گفتم لب تو را که دل من تو بردهای
گفتا کدام دل؟ چه نشان؟ کی؟ کجا؟ که برد؟
#سعدی
@Shere_farsi
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
خارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهام
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیدهام
چون خاک در هوای تو از پا فتادهام
چون اشک در قفای تو با سر دویدهام
من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
از جام عافیت می نابی نخوردهام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیدهام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدهام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریدهام
گر میگریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردمندیدهام
#رهی_معیری
@Shere_farsi ⛱️
دیده ام گر تشنه دیدار باشد دور نیست
تربیت او را چو گوهر جز در آب شور نیست
عارفان را لحظهای در بحر هستی چون حباب
خانه دل در هوای عشق او معمور نیست
#طبیب_اصفهانی
@Shere_farsi
تنها چیزی که قادر است
اراده ی آهنین
شما زن ها را در هم بشکند
عشق است....
- آلبادسس پدس
@Shere_farsi
منم گدای تو و آسمان گدای منست
چو آشنای توام دولت آشنای منست
سخن سماست ولی مزد شست پای منست
ستاره آینه صیقل صفای منست
#صفای_اصفهانی
@Shere_farsi
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها، تنها به جرم اینکه:
او سرسپرده میخواست من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذرهای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب میشد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب میشد
کاش آن غروبها را از یاد برده بودم
#محمدعلی_بهمنی
@Shere_farsi ⛵️
دو دیده بر سر راهت نهاده ام بازآی
بلا و غصّه ازین بیش بر جهان مفزای
بگیر دست ضعیفم به وصل خویش شبی
مبر چو گیسوی پرتاب خویشتن در پای
اگرچه عهد ببستی ولی یقینم بود
که هر سخن که بگویی نیاوری بر جای
#جهان_ملک_خاتون
@Shere_farsi
برایِ اسمِ حسن، حق نوشته غربت را
چہ عسکری بشود یا که مجتبی باشد ...
#شهادت_امام_حسن_عسکری_تسلیت_باد
@Shere_farsi
از صبح پردهسوز خدایا نگاه دار
این رازها که ما به دل شب سپردهایم
#صائب_تبریزی
@Shere_farsi 🫀