eitaa logo
سُـڪوت
105 دنبال‌کننده
548 عکس
554 ویدیو
7 فایل
بِسم‌اللّٰھ‹🤍- همھ‌چےاز1404/4/4شࢪو؏‌شد- کپی‌؟ با ذکر 1 صلوات برای سلامتی امام زمان
مشاهده در ایتا
دانلود
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوری که شیطون گولمون میزنه و اصلا متوجه نمیشیم 🥲:
و رحمت خدا بر او که می گفت‌ یه‌ رفیق‌ گیر‌ بیارید که‌ باهاش‌ خودسازی‌ کنید ترك‌ گناه‌ کنید درس‌ بخونید‌ و‌ مباحثه‌ کنید اگه‌ پیدا‌ کردید ولش‌ نکنید تا "شھادت‌"! " شهید آرمان علی وردی🕊🌹 " یادشهداباصلوات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 بیت المال 🌷خادم بودیم، هر دویمان دوکوهه خادم بودیم. زائران را که می آوردند برای بازدید، ماشینی تهیه دیده شده بود تا فاصله یادمان گردانتخریب را که 2 کیلومتر با ساختمانهای دوکوهه فاصله داشت ببرد و برگرداند. 🌷من قرار بود همراه زائران بروم و برگردم، وقتی رسیدم به جلوی ساختمان مقداد، متوجه شدم موبایلم را در حسینیه یادمان تخریب جا گذاشته ام. بعدازظهر بود، هوا نسبتا گرم بود. راه افتادم به سمت یادمان ... 🌷کسانی که این راه را رفته اند به خوبی میدادند که هیچ ساختمان و چادری وجود ندارد. بیابان است و بیابان.... اواسط راه بودم که دیدم تویوتا جلوی پایم ایستاد. حمید بود. گفت خانم این وقت روز تنها کجا داری میری وسط این بیابون؟ جریان را برایش تعریف کردم. 🌷گفت الان باید برود یادمان تخریب و کار فوری دارد و کار من هم کار شخصی محسوب میشه و شما رو نمیتونم با ماشین ببرم. سوار ماشین شد و گاز داد به سمت یادمان.... من 2 کیلومتر که راه رفتم بالاخره رسیدم به یادمان...تازه کارش تمام شده بود آمد و لبخند زد و گفت مسیر برگشت را باهم برمیگردیم. 🌷تویوتا را داد به سرباز و گفت ماشین را ببر جلوی ساختمان مرکزی.برای اینکه از بیتذالمال استفاده شخصی نکنیم. 2 کیلومتر راه رفته را باهم برگشتیم. 🌷پاهایم توان نداشت.ولی آقا حمیدبرای اینکه ذهنم را مشغول کند از گلهای کوچک زرد رنگ کنار جاده میچید و به من میداد تا بقول خودش مسافت را متوجه نشوم و پا به پایش بیایم...... جانش میرفت اعتقاداتش حرف اول را میزد❤️ راوی همسر شهید ‎‎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدا را فراموش مکن...
🌸🌸🌸🌸 ساعت یک نصف شب بود که همه کتلت ها را سرخ کردم و ساک هم آماده، کنار درگذاشتم، از خستگی همانجا دراز کشیدم. حمید وضو گرفته بود و مشغول خواندن قرآنش بود. تا دید خوابم گرفته، گفت تنبل نشو پاشو وضو بگیر برو راحت بخواب. چشمهایم نیمه باز بود. بالای سرم همانطور ایستاده بود، با شوخی و خنده میگفت به نفعته که پاشی بری وضو بگیری و انقدر سروصدا کرد که نتوانم بدون گرفتن وضو بخوابم. گفت: حدیث داریم کسی که بدون وضو میخوابه چون مرداریه که بسترش قبرستانش میشه، ولی کسی که وضو میگیره بسترش مثل مسجدش میشه که تا صبح براش حسنه می نویسن. 🌸🌸🌸🌸🌸
سُـڪوت
🌸🌸🌸🌸 ساعت یک نصف شب بود که همه کتلت ها را سرخ کردم و ساک هم آماده، کنار درگذاشتم، از خستگی همانجا در
"امام صادق عليه السلام : هركه طهارت بگيرد و سپس به بسترش رود، در آن شب بستر او به منزله مسجد اوست و اگر يادش آيد كه وضو ندارد، به همان لحاف خود، هرچه باشد، تيمم كند، كه اگر چنين كرد پيوسته در نماز و ذكر خداوند عزّ و جلّ باشد.🕊🌹 بحار الأنوار
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا