاه علي رهبردين است مولابه شما مردم اسلام همين است برمكتب ايمان وشرف يارومعين است مهرش همه جا بهرشما حبل متين است هركس كه بود يارعلي ياررسول است بامهر علي طاعت مخلوق قبول است اين آينه،توحيد نشان است بدانيد گنجينة ايمان وامان است بدانيد افضل زهمه خلق جهان است بدانيد اوگلشن سرسبز جنان است بدانيد هركس كه جدا شدزعلي اهل جهيم است آگاه ازاين حرف خداوند عليم است اسلام جز او قافله سالار ندارد دين غيرعلي يارومددكار ندارد هركس به ولاي علي اقرار ندارد باگلشن فردوس سر و كار ندارد سرچشمة عشق وشرف و نور غديراست بي بهره زمهرش به صف حشرفقيراست آن روزدل از زمزمه خاموش نمي شد غم بادل پُرشوق هم آغوش نمي شد امروز دل خلق پرُاز جوش نمي شد گرخاطرة عشق فراموش نمي شد افسوس كه پيمانة پيمان بشكستند باغصب خلافت به خلافت بنشستند باآنكه علي جان نبي ودم هستي است باآنكه دلش آينة محرم هستي است با آنكه شب و روز علي درغم هستي است مظلومترين رهبراين عالم هستي است گفتند اگرچه به همه خلق اميراست آغاز غريبي علي روز غديراست بنويس«وفایی»كه علي چشمه ی نوراست انوارولايش شجر وادي طوراست اومظهر الطاف خداوند غفوراست درحشر مرامهرعلي برگ عبوراست جزاوبه صف حشرمرا هم نفسي نيست غيرازعلي وآل علي دادرسي نيست http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
گشت نازل برپیمبر پیک رحمت درغدیر داشت برپیغمبر رحمت بشارت درغدیر وحی آمد بر نبی«الیوم اکملتُ لکُم» روز تکمیل رسالت روز وحدت درغدیر با حضور حاجیان درموسم حج وداع محشری شد موج زد شور قیامت درغدیر باغبان گلشن توحید تا لب باز کرد شدشکوفا گلبن قرآن وعترت درغدیر معنی نورٌعلی نور خدا شد آشکار تا که صحبت شد زخورشید هدایت درغدیر نغمة «من کُنت مولا»چون طنین انداز شد یافت معنا شوکت وقدر ولایت درغدیر باز شد گنجینة راز خداوند مبین فاش شد با امر حق یک راز خلقت درغدیر جبرئیل از آسمان آمد به فرمان خدا برامیر مؤمنان بخشید خلعت درغدیر آسمان محو تماشا شد درآن جا تا سه روز بس که زیبا بود لبخند مسّرت درغدیر تاکند لب تشنگان عشق را سیراب از آن چشمه چشمه عشق می جوشید ازصداقت درغدیر کردگار از فیض «اتممتُ علیکُم نعمتی» کرد برخلق جهان اتمام نعمت درغدیر لحظه ای شیرین تر از آن لحظه دیگر کس نداشت زمزم توحید از بس داشت لذّت درغدیر نقطه ای تاریک بهر هیچ کس باقی نماند با طلوع آفتاب واقعیت درغدیر گشت از خشم الهی حارث فهری هلاک داشت برلب چون که انکار حقیقت درغدیر درتمام عمرخود دست از ولایت برنداشت هرکه چون سلمان و بوذر کرد بیعت درغدیر ای «وفایی» رفت این آوازه گرچه تابه عرش ماند تنها عشق وایمان و عدالت درغدیر http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زپیشگاه الهی سفیر آمده است به میهمانی عید غدیرآمده است چه حاجت است که دل را به این وآن بندد کسی که برسرخوان امیرآمده است شکفت نام علی برلبان اهل ولا که بوی مشک وگلاب وعبیر آمده است هنوز عطر بهار از غدیر می آید ازآن زمان که علی زان مسیر آمده است غدیر آمد وازاین خجسته عید سعید شمیم ورایحه ای دلپذیر آمده است غدیر آمد وپیچید این خبر، دریا به آبیاری خاک کویر آمده است غدیر آمد وجبریل با پیمبرگفت دوباره وحی خدای قدیرآمده است پس از رسول خدا با پیام ما انزل برای خلق بشیر ونذیر آمده است علی ست آیت اتممت نعمتی برخلق همان پیام که روز غدیر آمده است علی است سرو بلندی که آسمان و زمین به پیش جاه وجلالش حقیر آمده است علی است آینه ی روشن صداقت وعدل کسی که داوریش بی نظیر آمده است حریم اوست کرمخانه ی خداوندی کرم همیشه براین درفقیر آمده است همیشه بردراین خانه سائل است اگر سه شب فقیر ویتیم واسیر آمده است اگرچه دل زتولای او سرافراز است همیشه پیش علی سربزیر آمده است به یمن عید غدیرش «وفایی»مسکین به شوق تهنیت برامیر آمده است http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
خوشم با حب حیدر قد کشیدم دلم را از همه عالم بریدم به غیر از مرتضی چیزی ندارم به غیر از مرتضی چیزی ندیدم چه شوری در دلم افکنده عشقش پر از عشقم، پر از از خوف و امیدم خوشم حلقه به گوش این سرایم به هر محفل ثنایش را شنیدم حیاتش ساده تر از بندگان بود عجب شاه و امیری برگزیدم گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** صد و ده بار ذکر هو گرفتم از این دنیا و اهلش رو گرفتم مگر عقلم کم است از او نخوانم مگر کم آبرو از او گرفتم دل من زیر و رو شد از شبی که به دستم در حرم جارو گرفتم خراسان و نجف، این آبرو را هم از این سو، هم از آن سو گرفتم علی گفتم کمی زهرا بخندد چه پاداشی از این بانو گرفتم گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** خدا رو کرد با او گوهرش را تجلی صفات و مظهرش را زمان وحی نور قل هو الله میان کعبه خوانده مادرش را نبی هم در شب تاریک فتنه به حیدر می سپارد بسترش را میان اوج پرواز نمازش به سائل می دهد انگشترش را همه بی تاب بر سجده می افتند اگر افشا نماید قنبرش را گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** نجاتم داده استغفارهایش دلم را برده با رفتارهایش شده سرتاسر نهج البلاغه نَمی از باطن پندارهایش ملائک از شعف هو می کشیدند همیشه لحظه ی پیکارهایش نبی دلگرم بازوی علی بود به جای تک تک سردارهایش چنان از قلعه در را مرتضی کند ترک برداشت تا تالارهایش گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** رها کردن مرامِ پیر من نیست به دست دیگران زنجیر من نیست مرا دیوانه می خوانند مردم اگر مجنون شدم تقصیر من نیست اگر از مرتضی کمتر بخوانم اثر بر ناله ی شبگیر من نیست بدون گوهر حب ولایت به غیر از معصیت تکبیر من نیست گره خورده دلم با حب حیدر به جز این عشق در تقدیر من نیست گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** ازل از جام خود بر ما چشانده همین باده دل ما را کشانده زمان خلقت آب و گل ما کمی خاک عبایش را تکانده کسی که روی دوش مصطفی رفت یتیمان را سر دوشش نشانده خدا هم از زبان مرتضایش پیمبر را شب معراج خوانده به شوق وعده ی " یا حارَ هَمْدان..." برایم طاقت و صبری نمانده ¹ گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** برای مؤمنین یعسوب دین است خداوند کرم روی زمین است عبای وصله دار کهنه ی او تجلی همان حِصن حصین است نشستن زیر ایوان طلایش برایم بهتر از خلد برین است اگرچه منکرانش هم نفهمند فقط حیدر امیرالمومنین است به یمن شیر پاک مادر خود تمام عمر، حرفم این چنین است گرفتار نگارم شُکْرُ لِللّٰه علی را دوست دارم شُکْرُ لِللّٰه *** ۱. امیر المومنین علیه السلام فرمودند: یا حار همدان! من یمت یرنی بحار الانوار، ج 6، ص 160 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#عطر_گل #عید_غدیر برخیز وبه گلشن ولایت روکن با آل علی وآل احمد خوکن درعید غدیر خم وجود خود را با عطر گل محمدی خوشبوکن #حاج_سید_هاشم_وفایی http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🌺 غزل غدیر و مدح امیرالمومنین (ع) 🌺 غدیر آمد دلم دریای نور است زمین و آسمان غرق سُرور است صد و ده مرتبه تو (یا علی) گو که ذکر ( یا علی) راه عبور است بیا تا مدح مولا را بگوئیم که وصف مرتضی شور و شعور است به پیش حیدر کرار و صـَفدر برایش عَبدُوَدها مثل مور است ولای او قبولیِ عبادات ولایت را ندارد آن که کور ‌ است علی تفسیر و تبیین رسالت علی قرآن و انجیل و زبور است خدا را شکر گدای حیدر هستیم دل هر بچه شیعه پُر غرور است خدا را شکر که ما مست غدیریم و این مستی تماماً ناب و نور است خدا را شکر که نامش بر لب ماست بدان ذکر علی رمزِ ظهور است تمام حرف یزدان این چنین است فقط حیدر امیرالمومنین است http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
