eitaa logo
سُـڪوت
105 دنبال‌کننده
545 عکس
554 ویدیو
7 فایل
بِسم‌اللّٰھ‹🤍- همھ‌چےاز1404/4/4شࢪو؏‌شد- کپی‌؟ با ذکر 1 صلوات برای سلامتی امام زمان
مشاهده در ایتا
دانلود
دلت گرفته ؟! «مهم نیست کجای دنیایی🌍 ، فقط کافیه روحت رو با پای دل♥️ از باند سجادهٔ رو به قبله🕋 ، روانه آغوش گرم اهل بیت کنی🍃 ؛ ✨برو صحن انقلاب و به گنبد طلایی،نگاه کن 🦋برو دخیل ببند روحت رو به ضریحِ،ملکهٔ قم 🫀برو بین الحرمین،اونجایی که سقفش یک تیکه از بهشته 🕌اصلا برو تو حیاطِ مسجدِ جمکران قدم بزن ، برو آرامش رو بغل کن ... اللهم عجل لولیک فرج بحق زینب کبری »
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(تولدتون مبارک ای قائِمِ آلِ مُحَمَدْ..:) 🤍💚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام با عرض تبریک میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 🌱✨ قراره هرکس در حد توان جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا صاحب الزمان صلوات هدیه کنیم به محضر ایشون ‌؛ لطفا هر تعداد صلوات فرستادید در لینک زیر ثبت کنید 👇 https://EitaaBot.ir/counter/650oc در پناه امام زمان باشید 💐
سُـڪوت
نائب الزیاره شما عزیزان در حرم امام رضا هستیم 🌱✨💚
خودسازی به سبکِ « شهیده مریم فرهانیان» |تولد: آبادان ـــ۱۳۴۲| |شهادت:آبادان ـــ۱۳۶۳| خودسازی را قبل از انقلاب و با برنامه ی خودسازی امام خمینی شروع کرد. سکوت جزو برنامه اش بود، و برای ترک گناه می‌بایست حرف زدنش را به حداقل می‌رساند . با خودش خلوت می‌کرد و سکوت و خلوتش را هم دوست داشت . البته ذاتا هم آدم کم حرفی بود . اگر هم حرفی میزد ،بوی دروغ یا غیبت نداشت. حرفش حرف خودسازی بود. عاشق کتاب های شهید دستغیب بود و از همه بیشتر کتاب « عجب و ریای»شهید. شاید بیشتر از ده بار خوانده بود . شیفته سوره قیامت هم بود . حظ میکردم ؛ وقتی می‌نشست و با صوت قشنگش برایم می‌خواند. یک بار به شوخی بهش گفتم « تو که اسمت مریمه باید سوره مریم رو دوست داشته باشی!» گفت « دوست دارم هر کجای دنیا بودم این سوره رو برام هدیه کنی.» همیشه برایم سوال بود، چه ربطی بین کتاب عجب و ریای شهید دستغیب و سوره قیامت است که مریم اول قیامت را می‌خواند و بعد کتاب را . توی هوای گرم و شرجی آبادان و در فصل خرما پزان روزه اش ترک نمی‌شد ؛ افطار و سحرش یک تکه نان بود و خرما . چشمان گود رفته و رنگ پریده اش نشان بیداری های شبانه و روزه داری روزش بود . به حالش غبطه میخوردم. میگفتم:« این قدر نگران نباش! برادر شهیدت ازت شفاعت می‌کنه.» می‌گفت:« نه،میخوام توی اون دنیا چراغ دست خودم باشه، به امید کسی نمیشه نشست .» راوی : سنیه سامری منبع: کتاب خودسازی به سبک شهدا :) ...🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا