eitaa logo
سکوت‌نوشته_
84 دنبال‌کننده
114 عکس
12 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌خواهم صدای خنده‌هایش را فراموش کنم. ‌نمی‌خواهم چهره‌اش را فراموش کنم. نمی‌خواهم خاطراتی که از خودش بر جای گذاشت را از یاد ببرم. از گذر زمان متنفرم. او مرده است. خیلی وقت است که مرده. جسم بی جانش، چند سالی می‌شود که خاک را در آغوش گرفته. چه‌ کسی می‌داند کدام یک سردتر است؟ خاک، یا جسم او؟ نمی‌خواهم آخرین بارها را فراموش کنم. نمی‌خواهم گذر زمان را احساس کنم. نمی‌خواهم زمان بر من غلبه کند. از فراموشی متنفرم. او دیگر نیست و من هر روز کمتر او را به یاد می‌آورم. هر روز کمتر به یادش می‌افتم. هر بار کمتر اهمیت می‌دهم. نمی‌خواهم خاطرات را از یاد ببرم. از وانمود کردن به اهمیت ندادن نسبت به برخی مسائل متنفرم. من از له شدن زیر قدرت زمان متنفرم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
منم همینطور داستایفسکی عزیز... منم وقتی در اوج احساسات خودم بودم، با رفتارهاشون کاری کردن که بین خودم و اون‌ها یه دیوار بکشم. ذوقم رو کور کردن. لبخندم رو عجیب و غریب جلوه دادن، باعث شدن فکر کنم که غیر عادیه اگه کسی بلد باشه همیشه خوشحال و پر انرژی باشه. نمی‌دونم قبل از مرگت اون‌ها رو بخشیدی یا نه؛ ولی من هنوز نمی‌تونم بعضیاشون رو ببخشم. هنوز نمی‌تونم بپذیرم که کسانی منو بابت رفتارهام سرزنش کردن، که قرار بود از من در مقابل مشکلاتم دفاع کنن! می‌فهمی چی میگم؟ من باز هم از انتظار داشتن بی‌خود و نابجا ضربه خوردم. من شاید بتونم پنهانش کنم، ولی نمی‌تونم ازش فرار کنم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادبیات! پیوند دهنده‌ی قرن نو و عصر حجر. پیوند دهنده‌ی آسیا و اروپا، آمریکا و آفریقا. پیوند دهنده‌ی دو فرد، به صورت اتفاقی. پیوند دهنده‌ی دو قلب، بدون هزینه. ادبیات! نقطه‌ی اتصال انسان‌ها. افرادی که می‌توانند سکوت را بفهمند. افرادی که از قدرت کلمات آگاهند. افرادی که در جنگ کلمات، شکست می‌خورند، اما نمی‌بازند! ادبیات! نقطه‌ی اتصال روح‌های عاشق. روح‌هایی که کلماتشان را گم کرده‌اند و تنها به واسطه‌ی عشق زنده‌اند. ادبیات! علاقه‌ی جنون آمیز من. عشقی در ناخودآگاه روح کوچک و بی‌پروایم. امیدی برای نفس کشیدن. ادبیات! چیزی که هر کسی را قرار نیست متاثر کند. چیزی که تنها برگزیده‌ها را انتخاب می‌کند؛ برای فهمیدن و فهمیده شدن! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مقابلش زانو زدم تا هم قد او بشوم. در چشمان عسلی رنگش خیره شدم و پرسیدم: «بزرگترین آرزویت چیست؟» با لبخندی به پهنای صورت گفت: «اینکه زودتر بزرگ بشوم!» لبخندم برای لحظه‌ای محو شد، اما به سرعت آن را بازگرداندم. چرا کودکان همیشه می‌خواهند زودتر بزرگ شوند، درحالی که زندگی کوچکشان بی‌ عیب و نقص است؟ رو به او گفتم: «چرا می‌خواهی زودتر بزرگ بشوی؟» با جدیت گفت: «که مانند تو به کسی نیاز نداشته باشم. تازه می‌خواهم پولدار هم بشوم! دنیا را هم بگردم! راستی! اجازه داشته باشم به اجاق گاز نزدیک بشوم.» دستان کوچکش را گرفتم و گفتم: «عزیزکم... همه به کسی در زندگیشان نیاز دارند. همه! پول همه چیز نیست و حتی اگر زود بزرگ نشوی هم می‌توانی دنیا را بگردی و آشپزی کنی. از کودکیت لذت ببر، فرشته‌ی کوچک! از زندگی درخشان و فوق العاده‌ای که داری لذت ببر.» از خواب بیدار شدم. به سمت آینه رفتم. چشمان عسلی رنگم هنوز خواب بودند. آیا واقعاً به کسی نیاز نداشتم؟ هیچ وقت جوابش را نیافتم. شاید چون هیچ وقت، دنیا را نگشتم! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/silent_words_13/684 مشتی خیلی قشنگ بود خیلی گایا _ مشتییییی😭😭😭شاید چون واقعا برای فردی نوشته شده... نسبتی دور اما خاطراتی نزدیک...یه همچین چیزی
https://eitaa.com/silent_words_13/690 من میرفتم اینه دستشویی‌ نگاه میکردم(یادش بخیر یه موقع اصلا قدم به اونجا نمیرسید)و میگفتم یه پلک بزنم بزرگ میشم و بله از دستم در رفت و کلی پاک زدم و حالا خیای بزرگ شدم خیلی گایا _ =))) منم همینطور گایا منم دقیقا همینطور
https://eitaa.com/silent_words_13/694 اگه برای یه فرده بگم تسلیت، اوه منم وقتی می‌خوندم یکی رو تصور می‌کردم و خب اره _ ممنون🎀فکر کنم ۸ یا ۹سالم بود که از دنیا رفت...اوه، مرگ...خیلی بده
https://eitaa.com/silent_words_13/695 وای خدا منو برگردون، اون اهنگ هست خدای‌ بینهایت بود اگه اشتباه نکنم اون دقیقا منم _ کودوم اهنگگ منم میخومایتیمیت @silent_sher واسم بفرست🗣🗣🗣