eitaa logo
سکوت‌نوشته_
84 دنبال‌کننده
115 عکس
12 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تو میدونی چرا اینطور میشه؟چرا هربار میشکنم؟گریه کردن چرا باید لحظاتی پیش بیاد که نباید؟چرا میگن سلاح من گریه کردنه؟ینی‌چی؟ینی کل روز و همیشه خواسته‌هامو با گریه بدست آوردم؟اینقدر ضعیفم؟یا فقط اینطور بنظر میاد؟چرا هرروز نمیتونم برم باشگاه؟چرا مورفین من اینقدر ازم دوره؟چرا با نوشتن آدم سبک میشه؟ چقدر از همه‌چیز متنفرم.مرگ؟هیچی نمیدونم.توی موسیقی چی داره؟چرا باید کارای موردعلاقم به چشم بقیه اینقدر عجیب به نظر بیاد؟واقعا اینقدر عجیب و غیرقابل درکم؟اینقدر مزخرفم؟چرا اینقدر دوست‌داشته شدن سخته؟چرا تلاش‌ها بی فایدس؟دروغ چرا وجود داره؟اون واقعا دوسم داره یا اینم یه دروغ دیگس؟ امیدوارم جواب این سوالا رو هرگز نفهمم چون احتمالا جالب نخواهد بود_ _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قتل ها رخ داده‌ست قتل های بسیار قتل هایی که کسی جز من شاید پی نبرده‌ست به آنها قتل یک زنجره بر دست تفنگ قتل یک حنجره بر دست سکوت قتل یک پنجره بر دست دو سنگ قتل یک کاغذ بر دست قلم قتل یک مرداب بر دست زمان مرگ یک انسان در دست طناب مرگ یک انسان در دست شراب مرگ یک انسان در دست امید مرگ یک انسان در دست ریه مرگ یک انسان در دست لغت مردن سفسطه های بی جان مردن فلسفه های ایمان مردن برگ اقاقیا از دوری آب مردن جوجه ی گنجشک ز سوز و سرما جسم بی جان نمک داخل اشک جسم بی جان نمک داخل یک دریاچه جسم بی جان بدن داخل خاک جسم بی جان کفن داخل یک پارچه ی نرم و سفید بدن سرد سخن پشت غرور بدن سرد غرور پشت دو چشم بدن سرد دو چشم پشت دو پلک بدن سرد دو پلک پشت کفن بدن سرد کفن داخل یک پارچه ی نرم و سفید... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
موسیقی قلب را روی تپش درست خود قرار میدهد.شاید هم اینطور نباشد اما من دوست دارم اینگونه فکر کنم.مگر فکر کردن خطاست؟عاشق شدن خطاست؟متنفر بودن خطاست؟اگر اینگونه باشد فقط خطا کردن خطا نیست!لعنت بر همه چیز_ از زندگی باید دست شست.چشم‌هارا باید شست.جور دیگر باید دید. دلم برای کودکی‌ام تنگ شده...چگونه میشود به گذشته برگشت؟هرچند...هرگاه به گذشته فکر میکنم حس میکنم همه چیز رویایی بیش نیست...رویایی بیش نیست؟! مردم زندگی را شاید سخت بگیرند،البته برخی‌شان،اما کسی به من نگفت اگر واقعا سخت باشد چه؟آیا دیوانه‌ایم که لقمه را بپیچانیم و آنرا بخوریم؟حتما واقعا سخت است که اینقدر سرش رنج میکشیم...نمیدانم شاید هم من اشتباه میکنم اما...هرگز کسی به من نگفت میدانم که این زندگب واقعا سخت است وگرنه تو که هیچ چیز را سخت نمیگیری=) کاش روزی که مرگ میاید مرا زنده بیابد... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از این حس متنفرم_چرا باید اینطوری باشه؟گناهم چیه؟ جالبه که حتی خودتم نمیدونی چته اونوقت باید به بقیه توضیح بدی.خنده داره... نمیفهمم چرا اینطوریم یا حتی اصن چطوریم فقط میدونم قبلا اینقد چم نبود.لعنت به هر چیزی که وجود داره از خودم متنفرم میخوام همه‌چیزو لعن و نفرین کنم_ شاید تاحالا اینقدر از همه چیز متنفر نبودم... از وانمود خستم از نفس کشیدن خستم از همچی خستم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اصلا بگیم تموم دنیا عاشقمن...چه فایده وقتی یکی از مهم ترین آدمای زندگی هرکسی دوستت نداره و مزخرف ترین حرفا رو پشتت میزنه؟ از من انگیزه ای رو میخوان که بهم ندادن و همون مقدار ناچیزی که داشتم هم ازم گرفتن_مسخرس. معمولا وقتی محبت نمیبینی به همه محبت میدی و وقتی سختی میکشی میخوای همه در آرامش و آسایش باشن ولی ظاهرا اطرافیان من اینطوری نیستن... اگه به هدفم نرسم چی؟اگه همه چیزو خراب کنم؟اگه همه رو از خودم متنفر و دور کنم؟اگه عزیزترین افرادمو از دست بدم؟مسخرس؛همه چیز مسخرس=) _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا باید به مرگ فکر میکردم؟پس هدف‌هام چی؟کسایی که دوسشون دارم؟کسایی که دوسم دارن(احتمالا)؟ در دنیای سفسطه گرایانه ی خودم گم شدم و حتی نمیدونم چرا؟یعنی حتی اینقدر هم کافی نیستم؟اینقدر هم لایق عشق نیستم؟اینقدر هم ارزش ندارم؟اینقدر هم نباید شاد باشم؟فرار از مدرسه و فرار از خونه؟پس مکان امن من کجاست؟دقیقا کجا باید برم؟به کجا فرار کنم که حال دلم خوب باشه و روحم بخنده؟یعنی هدفام پوچه؟اینقدر پوچ؟ خدا هیچکس رو بی دلیل خلق نکرده! من کجای این دنیام؟من واقعا کی هستم؟سرنوشتم کجا حک شده؟چرا اینقدر سوال میپرسم؟ اشک؛از خواب چشام میسوزه... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا