eitaa logo
اشعار ناب آیینی
29هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
. . ای ساربان اینجا، باغ گل یاس است این قبر ثارالله، این قبر عباس است خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا حسینم را از من جدا کردند لب تشنه رأسش را، از تن جدا کردند خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا جدا گردید، دست از تن سقا خون جگر می‌ریخت بر دامن سقا خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا رباب از غم، در التهاب افتاد عکس علی اصغر، بر روی آب افتاد خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا دو گل از ما جان داده، زیر خار لب تشنه جان دادند، با دیده خونبار خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا به خون خفتند، هفتاد و دو یارم هجده گل پرپر، در خاک و خون دارم خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) * اینجا تن قاسم، در خون شناور شد یک سیزده ساله، صدپاره پیکر شد خون از دو عین آید، بوی حسین آید (۲) 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. گزارش و یادآوری وقایع روزی که اومدیم این جا یادته ؟ توی این غربت صحرا یادته؟ گفتی و تموم اهل قافله خیمه هاشون شد همین جا یادته؟ دل من شور می زد و گفتی به من خواهرم صبر داشته باشو یادته ؟ دیدی که به پیش پای محملم عباست گذاشته پاشو یادته؟ لحظه های این بیابون یادمه خیمه های این بیابون یادمه اون طرف شریعه بود و این طرف تشنه های این بیابون یادمه لشگر و نیزه و شمشیر یادمه بعد تو خنده و تحقیر یادمه باز شد آب و بعدِتو دستای من بسته شد تُ غل و زنجیر یادمه وقتی که زمین می لرزید یادمه دشمنت به ما می خندید یادمه وقتی که نشسته بود رو سینتو رأس پاکت و می برّید یادمه وقتی که خیمه ها می سوخت یادمه دامن بچه ها می سوخت یادمه تُ هجوم پنجه ها به باغ تو برگای لاله ها می سوخت یادمه یادمه روی زمین افتادنت زیر تیغ بی جیا جون دادنت یادمه انگشت و انگشتر تو حتی غارت شدن پیراهنت لحظه های بی قراری یادمه تو و اون زخمای کاری یادمه جلوی چشمای من با نعل نو رو تنت مرکب سواری یادمه هر نفس دردای تازه یا مه سر تو به روی نیزه یادمه حمله سمت خیمه ی بی سایبون جای تشییع جنازه یادمه بعد تو وادی به وادی یادمه بعد تو صحرا نوردی یادمه تُ هجوم چشم هیز کوفیا به خدا کوچه گردی یادمه نِمیره از نظر من بخدا خاطرات سفر کرببلا رأس خونین تو بین تشت زر خیزرون می خورد به روی دندونا لحظه های تلخ هجرون یادمه بی تو ، تُ دشت و بیابون یادمه نیمه شب مرگ گل سه سالَتو توی تاریکی ویرون یادمه .👇 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ فرش سیاه جاده نقش ردِّپا داشت آئینه ی روحی ترک خورده جلا داشت این خاک،خاک پاک،عطری آشنا داشت انگار بوی تربت مُهر مرا داشت راه نجف تا کربلا آغاز می شد بال کبوترها یکایک باز می شد چشمان دنیا محو این پرواز می شد این کوچ یک مقصد به نام:"کربلا" داشت حسِّ خوشی دارد پیاده راه رفتن مانند سربازِ سپاهِ شاه رفتن شب از مسیر آسمان تا ماه رفتن شب..،جاده..