(خرداد62)
آن روز تازه از خواب بعد از ظهر داخل سنگر بیدار شده بودم ، شب قبل و شبهای قبلترش ، هر شب پاسبخش بودم به غیر از شب اول که نگهبان بودم و پاسبخش کس دیگری بود. جبران کم خوابی های شب را با خواب یکی دو ساعته بعد از ظهر جبران می کردم. همانطور که به پشت خوابیده بودم روی دستهایم تکیه کردم و پشتم را به دیوار سنگر چسباندم و در جای خودم نشستم.حسین سلامی دم در سنگر میان چارچوب در چمباتمه زده و آرنجهایش را روی زانویش گذاشته بود.احمد رضا از کله قندی امده بود و با سعید داخل سنگر نشسته بودند که...صدای سوت خمپاره و بعد انفجار در محوطه و جاده پایگاه شنیده شد. همه بیرون پریدیم و حسین که وقت نکرده بود کتانیش را بپوشد پا برهنه می دوید. گرد و خاک همه جا را گرفته بود و صدای خالی شدن باد چرخ جیپ 106 رضایی همه مان را کمی خیره کرد که این صدای چیست؟ کمی هم ترسیدیم نکند شیمیایی باشد. خمپاره جلوی سنگر بیسیم زمین خورده بود و دو تا از چرخهای 106 ترکش خورده و بادشان خالی می شد. همه دست به کار شدند و مجروحها را جمع و جور کردند. من بالای سر مجید رفعت جو که پایش ترکش خورده بود نشستم واو را که درد می کشید دلداری می دادم. حسن اکبری که تازه از استراحت در روستایشان برگشته بود دوباره زخمی شده بود، همین چند وقت پیش بود که سر پست دستش روی ماشه رفته بود و ماهیچه پایش را سوراخ کرده بود. اولش فکر کرده بودیم شاید از جبهه آمدن پشیمان شده و خود زنی کرده اما وقتی زود برگشت و زخم پایش را که روی آن چسب زخم زده بود دیدیم، نظرمان عوض شد. حالا هم آن یکی پایش ترکش خورده بود.شلوارش را در آوردیم و بعد از پانسمان با شورت و یکپا یکپا و لنگان لنگان خودش را به آمبولانس که بعد چند دقیقه اماده شد، رساند و با خنده و شوخی و بدون کمک بچه ها سوار شد. بذله گویی هاش و وضع لباسش در آن شرایط لبخند را به لبهای همگی نشاند . آمبولانس جاده نودشه را پیش گرفت و بطرف پاوه رفت. احمد رضا هم با ماشینی که آنها را آورده بود رفت و ما ماندیم و جیپ 106 که دو تا از چرخهایش پنچر شده بود . فردایش چرخهارا به پاوه بردند و پنچریشان را گرفتند و فردای بعدی هم دوباره رضایی با آن می تاخت. خاطرات مهدی مسیبی @shohadayemalayer
هدایت شده از عمارآنلاین
خود را مسـافر آسمـان ڪردند !
تا گذرگاه بودن
دنـیا را اثبات ڪنند...
#مردان_بی_ادعا 🌷
@ammaronlin
هدایت شده از احادیث اهل البیت علیهمالسّلام
🔴 از جهاد حسینی تا جهاد خمینی
#اربعین تجلی جنگ اراده ها
🆘کانال رسمی انقلابیون👇
http://eitaa.com/joinchat/2245328896C48e7560e93
هدایت شده از دین شناسی|عباس مریدی✍️
مڹ هـــــر روز
در انٺـــــظارِ
نگاه هایـــــتاڹ مے نشینم
ٺا صـــــبح ِ مڹ هم
بخیـــــر شود ....
📎ســـلام،صبحتون شهدایی🌺
❁↬ @ramzeamaliyat
شهدای ملایر
شهید حسین #سلامی @shohadayemalayer
خدایاستاره ها که رفتند، خورشیدرانگه دار.به یادشهیدحسین #سلامی .
به راستی که ستاره ای هستی درراه شیری به جاودانگی رسیدن .برای ازتونوشتن شناختن می خواهد .برای شناختنت می خوانم خاطرات مردی ازجنس خودت را،شهید احمدرضااحدی، برای شناختنت می پرسم ازآنکس که هم قدمت بود وهمراهت همان رفیقی که رفیقش شدی زمانی که غربت رااحساس می کرد. دیرزمانیست ازروزگارشماشنیدن رویای شیرین زندگی ام شده است .به راستی که ستاره ای شدی برای رسیدن به اهل آسمانیان آن روز که آموزگاربرگی از درس زندگیت رابه من آموخت .میمک نقطه رهایی ات شد برای توکه خوب پرواز راآموخته بودی .دلم پروازمی خواهد هرچند که بال وپرمان سنگین وزمین گیرشده است .بال وپرم باش که نفسم بدجور گرفته است. می گویندراه آسمان راشما بهترمی شناسید ای راهنما ،برای گمشدگان جایی دارید؟؟ @shohadayemalayer
هدایت شده از 『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
من هر چه ام
با تو زیبا ترم❣
تو بر عاشقت 《آفرینی》 بگو...
#غواص_شهیدرضا(داریوش)
#ساکی❤️
🌸…..
@Karbala_1365
هدایت شده از 『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کارِ بیاجر...
#حافظ❣
ازچپ نفراول
#غواص_شهیدرضاساکی
🌸…..
@Karbala_1365
هدایت شده از 『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
هدایت شده از دریچه
🌹نائب الشهید یعنی
همرنگ شهدا شدن
هم قدم شدن با شهدا
هم قدم شدن با اصحاب آخرالزمانی سید الشهدا
👁🗨 @tribun_siyasi