eitaa logo
صبح حسینی
441 دنبال‌کننده
37 عکس
21 ویدیو
1 فایل
صبحتان را با #اشک_بر_اباعبدالله علیه السلام آغاز کنید نذر فرج امام زمان ارتباط با مدیر کانال 👇 @Alamdar1404
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا می خواست تا تقدیر عالم اینچنین باشد کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد خدا در ساق عرش خویش جایی را برایشش ساخت که حتی ماورای دیده ی روح الامین باشد خدا می خواست از رخساره ی خود پرده بردارد خدا می خواست تا دست خودش در آستین باشد علیٌّ حُبّهُ جُنّه ، قسیمُ النّار والجَنّه خدا می خواست آن باشد، خدا می خواست این باشد علی را قبل از آدم آفرید و در شب معراج به پیغمبر نشانش داد تا حقّ الیقین باشد به جز نام علی در پهنه ی تاریخ نامی نیست که بر انگشتر پیغمبران نقش نگین باشد به جز او نیست دستاویز محکم در دل طوفان به جز او نیست وقتی صحبت از حبل المتین باشد مرا تا خطبه های بی الف راهی کن و بگذار که بعد از خطبه ی بی نقطه ی تو نقطه چین باشد مرا در بیت بیت شعرهایم دستگیری کن غزل های تو بی اندازه باید دلنشین باشد غزل لطف خداوند است، شاعرها خبر دارند غزل خوب است در وصف امیرالمومنین باشد احمد حسین پورعلوی علی علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد 🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) https://eitaa.com/sobhehoseini
همه جا غم نصیب زینب شد درد و ماتم نصیب زینب شد تا رود پرچم حسین به عرش قامتی خم نصیب زینب شد گویی از جنگ تن به تن برگشت با همان پاره پیرهن برگشت شیرزن بود رفت کرب و بلا ولی انگار پیرزن برگشت ماه از اوج آسمان افتاد وسط راه نیمه جان افتاد سایه اش را کسی ندید ولی بر سرش سایه سنان افتاد برده انگار نی , نوایش را غصه خم کرده شانه هایش را آن که در کوچه ها ابلفضلش پاک میکرد رد پایش را حال با زجر هم قدم شده است سهم زینب دوباره غم شده است وسط راه یک نفر انگار از اسیران دوباره کم شده است گریه میکرد و بی صدا میرفت هی به گودال و خیمه ها میرفت وسط ازدحام یک لشکر چادرش زیر دست و پا میرفت دل خود را برید از تن شاه چقَدَر خون چکید از تن شاه با همان دستهای غرق به خون نیزه بیرون کشید از تن شاه دشمن اورا چه بی هوا میزد به تنِ خاک خورده پا میزد خواهرش دید آبروی فلک ته گودال دست و پا میزد امیرفرخنده سلام الله علیها عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد 🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) https://eitaa.com/sobhehoseini
به نام حضرت پروردگار یا زینب فقط دوای دل بیقرار یا زینب و ذکر مردم شب زنده دار یا زینب براین کویر دو چشمم ببار یا زینب دل ترک ترکم از تو عشق میخواهد هوای تازه کمی از دمشق میخواهد تو معنی همه ی عاشقانه ها هستی پیمبر سفر شام و کربلا هستی به خیل اهل جنون هم تو مقتدا هستی اجازه هست بگویم شما خدا هستی پس از حسین علمدار این قبیله تویی بزرگی و جبل الصبری و عقیله تویی علی و فاطمه یا که پیمبری بانو عزیز فاطمه را هم تو دلبری بانو به بانوان زمانت تو سروری بانو مرا کنار حریمت نمیبری بانو نخی ز معجرتان کم شود زبانم لال ستون ارض و سما خم شود زبانم لال تو یک تنه اسدالله کوفه و شامی تو آفتابی و تو ماه کوفه و شامی تو با رقیه حریف سپاه کوفه و شامی هزار مرتبه آه از نگاه کوفه و شامی به گوش خلق رساندی صدای عاشورا چقدر ناله زدی پا به پای عاشورا شبیه بارش ابر بهار میباری بدون وقفه و بی اختیار میباری به یاد خنده ی آن نیزه دار میباری به یاد روضه ی آن ده سوار میباری دوباره در نظرت رد پای شمر آمد و پیش چشم ترت چکمه های شمر آمد دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشد نه معجری ز سر کودکی کشیده نشد قد عقیله ی این کاروان خمیده نشد و خونی از نوک سر نیزه ای چکیده نشد قلم میان دو دستم فسرده شد خشکید عقیله گریه کند حرمله به آن خندید تلظی و عطش و شیرخواره یادش هست و غارت حرم و گوشواره یادش هست کنار علقمه ماه و ستاره یادش هست هنوز گریه ی آن مشک پاره یادش هست کنار ام بنین گفت پرپرش کردند کنارعلقمه چندین برابرش کردند هنوز صحنه ی گودال و شمر یادش هست هنوز پیکر پامال و شمر یادش هست هنوز غارت خلخال و شمر یادش هست هنوز گریه ی اطفال و شمر یادش هست چقدر او عطش دیدن اجل دارد هنوز پیروهن پاره را بغل دارد میان بستر و پر التهاب میسوزد به یاد مجلس و شام و شراب میسوزد و پای روضه ی او آفتاب میسوزد رباب گفته و او با رباب میسوزد عروس خانه مان بود و آب آبش کرد زبان درازی بزم شراب آبش کرد امیر  علوی سلام الله علیها عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد 🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) https://eitaa.com/sobhehoseini
از هرم آتش عطشت آفتاب سوخت از خشکی لبت جگر نهر آب سوخت از بس برای ماتم تو نوحه خوانده ام از سوز ناله ام دل زار رباب سوخت با شرح روضه های تو بین مقاتلت هر حرف و سطر و صفحه میان کتاب سوخت مهلت نداد داغ تو آهم به لب رسد قلبم کنار مقتل تو بی حساب سوخت پرسیدم از تو ای تن زخمی سرت کجاست رگ های گردن تو به وقت جواب سوخت لب های خشک چوب, به حال لبت حسین هنگام خواندن تو به بزم شراب سوخت مردم پس از غم تو ولی بیشتر دلم وقتی که شد محاسنت از خون خضاب سوخت آتش گرفت جان و تنم بعد رفتنت حتی وجود خواهر تو بین خواب سوخت  امیرحسین حیدری سلام الله علیها عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد 🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) https://eitaa.com/sobhehoseini
صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد عبور تو لب «شیراز» را غزل خوان کرد «کرم نما و فرود آ که خانه خانهٔ توست» بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد چو خواهرت که ز «دریاچهٔ نمک» دل برد هوای زلف تو دریاچه را «پریشان» کرد نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید و برق عشق تو ما را گرفت و انسان کرد ولی چه حیف که آن طرهٔ خیال انگیز چه زود آمد و دل برد و روی پنهان کرد چه اشک ها که ضریحت به گونه ها جاری چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد شرابِ خون تو جوشید و جان «حافظ» را به جرعه ای غزل از جام غیب مهمان کرد و گنبد تو برای دل کبوترها چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد سفر اگرچه چنین ناتمام ماند، ولی صدای پای تو «شیراز» را «خراسان» کرد قاسم صرافان عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini
‌ ای سرا پا حسین، یا عباس! سِیر تو تا حسین، یا عباس! همه جا با حسین، یا عباس! سُخنت یا حسین، یا عباس! هم تو بابُ الحوائجِ همه‌ای هم چراغِ دلِ دو فاطمه‌ای آفتابِ رُخِ تو ماهِ علی است راه تو از نَخُست راه علی است به دو بازویِ تو نگاهِ علی است دست و چشم تو بوسه گاهِ علی است بُرده چشمت دلِ دو فاطمه را دیده در گاهواره علقمه را دستِ خِیلِ مَلَک به دامن تو روح خون خداست در تن تو زخم تن، حلقه‌هایِ جوشنِ تو قتلگاهِ تو طورِ اَیمَنِ تو برتر از دَرک و فهم و احساسی چه بخوانم تو را که عباسی تو مضامینِ شعرِ نابِ منی تو وفا را چو روح در بدنی تو به هر بزم، ماهِ انجمنی تو علی، یا حسین، یا حسنی نامِ بابُ المُراد لایقِ تو است تو که هستی حسین عاشقِ تو است کعبه آرد سلام بر حَرَمَت جانٓ عالم نِثارِ یک قَدَمَت گوهرِ انبیاست اشکِ غمت شهدا زیر