الْحَمْدُ‌لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ.... دلها اگر که بال برایِ تو می‌زنند هر شب سری به سمتِ سرای تو می‌زنند جبریل می‌شوند تمامِ کبوتران وقتی که بال و پَر به هوای تو می‌زنند از وصله‌های کهنه‌یِ نعلینِ خاکی‌ات پیداست سر به سویِ خدایِ تو می‌زنند هرشب فرشته‌ها که به معراج میروند دستی به ریشه‌های عبایِ تو می‌زنند بینند اگر خیالِ تو را بُت تراش‌ها تا روزِ حشر تیشه برای تو می‌زنند - - بر سینه‌ام نوشته خدا والی الولی یا مظهر العجائب و یا مرتضیٰ علی وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد فصل ظهورِ نَفْسِ رسالت رسیده است میخواهد از خدای به گامش توان دهد باید سه روز صبر کند در غدیرِ خُم تا که به رویِ منبری از دل اذان دهد می‌خواست حق که آینه‌ای در برابرِ... ... آئینه‌ی تمام نمایش مکان دهد می‌خواست حق که عینِ نبی را عیان کند می‌خواست حق که دستِ خودش را نشان دهد - - شوری میان عرصه‌ی محشر بلند شد دستِ علی به دستِ پیمبر بلند شد وقتی غضب کُنَد همه زیر و زِبَر شوند جنگ آورانِ معرکه‌ها در به در شوند وقتی غضب کند همه در خاک می‌روند گیرم که صد سپاه بر او حمله وَر شوند چشمش اگر به پهنه‌یِ میدان نظر کند گردن کشانِ دهر همه بی سپر شوند از ضربِ ذوالفقار ، خدا فخر می‌کند سرهای بی شمار جدا بیشتر شوند فرقی نمی‌کند که یسار است یا یمین آن قدر سر زند که دو سر ، سر به سر شوند - - این مردِ تکیه گاهِ نبردِ پیمبر است این شیر ، شیرِ حضرتِ حق است حیدر است سر می‌دهیم و از درتان پَر نمی‌زنیم موجیم و سَر به ساحل دیگر نمی‌زنیم وقتی که حرف ؛ حرفِ ولایت مداری است ما دَم زِ غیر ، تا دمِ آخر نمی‌زنیم وقتی که امر نائبتان فرضِ جان ماست سنگِ کسی به سینه‌ی باور نمی‌زنیم فصل بصیرت است بجُز با لوایِ او حتی قدم به صحنه‌ی محشر نمی‌زنیم ما را فقط به پایِ ولایت نوشته‌اند ما سینه پای بیرقِ دیگر نمی‌زنیم - - با ذوالفقار و نامِ علی پا گرفته‌ایم ما درسِ خود زِ مکتب زهرا گرفته‌ایم عطری بده که غنچه‌ی نیلوفرم کُنی تا در حضورِ خویش شبی پَرپرم کُنی اصلاً مرا نگاهِ تو در صبحِ روزِ عهد پروانه آفرید که خاکسترم کُنی دُرِّ نجف دلم شده  شاید به دستِ خویش روزی مرا بگیری و انگشترم کُنی من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم بهتر همان که آینه‌ی دیگرم کُنی نان جویی به دست تو دیدم چه می‌شود... ....هم سفره‌ی غلامِ خودت ، قنبرم کُنی همراه ظرفِ خالیِ شیر آمدم که باز دستی کشی به رویِ سرم سَرورم کُنی - - آقا نظر به چشمِ ترِ مادرم نما بوی محرم آمده عاشق ترم نما http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
💐 #عید_غدیر دل را به فروغ ازلی بشناسند حق را به اطاعت از ولی بشناسند در روز جزا که ناشناسند همه ما را به #ولایت_علی بشناسند #محمد_مبشری http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🌷 یا امیرالمومنین (ع) ... 🍃 تا زیارت‌نامه شد آغاز، غم پایان گرفت دردِ دوری؛ با سلامی نسخه‌ی درمان گرفت من گِلی بودم بدون روح، در خاک نجف تا نسیمی از حرم آمد وجودم جان گرفت ابرها از آسمانِ شهر تو رد می‌شدند خورد، برقِ گنبدت بر چشم‌شان؛ باران گرفت هیبتِ ایوان طلایت آنقدَر محوم نمود تا زبانم بند آمد ذکرِ «یا ایوان» گرفت یک عروسِ حیدری دیدم که از صحن نجف خاک را برداشت و با آن حنابندان گرفت خواستم تا بهترین مدحِ تو را از بر شوم زائری در صحن، ختم سوره‌ی انسان گرفت تا خداوندِ قلم یک سطر، در شان تو گفت از امینی الغدیر؛ از شاعران دیوان گرفت جایگاه دشمنان توست، قعرِ چاهِ ویل تازه خیلی هم خدا بر حال‌شان آسان گرفت مسجدی که «اَشْهَدُ اَنَّ عَلی» را قطع کرد باید اصلا گنبد و گلدسته را از آن گرفت داریوش و کوروش و این داستانها؛ بگذریم کشور ما اعتبار از حضرت سلمان گرفت http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم