شفاعت کرده ای یک عمر دلهای پریشان را
به اعجاز ضریحت می بری اندوه پنهان را
تو دریایی و لطفت در زمین طوفان به پا کرده
به دریا میکشانی قایق دلتنگ طوفان را
تو سرشار از سخاوت مثل بغض ابرها هستی
که جاری میکنی در رودها لبخند باران را
شکوه آسمانی در دل این خاک بی مقدار
به دوش باد میریزی کرم های فراوان را
تواضع میکند هر کس که از سمت ارم رد شد
معطر کرده لبخندت مسیر این خیابان را
هر آنکس که توسل کرده سمت چشمهای تو
به روی دستهایش میبرد آیات درمان را
شبیه زینبی اما زعطر چادرت پیداست
که هرگز حس نکردی داغ های این بیابان را
اگر چه شعر من ناقابل است اینبار، میبینم
میان واژه هایم لطف سلطان خراسان را.
#معصومه_سادات_اسدیان
#میلاد_حضرت_معصومه_س