eitaa logo
شعر فارسی
1.9هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
315 ویدیو
9 فایل
🌸شعر فارسی🌸 🔸دور از همه هیاهوهای دنیا اینجا می تونی با جرعه هایی از شعر شیرین و گوارای فارسی به روحت استراحت بدی. 🌼غزل 🌸قصیده 🌷مثنوی 🌹تک بیت 🌺عکس نوشته 🌻شعر نو 💐و... ادمین: @admin_for تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای گفتا کدام دل؟ چه نشان؟ کی؟ کجا؟ که برد؟ @Shere_farsi
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام از جام عافیت می نابی نخورده‌ام وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام ای سرو پای بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده‌ام گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام @Shere_farsi ⛱️
‌ به جانِ او که دلم بر سر وَفاست هنوز... - سعدی @Shere_farsi
دیده ام گر تشنه دیدار باشد دور نیست تربیت او را چو گوهر جز در آب شور نیست عارفان را لحظه‌ای در بحر هستی چون حباب خانه دل در هوای عشق او معمور نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
‌ تنها چیزی که قادر است اراده ی آهنین شما زن ها را در هم بشکند عشق است.... - آلبادسس پدس @Shere_farsi
منم گدای تو و آسمان گدای منست چو آشنای توام دولت آشنای منست سخن سماست ولی مزد شست پای منست ستاره آینه صیقل صفای منست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
ای که تو از جاه ظلمی می‌کُنی دانک بهر خویش چاهی می‌کَنی @Shere_farsi 🪽
من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم یک عمر دور و تنها، تنها به جرم این‌که: او سرسپرده می‌خواست من دل سپرده بودم یک عمر می شد آری در ذره‌ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می‌شد گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شد وقتی غروب می‌شد کاش آن غروب‌ها را از یاد برده بودم @Shere_farsi ⛵️
دو دیده بر سر راهت نهاده ام بازآی بلا و غصّه ازین بیش بر جهان مفزای بگیر دست ضعیفم به وصل خویش شبی مبر چو گیسوی پرتاب خویشتن در پای اگرچه عهد ببستی ولی یقینم بود که هر سخن که بگویی نیاوری بر جای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
برایِ اسمِ حسن، حق نوشته غربت را چہ عسکری بشود یا که مجتبی باشد ... @Shere_farsi
از صبح پرده‌سوز خدایا نگاه دار این رازها که ما به دل شب سپرده‌ایم @Shere_farsi 🫀
‌ در منزلیم و رنج سفر می‌کشیم ما... - بیدل دهلوی @Shere_farsi