eitaa logo
سکوت‌نوشته_
83 دنبال‌کننده
118 عکس
12 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
633.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمستان!زمستان عزیز من! سفید و بی آلایش.درخشنده و مجذوب کننده. خوشا به حال کاج‌ها و سروها.وقتی تمام درختان چشمانشان را بر تمام زیبایی‌های زمستان می‌بندند و در خواب زمستانی به سر می‌برند؛آنها بیدار می‌مانند و خنکی را تنفس می‌کنند. زمستان عزیزم با آمدنش روحم را خندان می‌کند و با رفتنش انگار تکه‌ای از قلبم را از جا می‌کند و با خود می‌برد. تقدیم به سفید ذاتِ مهربانم،زمستان. _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
518K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با تو موافقم رنه د کارت عزیز. "ظاهرا تنها چیزی که عادلانه تقسیم شده عقل است؛چون کسب اعتراض نمی‌کند که مال من کم است!" این مردمانی که خودخواهانه،اگر نتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند،خودشان را خواهند کشت؛از اینها که نباید انتظاری داشت! حتی اگر فرض کنیم که عقل تمام ما یکسان است؛وقتی عده‌ای احمق از آن استفاده نکنند و اجازه دهند تا در آن جمجمه‌ی پوکشان بگندد _هرچند که مغز می‌گندد نه عقل_ چه فایده؟ حرفی نمی‌ماند جناب رنه د کارت.با این اجتماع،همان بهتر که سر در لاک خود فرو کنیم و در افکار خودمان زندگی کنیم.از این مردم برای ما هم‌صحبتی در نمی‌آ‌ید...! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرگز برای رسیدن به خودشناسی در مقابل آینه نایستادم. آن فردی که درون آینه به من می‌نگرد،یک ناشی است.یک دلقک در پوشش انسانی.یک مرده متحرک. خود واقعی من روزها در کنارم روی تخت می‌نشیند و با من گفت و گو و گاهی نیز جر و بحث می‌کند. او را خیلی خوب می‌شناسم.عجول،مهربان،هیجانی و سرشار از ذوق کودکانه.در ظاهر بزرگ شده اما قلبش هنوز کوچک و ساده لوح است. او را خیلی بیشتر از خودم دوست می‌دارم.بیشتر از آن خودم که هر روز در آینه می‌بینمش...! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در کنارم خواهی ایستاد؟حتی اگر برف ببارد و کاپشن نداشته باشی؟اگر باران بگیرد و چتر خود را نیاورده باشی؟آفتاب بتابد و عینک و کلاه در کیف خود یافت نکنی؟حتی اگر خیابان تاریک و بی‌فروغ باشد؟ پاسخ مثبت تو محبت توست؛زیرا تمام این‌ها بهانه بود... اگر برف ببارد،کاپشن خود را تنت می‌کنم و سفت در آغوشت می‌گیرم تا سرما را احساس نکنی.اگر باران بگیرد،خودم را چتر و سرپناهت می‌کنم تا خیس نشوی.اگر آفتاب مقابلت قرار گیرد،روبرویش خواهم ایستاد تا چشمان درخشنده‌ات را آزار ندهد.اگر خیابات تاریک شود،دستت را می‌گیرم و حتی بدون نور،با امیدی درونی در کنار یکدیگر قدم می‌زنیم. در همه حال در کنارت خواهم ماند،اگر در کنارم بمانی.وفاداری همین است،نه؟ _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تورا ایزد بدین خوبی چگونه آفرید ای جان؟ پدید آمد وجودت از درخشش از حریر ای جان ز بوی زلف و آن ناز دوچشمان چو آهویت شدم مجنون و آشفته،شدم همچون گدا ای جان _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آنقدر از آسمان و دریا نوشتیم که زمین مهربان و عزیزمان پاک فراموش شد. زمین سبز و بخشنده‌ی من!گرم و صمیمی! دریا زیباست.آسمان مجذوب کگنده است.اما زمین؛زمین من!زمین تمام موجوداتی که از آب دریا می‌نوشند و هوای آسمان را تنفس می‌کنند. زمین من،زخم‌های خود را نادیده می‌گیرد.تمام آلودگی‌هایی که آدم‌های سیاه صفت بر او تحمیل می‌کنند،زمین خوش‌قلب من می‌بخشد،اما فراموش نمی‌کند...! این متن را به زمینی هدیه می‌دهم که زندگی من و تمام آدم‌ها به او وابسته است بدون اینکه حتی توجهی کنیم. دوستدار و ارادتمند تو _ 1405/3/14 _سکوت