eitaa logo
سکوت‌نوشته_
80 دنبال‌کننده
103 عکس
11 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه وقتایی، همون وقتا که دلم برات تنگ و مغزم از فکر کردن خسته میشه، لحظه‌ای که چشمامو می‌بندم، تو رو می‌بینم. مقابل من وایستادی. سالم، خوشحال، با یه لبخند گنده. از همونا که وقتی دستامو می‌گرفتی و منو توی هوا می‌چرخوندی می‌زدی. دلم برای صدات تنگ شده. صدای خنده‌هات. حتی دیگه یادم نمیاد چطوری بودن! وقتی برای همیشه اینجا رو ترک کردی من چند سالم بود؟ هشت؟ نُه؟ یادم نیست. کاش یادم بود. اما خوب یادمه وقتی گفتن خدا بیامرزتش، آدم خوبی بود. آره، تو آدم خوبی بودی. خیلی خوب. حتی زیادی خوب. حداقل برای من... فراموشت نمی‌کنم. هیچ وقت! این قولیه که به خودم دادم. "فراموش نکن چه کسایی توی زندگیت، مثل مداد رنگی، دنیای معمولیت رو رنگی و قشنگ کردن!" و راستش... تو مداد رنگی سبز منی! :) _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سوال منم همینه تام عزیز! Why do I always want the things that I can't have? چرا همیشه چیزایی رو می‌خوام که نمی‌تونم داشته باشم؟ انگار خواستار و اقبال من مثل دو تا خط موازی، هرگز قرار نیست به هم برسن. ولی البته که من هنوز امیدوارم! می‌دونی چرا؟ چون ریاضیدان‌ها اخیراً به یه فرضیه رسیدن که احتمال میده دوتا خط موازی یه جایی به هم می‌رسن. به نظرت شدنیه؟ و بله بازم حق با توئه چون دقیقاً توی خط بعدی آهنگ میگی: It's so sad... این خیلی غم انگیزه... و آره، واقعاً هست :) _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در روزگاری که همه برای فکر پول و مقام و رتبه و شهرت در تکاپو هستند؛ من به دنبال شرافت و انسانیت می‌دوم. آن جمله را فراموش نکرده‌ام که می‌گفت: "وقتی غذایی برای خوردن نباشد، چه کسی به شرافت اهمیت می‌دهد؟" من! من اهمیت می‌دهم. حاضرم از گرسنگی بمیرم اما دستم را برای دریافت غذا مقابل افراد پست فطرت و خسیس دراز نکنم. آیا این اسمش شرافت است؟ نمی‌دانم. اعمال زیادی را به اسم شرافت و انسانیت در ما پرورانده‌اند. اما چه کسی می‌داند حقیقت شرف و جود انسانی در کجا یافت می‌شود؟ هیچکس نمی‌داند. مردم فقط تظاهر می‌کنند که سر از همه چیز در می‌آورند. مردم هیچ نمی‌دانند. این جماعت بویی از ژرفای حقیقی انسان بودن نبرده‌اند... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باز هم ستاره‌ها سقوط کردن جونی عزیز! برای بار چندم؟ نمی‌دونم. سقوط، سقوط، سقوط. جوجه پرنده‌ها کی پروازو یاد می‌گیرن؟ اینم نمی‌دونم. چه وقت همه چیز برای تو درست شد؟ یا حداقل بهتر شد. حداقل اینه که از اون سقوط‌های مکرر نجات یافتی. آره خوب می‌دونم؛ سقوط برای انسان‌ هیچ وقت پایان نداره. اما خب... بالاخره اوضاع بهتر که می‌شه، نه؟ راستش من از بابت زندگی یا چیزای دیگه ناامید نیستم. من فقط از شنیدن دعواهای آخر هفته، محکوم شدن، متهم شدن، حرف شنیدن، نصیحت شنیدن، من از خانوادم خسته شدم. ناامید شدم. درمونده شدم. جونی عزیز! امروز هم ستاره‌ها طوری سقوط کردن، انگار باز هم تقصیر من بود... از سقوط کردن واقعاً خسته شدم. کاش جوجه پرنده‌ها زودتر پرواز رو یاد بگیرن...! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از چی بنویسم؟ دیگه از چی می‌تونم بنویسم؟ همه‌ی متن‌هام یا خیلی کلیشه‌ای شده یا بی سر و ته یا تکراری. دیگه حتی حرفی ندارم که بگم. فقط می‌تونم اون بیت از سایه رو بخونم: خاموشم اما دارم به آواز غم خود می‌دهم گوش... فکر کنم خیلی وقته دارم این کارو می‌کنم. مسئله همینه! اونقدر ساکت و خاموش موندم که همه فکر کردن نه! درد نداره! غم نداره! اون لعنتی هیچ مشکلی توی زندگیش نداره! ولی نه...! درد داشت. غم داشت. مشکل داشت. خیلی هم داشت... سکوت چیزیه که خیلیا نمی‌فهمنش. خیلیا بهش می‌خندن و خب البته، خیلیا هم اونقدر خوب اونو متوجه میشن که دیگه جایی برای توضیحات بیهوده باقی نمی‌مونه. خاموشم اما دارم به آواز غم خود می‌دهم گوش وقتی کسی آواز می‌خواند خاموش باید بود... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینجا کی ۸۰تایی شد😦💘سلام به خوشگلای جدید و قدیم و قرون وسطایی