علی حضرت رحمان علی باطن نورانی قرآن علی نفس علی روح علی جان‌علی منکر تو نیست‌ مسلمان علی بنده الله شدم‌ با علی یا علی یا علی‌ و یا علی کیست علی آینه دار خدا جان‌ نبی بود و نگار خدا بوده به دستش همه کار خدا در دل ما هست کنار خدا ای نجفت کعبه دلها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی هرکه نشد خوار درت خوار شد حب تو میزان شد و‌ معیار شد خال لبت کعبه ی سیار شد شیعه تو اصل و نسب دار شد خورده به قنبر نسب ما علی یاعلی و یاعلی و یاعلی صدق تویی صادق و اصدق تویی حیدری و قادر مطلق تویی فاتح کارزار خندق تویی حکم رسول است فقط حق تویی پس همه باطلند الا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی گوش بفرمان لبت آفتاب حب تو ایمان  شد و بغصت عذاب باتو حساب بدی ام بی حساب جای نبی در شب هجرت بخواب گفت نبی بین خطرها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی سنگ تو بر سینه زدن دین ما نوکریت مذهب و آیین ما سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما کاش بیایی دم تلقین‌ ما زود به دادم برس آنجا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی روی جهاز شتران‌ ماه شو روشنی آخر این راه شو کوری آن‌ چند نفر شاه شو رخ‌بنما و ولی الله شو نیست کسی غیر تو مولا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی آه که هنگام‌ عداوت شد و.. بر ولی الله خیانت شدو.. پشت علی خلوت خلوت شدو.. پشت در خانه قیامت شدو.. گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی.. یاعلی و یاعلی و یاعلی.. http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
الْحَمْدُ‌لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ.... این کیست که بالاتر از او دستِ کسی نیست این کیست که جز دامنِ او دسترسی نیست این کیست که در سِیطَره‌اش بود و نبود است عالم سَرِ این سفره به غیر از قفسی نیست این کیست که حتی همه‌ی هولِ قیامت در پیشِ تجلّیِ ظهورش قَبَسی نیست این کیست که در هولِ هراس آورِ محشر جز سایه‌ی او هیچ کجا دادرَسی نیست این کیست که یک عُمر نبی گفت و ستودش بالاتر از این دستِ خدا دستِ کسی نیست - - صد جام به شُکرانه‌ی این باده شکستیم تا هست علی تا به اَبَد باده پرستیم خورشید اگر آب کُنَد پا به سَرَش را جبریل اگر فرش کُنَد بال و پَرَش را اَفلاک اگر خاک شود یا که غباری از پایِ تو گر سُرمه کِشَد چشم تَرَش را شب پُر کند از پولک و مهتاب و ستاره دامانِ تو را تا که ببیند سحرش را اینها همه هیچ‌اند در آنجا که خداوند  رو کرده به شکلِ تو تمامِ هنرش را نام تو چه دارد که به هنگام رَجَزها از هِیبتِ آن شیر دریده جگرش را ای شاهِ سواران نظری کُن به پیاده حالا که خدا دست اُخُوَت به تو داده - - آرامش طوفانیِ گیسویِ تو عشق است طوفانِ تماشاییِ اَبرویِ تو عشق است با آتشِ هر ضربه‌یِ دستِ تو خدا گفت تیغی بزن ای مرد که هوهویِ تو عشق است بر تیغه‌ی شمشیرِ تو حَک کرده خداوند بر پهنه‌یِ هر معرکه بازویِ تو عشق است خورشید طلوع می‌کند از کُنجِ حریمَت یعنی که در این خاک فقط کویِ تو عشق است سجاده‌ام از جنسِ غبارِ قدمِ توست این قبله که داریم فرا رویِ تو عشق است - - سر تا به قدم هرچه که داریم فدایت عشق است اگر سر بِدَوانیم به پایت هر شعر که در عرش خدا گفت علی بود هر شور که در خلقتِ ما گفت علی بود سوگند به شبهایِ تماشاییِ مکه نامی که محمد به حرا گفت علی بود وِردی که به هنگامِ قنوتش به لبش داشت ذکری که نبی وقتِ دعا گفت علی بود آن نغمه که در کوچکی‌ام مادرم آموخت با کودکِ اُفتاده زِ پا گفت علی بود لالاییِ ما بود همین نام که هر شب با زمزمه و گریه‌ی ما گفت علی بود   تا لحظه‌یِ مرگَم لبم از نام تو گویاست یا حضرتِ حیدر  تپشِ سینه‌ی زهراست http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7