،خیلی عابر سر به هوا داشت این عشق،مجنون را به لیلا می رساند شاه و گدا را پای سفره می نشاند آهندلی را تا حریمش می کشاند انگار که شش گوشه اش آهنرُبا داشت موکب به موکب ناله ی جانکاه خوب است با سینه زن‌هایش شَوی همراه..،خوب است آن‌قَدر طعم روضه،بین راه،خوب است زائر همیشه قَدر آهی،اشتها داشت هر موکبی که پابرهنه می رسیدم بانگ هَلابیکُم هَلابیکُم شنیدم طعم خوش چای عراقی را چشیدم آن استکان هایی که طعم باده را داشت رقص شکر در چای ها بیداد می کرد شور حسینی در دلم ایجاد می کرد این شهدِ"شیرین" خلق را "فرهاد" می کرد هرجرعه طعم بوسه های ناشتا داشت ما آیه های روشن فتح المبینیم فرزند خاکی امیرالمومنینیم ما سینه زن های یل ام البنینیم آن کوه که هر صخره را بر سجده وا داشت بی دغدغه..،بی دردسر..،ساده..،همیشه با گریه کارم راه افتاده همیشه زهرا هر آنچه خواستم داده همیشه مادر هوای کودکش را هر کجا داشت موکب به موکب با برادر های دینی با همسفرهای شریف اربعینی تا صبح گرم گفتگو و شب نشینی الحقُّ وَ الاِنصاف هر لحظه صفا داشت اینجا کسی جز اشک دارایی ندارد نام و نشان ها نیز کارایی ندارد در عشقبازی مُدَّعی جایی ندارد در راه می مانَد..،کسی که ادعا داشت شب‌گریه ها بغض‌گلو را حفظ می کرد با یار حال گفتگو را حفظ می کرد این آبله ها آبرو را حفظ می کرد هرسربلندی در کف پا،زخم ها داشت یاد رقیه راهِ ناهموار رفتم در نیمه‌شب..،با زخم پا..،دشوار رفتم با رخت پاره در دل انظار رفتم امّا مگر این راه چشمی بی حیا داشت!؟ این‌روزها از درد می بارم دوباره از هجر تو گریه شده کارم دوباره قصد گریز روضه را دارم دوباره می گویم از ذبحی که خیلی ماجرا داشت با قامتی خم خانمی از حال می رفت تا سمت جسمی درهم و پامال می رفت آن روضه خوانی که تهِ گودال می رفت روی سر خود چادر خیرالنسا داشت «اهلِ قُری» بال و پرش را جمع کردند با چه مشقَّت پیکرش را جمع کردند انگشت بی انگشترش را جمع کردند شکرخدا که روستاشان بوریا داشت ⏹ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ بر پای خسته میدهد تاب و توان تا کربلا موکب به موکب میرود با زائران تا کربلا با گریه حسرت میخورم بر آنکه هر سال اربعین شد همقدم با حضرتِ صاحب-زمان(عج) تا کربلا بر پرچم سبزش نوشته یا لَثارات الحُسین(ع) چون از عمو عباس ِ(ع) خود دارد نشان تا کربلا یاد علی اکبر(ع) می افتد تا که می بیند جوان بیتاب؛ گریه میکند با هر اذان تا کربلا تا بر گلوی طفل شش ماهه می افتد چشم او با اشک؛ خیره میشود بر آسمان تا کربلا یادِ رقیه(س)، یادِ آن دردانۂ بی آب و نان بر دست های کودکان داده ست نان تا کربلا هر لحظه یادِ شام حالش میشود آشوب تر از داغ عمّه زینبش(س) شد روضه خوان تا کربلا از داغ تلّ و مقتل و گودال دارد میرود- غرق عطش با هروله بر سر زنان تا کربلا بر خاک می نشیند و می خوانَد از خدّالتریب با هر فرازِ «ناحیه» داده ست جان تا کربلا! ⏹ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چه اعجازیست درکویت که دارد بهترین ها را که خالی کرده از شوقش تمام سرزمین ها را همه از خانه