eitaa logo
محله شهدای جاسب
291 دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
11.1هزار ویدیو
12 فایل
کانال انقلابی محله شهدای جاسب به‌یاد ۱۳۲ شهید جنگ تحمیلی دهستان جاسب 🔴این کانال توسط معاونت فضای مجازی بسیج شهدای جاسب مدیریت میشود.🔴 درصورت علاقه به همکاری با آی دی زیر ارتباط برقرار کنيد @Abujihad
مشاهده در ایتا
دانلود
بعدِ دوری از تو تنها گریه شد کارم پدر روضه ی بی وقفه ام ، در حال تکرارم پدر من چه شب‌هایی که پای نیزه‌ات خوابم نبرد پس خیالت تخت ، امشب با تو بیدارم پدر می توانی سر روی پاهام بگذاری خودت؟ نا ندارم تا تو را از طَشت بردارم پدر تک‌تک آمار زخم صورتت دست من است این چنین آموختم تا خوب بشمارم پدر! این اواخر راه می افتم شبیه مادرت هر زمان پا می شوم دنبال دیوارم پدر گوشوارم باعث این گوش‌های پاره شد تا ابد از هرچه زیور هست..،بیزارم پدر عاشق بازار رفتن با تو بودم، نه سنان... تو ندیدی با چه وضعی بُرده بازارم پدر زجر می خوابید و پا می شد..،کتک می زد مرا هیچ تفریحی ندارد غیر آزارم پدر من فقط یک خُرده جا خوردم ، زبانم کُند نیست آه! کُلِّ شام می خندد به گفتارم پدر من کجا ، عمّه کجا ، بزم حرامِ مِی کجا... رنگِ چوب خیزران شد رنگِ رخسارم پدر ناگهان بحثِ کنیزی شد ، سکینه آب شد... حرف خود را قطع خواهم کرد ، ناچارم پدر! ▪️ جان هرکس دوست داری با خودت من را ببر راحتم کن از خیال اینکه سربارم پدر
دردهایی کشیده ام که مپرس زهرِ هجری چشیده ام که مپرس اصلا از حال خسته ام که نگو از دلِ رنج دیده ام که مپرس از هراس عدو پدر آنقدر در بیابان دویده ام که مپرس با زبانِ کنایه از دشمن حرف هایی شنیده ام که مپرس اضطرابِ بدون وصفی داشت دلِ در خون تپیده ام که مپرس آنقَدَر تشنه ی پریدن بود جانِ بر لب رسیده ام که مپرس از هیاهوی باد و سایه ی زجر زجرهایی کشیده ام که مپرس خواب دیدم شبی،برای شما خاتمی را خریده ام که مپرس آه بابا شبیه مادرِ تو آنچنان قد خمیده ام که مپرس
کارت شده به جای تماشا گریستن کارم شده به جای مداوا گریستن تقسیم کرده‌ایم در این خانه کار را از تو نفس نفس زدن از ما گریستن می‌خواستم به زور تبسم کنم نشد فرقی نداشت خنده‌ی ما تا گریستن گفتند حق ماست صدای تو نشنویم ممنوع کرده شهر به زهرا گریستن حال حسن شده‌است در این خانه تا به صبح یا بینِ خواب ناله‌زدن یا گریستن طوری گره زدند به کارم که چاره نیست جز گوشه‌ای نشستن و تنها گریستن طوری گره زدند تو را پشت در به میخ شد کار پهلویت فقط اینجا گریستن در هِق هِق‌ات مواظب اوضاع خویش باش خون می‌چکد زِ سینه‌ی تو با گریستن مرهم گذاشتیم و افاقه نمی‌کند کارم شده به جای مداوا گریستن مانند تو سه ساله‌ی این خانه می‌شود نان شبش زِ دوری بابا  گریستن... با ناله گفت نیزه نشین  نیزه شاهد است من را ببین کشانده کجا‌ها گریستن دعوا سرِ تو بود و مرا این وسط زدند پای مرا کشید به دعوا گریستن از روی ناقه بد به زمین خورد دخترت جانی نداشتم چه رسد تا گریستن شب بود و زجر آمد و من را کشید و برد  لو داد جای دخترکت را گریستن تا گریه‌ام گرفت مرا بیشتر زدند تاثیر عکس داشت خدایا گریستن تا قافله رسیدم از از وضع صورتم شد باز کار قافله‌ی ما گریستن من خوابِ تو، رُباب ولی خواب اصغرت دیدیم و حالِ  ما شده حالا گریستن
ای عشق بی تکرار؛ ای جانم رقیه(س) آیینهٔ ایثار؛ ای جانم رقیه(س) لبخندِ تو آرامش ِ قلبِ سکینه ست(س) چشمت خُم ِ سرشار؛ ای جانم رقیه(س) هستند خیلِ دختران دائم به دُورت همواره خدمتکار؛ ای جانم رقیه(س) خورشیدی و گهواره ات دریایی از نور زیبایی ات بسیار؛ ای جانم رقیه(س) فوراَ به دنبالِ عمو عباس(ع) گشتی هر چه شدی بیدار؛ ای جانم رقیه(س) از کودکی تیغِ کلامت داشت تأثیر لحنِ تو حیدروار؛ ای جانم رقیه(س) محبوبهٔ محجوبه ای! با عمه زینب(س) همتا شدی انگار؛ ای جانم رقیه(س) بی واسطه یک لحظه با قدری نگاهت درمان شود بیمار؛ ای جانم رقیه(س) میگویم این را با شهیدانت به محشر در اولین دیدار: "ای جانم رقیه(س)" رزق شهادت خواستم در روضه هایت هر بار با اصرار؛ ای جانم رقیه(س) در سوریه؛ یکروز جانم را بگیر و غم از دلم بردار؛ ای جانم رقیه(س)!