سایۀ عَلَمَت تو که هستی، که شخصِ خیرُ الناس گفت جانم فدات یا عباس آب‌ها تشنه و تو دریایی خُسروان بنده و تو مولایی تو علمداری و تو سقایی تو عزیزی، عزیزِ زهرایی روز محشر که روز وانفساست بر دو دست تو دیدۀ زهراست ای ز گهواره بی قرارِ حسین دل و جانت در اختیارِ حسین حاضری هر کجا کنارِ حسین دست و چشم و سرت نثارِ حسین حَرَمَت از نخست علقمه بود اولین زائر تو فاطمه بود تو علمدارِ لشکری عباس! شیر و شمشیرِ حیدری عباس! حمزه ای یا که جعفری عباس! تو فدایِ برادری عباس! تا کُنی جانِ خود فدایِ حسین زاد مادر تو را برایِ حسین ای خِجِل از رُخِ تو زیبایی ساقی لاله‌هایِ زهرایی با لب خشک و چِشمِ دریایی زهی از این جلال و آقایی نه عجب با چنان تب و تابت خاتم الانبیا دهد آبت نه فقط یاور حسین استی در حقیقت دَرِ حسین استی ادب و عشق خاکِ راه تؤاند جِنّ و اِنس و مَلَک سپاه تؤاند به سِرِشکِ دو دیده‌ات سوگند به مرام و عقیده‌ات سوگند در شرارِ غمت کبابم کن میثمِ خویشتن خطابم کن علی اکبر لطیفیان علیه السلام https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد 🌴🌴🌴 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه‌السلام ) https://eitaa.com/sobhehoseini
سویِ مجنون برسانید که لیلایی هست ما شنیدیم در این شهر که آقائی هست دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست دردمندیم و دلی خوش که مداوائی هست شبِ عید است بیائید حنا بگذاریم سر به خاکِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد پَرِ گَهواره تو روحِ مسیحا دارد وَ حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد نوه حضرت زهراست تماشا دارد جلوه نام علی بر تو مبارکب ادا سومین نام علی بر تو مبارک بادا فطرسی آمده و از تو پَری می خواهد از تو عیسی نفسِ ناب تری می خواهد یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد که غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد یا کریمیم و سرِ جاده تو شیعه شدیم ما کنارِ پرِ سجاده تو شیعه شدیم عشق وقتی به نهایت به نهایت برسد تازه شاید که سَرشَ بر کفِ پایت برسد چشمِ جبریل اگر سویِ عبایت برسد نه محال است مقامش به گِدایَت برسد نه فقط پهنه افلاک نمک گیرِ تو اند تو از این کشور و این خاک نمک گیرِ تو اند مثلِ پیراهنِ یوسف که به کنعان آمد مثلِ اَبری که سرِ خاکِ بیابان آمد صاحبِ خانه خود جانبِ ایران آمد خانه مادریَش شاهِ خراسان آمد خاکِ ما خانه تو سایه مطلق داری حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری عشقِ ایرانیِ ما کارِ بنایت با ماست حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایَت با ماست خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم وَ ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم مصلحت بود اگر شیرِ خدا می گشتی تو علی هستی و شمشیرِ خدا می گشتی مست از جلوه تکبیرِ خدا می گشتی تکسوارِ عرب و تیرِ خدا می گشتی بازوی هاشمیت تیغِ دو دَم گَر می داشت کربلا زیرِ قدم هات تَرَک بَر می داشت رُخصَتَت بود اگر یک تنه لشگر بودی میمنه، میسره بودی و مکرّر بودی ای امام ابنِ امام از همه بهتر بودی رخصتت بود اگر حضرتِ حیدر بودی کربلا دید پدر را نفست یاری کرد وَه که با نامِ تو عباس علمداری کرد واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد خطبه ات شورِ علی در دلِ پیکار آورد چه بلائی به سرِ کاخِ ستمکار آورد شیعه را با شب و شمشیر و دعا بار آورد با تو در شام عجب معرکه بر پا شده است که دعا گوی شما زینبِ کبری شده است حسن لطفی علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف به نیابت از https://eitaa.com/sobhehoseini