ها بیرون زدند و عازم یارند دل باجمع بودن داده ای گوشه نشین ها را مسیحی ارمنی هندو میان زائران هستند تو یکجا جمع کردی زیر قبه کل دین ها را زمین کربلا در آسمان هم مشتری دارد همان روز ازل برده دل عرش برین ها را مدال کربلا رفتن به روی سینۀ ما نیست رکاب کج ندارد فیض دیدار نگین ها را تمام کارهایم جور بود اما نشد آخر و پایین میزنم دیگر به گریه آستین ها را دوباره آخرش من ماندم و یک بغض هرساله کنار عکس شش گوشه نشستم اربعین ها را نجف تا کربلا پای پیاده عین معراج است خیالش مست کرده تا ابد روح الامین ها را به روضه آمدم شاید که اسمم را تو بنویسی نگاهی از سر احسان کنی این دل غمین ها را... ⏹ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای حامیان مکتب هل من معین سلام جاماندگان قافله اربعین سلام قومی پیاده بر حرم یار می روند حسرت کشان قبر امام مبین سلام زینب چه کرده با دل مشتاق شیعیان گویند زائران همه، بانوی دین سلام زینب اگر نبود شکوهِ شرف نبود او را دهد فرشته ز عرش برین سلام زینب اگر نبود کنون کربلا نبود ازاو به ما رسیده شکوه آفرین سلام آداب اربعین و زیارت نوشته شد زینب به شه چو داد به صوت حزین سلام اسلام را سلام جهت دار زنده کرد لبیک بود معنی آن بهترین سلام زینب مرام باش که تا مکتبی شوی لبیک یاحسین بگو زینبی شوی ای عاشق ولا همه دم "یاحسین"بگو سرباز کربلا همه دم "یاحسین" بگو فریاد تو به خرمن وهّابی آتش است کن آتشی به پا همه دم "یاحسین" بگو ازعاشقان باشرف بیست میلیونی بشنو همین ندا همه دم "یاحسین" بگو هرماه ما محرم و هرشهر کربلاست کن دین خود ادا همه دم "یاحسین" بگو فریاد یاحسین شهیدان شنیدنی است با لشگر خدا همه دم "یاحسین" بگو آنانکه پیروان وفادار زینبند گویند ازوفا همه دم "یاحسین" بگو ⏹ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مولای من فدای آن حریم با اجلال اگر نشد بیام حرم امسال گریه کنم برات به شور و حال بایاد داغت همنشین منم یاد زینب دل غمین منم ای نور دیدگان فاطمه هر دم گریان اربعین منم مظلوم عالم یا امام حسین(۴) مولای من ز کودکی عاشق تو هستم ز جام عشق تو حسین مستم دلتنگ کربلای تو هستم ای نوردیدگان مومنین هستم یاد حرم تو غمین سوزم و گریم یاد تو حسین نشد گردم مهمانت اربعین مظلوم عالم یا امام حسین مولای من در اربعین دلم هوایی شد هر جا به پا بزم عزایی شد محفل ما کرب و بلایی شد تنها بر تو دلبستگی ماست با مهرت عجین زندگی ماست از لطف خاص حی کبریا گریه ی بر تو ویژگی ماست مظلوم عالم یا امام حسین مولای من مولا منم دراختیار تو در اربعینم بیقرار تو کاشکی بودم من در کنار تو جان ناقابلم فدای تو قسمتم نشد کربلای تو با یاد سوز و داغ اربعین گریه می کنم از برای تو مظلوم عالم یا امام حسین . 