eitaa logo
شعر فارسی
1.9هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
315 ویدیو
9 فایل
🌸شعر فارسی🌸 🔸دور از همه هیاهوهای دنیا اینجا می تونی با جرعه هایی از شعر شیرین و گوارای فارسی به روحت استراحت بدی. 🌼غزل 🌸قصیده 🌷مثنوی 🌹تک بیت 🌺عکس نوشته 🌻شعر نو 💐و... ادمین: @admin_for تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
من و از دور نگاهی به تو, آن بختم کو؟ که نشینی به منِ بی‌سر و سامان نزدیک @Shere_farsi
ما و شکن دامی و فریاد و دگر هیچ فریاد ز بی رحمی صیاد و دگر هیچ صیاد جفاپیشه اسیران قفس را ای کاش دهد رخصت فریاد و دگر هیچ در خلوت دل پرده نشین نیست به جز تو آسوده در این پرده پریزاد و دگر هیچ از خاطر مجنون مطلب جز غم لیلی شیرین بود اندیشه ی فرهاد و دگر هیچ غم ماند و دل از جلوه ی حسن تو ز جا رفت این سیل برد خانه ز بنیاد و دگر هیچ ای آن که ز خونین جگرانت خبری نیست تا کی کنی از بوالهوسان یاد و دگر هیچ زان گه که طبیب انجمن افروز نشاط است ماییم و همین خاطر ناشاد و دگر هیچ @Shere_farsi
با تو پیمان وفا غیر، بسی بست و شکست آن‌که در عهد و وفای تو همان‌ست منم پ‌ن: زلزله‌ی ترکیه @Shere_farsi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به تو محتاج چنانم که فقیری به درم به تو مشتاق چنانم که غریقی به کنار @Shere_farsi
برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست برکن دل از کسی که دلش مایل تو نیست تا چند گوئیم که بخوبان مبند دل ناصح ترا چکار، دل من دل تو نیست دادی نویدی وصلم و خرسند نیستم با یکدیگر یکی، چو، زبان و دل تو نیست ره در دلش که سخت تر از سنگ خاره است ای دیده غیر گریه بی حاصل تو نیست گفتی که نیست جای، کسی را، بمحفلم غیر از طبیب جای که در محفل تو نیست؟ @Shere_farsi ⛱️
گویند که هر تیره‌شبی را سحری هست گویا سحری نیست شب تیره‌ی ما را @Shere_farsi ⛵️
شب چو بمیرم بسر کوی تو زنده شوم صبحدم از بوی تو می گذری خنده زنان از برم می نگرم گریه کنان سوی تو تا نگری جان و دل سوخته بر سر هم ریخته در کوی تو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
دیده ام گر تشنه دیدار باشد دور نیست تربیت او را چو گوهر جز در آب شور نیست عارفان را لحظه‌ای در بحر هستی چون حباب خانه دل در هوای عشق او معمور نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند خلد گر به پا خاری آسان بر آرم چه سازم به خاری که در دل نشیند پی ناقه‌اش رفتم آهسته ترسم غباری به دامان محمل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند عجب نیست خندد اگر گل به سروی که در این چمن پای در گل نشیند بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند طبیب از طلب در دو گیتی میاسا کسی چون میان دو منزل نشیند؟ @Shere_farsi ⛵️
نکویان سست‌پیمانان و من داغم درین گلشن که می‌خوانند گل‌های چمن را سست‌پیمانان مکن منع از گرستن عاشقان را حسبة لله میفشان آستین بر دیده خون دل‌افشانان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند که به بیداد چو تو دل‌شکنی ساخته‌اند به حذر باش درین بزم که جادو‌نگهان کار ما مژه بر هم زدنی ساخته‌اند غافلند از گل رخسار تو ای رشک چمن بلبلانی که به خار چمنی ساخته‌اند خورم افسوس به این مرده‌دلانی که ز کف داده جان را و به فرسوده تنی ساخته‌اند آهوانی که درین صیدگهند از هر گام به خدنگ چو تو ناوک‌فکنی ساخته‌اند محفل عشق کجا و دل غمناک طبیب ای خوش آنان که به بیت‌الحزنی ساخته‌اند @Shere_farsi ⛱️