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ چه شد عزیز دلم بینمان فراق افتاد ... و آن چه را که نمی باید اتفاق افتاد ... چقدرغنچه نرگس که یک به یک پژمرد چقدر میخـک و مـریم ، کـف اتاق افتاد نیامدی و رسید "اربــعین" و جا ماندم دلم هـوای تو کرد و دوباره طاق افتاد میان مـا و نجـف ، راه سبـز ِ مشـّایه پیاده رفتن ِ تا ، "کــربلا" فراق افتاد شب زیارتـی ِ جـدّتان ، هـمین هـفته اگـر گـذار شمــا ، در ره عــراق افتـاد ... تورا به عّمه سه ساله ، که از پدر جا ماند تورا به صورت ماهش که در محاق افتاد همین که اذن دخول از لب تو جاری شد همینکه چشم قشنگت بر آن رواق افتاد... بخوان "زیـارت عـشق" و سلام ما برسان بگو که این دل عاشـق به اشتیـاق افتاد ⏹ 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
پیری ام کامل شده،قدّ کمانم را ببین مثلِ نیلوفر شدم نام و نشانم را ببین بعدِ تو خیلی شکسته تر شدم سلطانِ عشق جانِ من! باور نداری باز جانم را ببین سنگ ها خوردم به وقتِ خطبه خوانی یاحسین پلک را بر هم بزن زخمِ دهانم را ببین کلِّ دندانهایم شکسته در مسیرِ عاشقی عفو کن ای جانِ من،لکنت زبانم را ببین «اربعین است و رسیدم پابرهنه محضرت» خوب دقّت کن که آمد در کنارت خواهرت» همسٍفر بودم‌ چهل منزل کنارِ نیزه ها با بریده حنجرت بودی سوارِ نیزه ها بینِ کوفه تا زدم سر را به محمل ای عزیز اختلال افتاد یک لحظه به کارِ نیزه ها بسکه خون پاشید از پیشانی ات دلدارِ من پُر شده در ایِن جهان داد و هوارِ نیزه ها کعبِ نی می خورد یا بر پشت و بر پهلویِ من یا سرت می شد عزیز دل شکارِ نیزه ها «اربعین است و کبودم بدتر از نیلوفرم» «چشم وا کن تا ببینی قابِ عکسِ مادرم» هیچ می دانی چه آمد بر سرم بازارِ شام هیچ می دانی بسته بودند شهپرم بازار شام کوچه کوچه دور گرداندند زینب را حسین دل شکسته خون جگر شد خواهرم بازار شام ناسزاهایی شنیدم از دهانِ شامیان وا شده انگار پای مادرم بازار شام هیچ می دانی که تنها مانده بودم بی قرار مانده بودم با دلِ پُر مضطرم بازار شام «اربعین است و رسیدم با وقاری له شده» «آمدم از شامِ بد با اعتباری له شده» در سفر جایی ندیدم بدتر از بزمِ شراب بین یک طشتِ طلا بودی منم در التهاب با عصا یا خیزران می زد به لبهایت حسین در دلم افتاد بدجوری عزیزا اضطراب جامِ می در یک‌ طرف رأسِ بریده یک طرف کاش می دیدم تمامِ صحنه ها را یک سراب منجلی شد روضه ی عالم دراین مصراعِ شعر چشم های هیز بود و دخترانِ بی نقاب «اربعین است و رسیدم با گله در محضرت» «خواهشاً از من نپرس از حال و روزِ دخترت» شاعر: 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
شد کارِ هر روزم دعا، مثل رقیه داغِ تو دق داده مرا، مثل رقیه زل میزنم بر خاطراتِ با تو بودن با گریه های بی صدا، مثل رقیه بابایِ او بودی! برای من هم ارباب از تو وفا دیدم! وفا؛ مثل رقیه نام ِ تو را هر جا زمین خوردم سریعاً- گفتم به امید شفا، مثل رقیه کز کرده ام یک گوشه با دستانِ خالی دستانِ تو مشکل گشا، مثل رقیه دلتنگ پابوس ِ توام دستِ خودم نیست لبریزم از حال بکا، مثل رقیه بیزارم از تقدیر، از قسمت! از آنچه؛ کرده مرا از تو جدا... مثل رقیه دادی براتِ زائرانت را به جز من افتادم از پا بی هوا، مثل رقیه در سینه دردی مشترک داریم با هم جامانده ام از کربلا، مثل رقیه! مرضیه عاطفی 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7