eitaa logo
صبح حسینی
442 دنبال‌کننده
37 عکس
21 ویدیو
1 فایل
صبحتان را با #اشک_بر_اباعبدالله علیه السلام آغاز کنید نذر فرج امام زمان ارتباط با مدیر کانال 👇 @Alamdar1404
مشاهده در ایتا
دانلود
دست هایت را که در دستش گرفت آرام شد تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد دست هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت: مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:) خوب می دانید در دستانم اینک دست کیست؟ نام او عشق است، آری می شناسیدش : علی است من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم با مددهای علی ابن ابی طالب شدم در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی هر چه می گویم علی، انگار اللّهی ترم مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او می پرم مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم تا که ساقی اوست سرمستند «اصحابُ الیمین» وجه باقی اوست، «اِنّی لا اُحبُّ الافِلین» دست او در دست من، یا دست من در دست اوست ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست یکصد و بیست و چهار آیینه با هر یک هزار ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار آخرین پیغمبر دلداده ام در کیش او فکر می کردم که من عاشقترینم پیش او دختری دارم دلش دریای آرامش، ولی شد سراپا شور و توفان تا شنید اسم علی کوثری که ناز او را قلب جنت می کشید ناگهان پروانه شد دور سر حیدر پرید روزگارش شد علی، دار و ندارش شد علی از ازل در پرده بود آیینه دارش شد علی رحمتٌ للعالمینم گرد من دیو و پری می پرند و من ندارم چاره جز پیغمبری بعد از این سنگ محک دیگر ترازوی علی است ریسمان رستگاری تارِ گیسوی علی است من نبی اَم در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم» طالبان «اِهدنا» اینهم «صراطَ المستقیم» چهره اش مرآتِ «یاسین»، شانه هایش «مُحکمات» خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعادیات» هر خط قرآنِ من، توصیفی از سیمای اوست هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست قاسم صرافان ۴ روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی… نوشتم شمس… دیدم گنبدش زیباتر از آن است نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است نوشتم عرش…دیدم مرتضی اعلی تر از آن است شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی… گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی…. …به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت نفس ها حبس شد…، در سینه ها خوف و رجا افتاد بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟! نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو! گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟ بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟ نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم! نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم! نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟ طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول)) الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم بداند این علی هارون و من موسای او هستم که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی غدیر خم به جوش آمد…الا یا ایها الساقی! امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر ((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب… یعنی… جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی… …خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟ علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی ست ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته… علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را مجید تال ، ۳روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
قصه را زودتر ای کاش بیان می کردم قصه زیباتر از آن شد که گمان می کردم برکه ای رود شد و موج شد و دریا شد با جهاز شتران کوه اُحُد برپا شد و از آن آینه با آینه بالا می رفت دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت تا که بعثت به تکامل برسد آهسته پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت تا شهادت بدهد عشق ولی الله است پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت پیش چشم همه دست پسر بنت اسد بین دست پسر آمنه بالا می رفت گفت: این بار به پایان سفر می گویم بارها گفته ام و بار دگر می گویم راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست کهکشان ها نخی از وصله‌ی نعلین علی ست گفت ساقیِ من این مرد و سبویم دستش بگذارید که یک شمه بگویم؛ دستش هر چه در عالم بالاست تصرف کرده شب معراج به من سیب تعارف کرده گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما واژه در واژه شنیدند صدا را اما سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد می رود قصه‌ی ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام سید حمیدرضا برقعی ۲روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
هدایت شده از صبح حسینی
چه صدايي ست كه احساس مرا مي خواند مثل آوازحرا سمت خدا مي خواند  چه شگفت است كه باران صدا مي بارد  واژه در واژه غزل هاي رها مي بارد  واژه هاطعم اهورايي كوثردارد  وحي مي بارد وحس خوش باوردارد  باوراين است كه تا قافله ها برگردند  واجب اينجاست همه نافله ها برگردند  شد مقدر كه رسالت به ولايت برسد  دين شكوفا به درختي كه نهايت برسد  دين شكوفا برسد آينه لبريز شود  عشق در ذوق غدير عاطفه انگيزشود  دستي ازسلسله ي  نور به بالا برسد  اوج من كنت به سرشانه ي مولا برسد  هركه مولاي من اويم...و محمد مي گفت  نور از نور هرآيينه مجدد مي گفت  پيش از اين گفت نه يك بار ولي نشنيدند  هر چه با صوت رسا گفت علي، نشنيدند  ولي امروز غدير است و شنيدن جاريست  همه جا زمزمه ي روشن ديدن جاريست  و شنيديم نبي گفت علي تان مولاست  و پس از اين نفس سبز ولي تان مولاست  يازده مرتبه اين نور سفر خواهد كرد  نسل ها را نفسي تازه خبر خواهد كرد  كه غدير آمد تا جاري كوثر باشد  چهارده آينه گسترده ي باور باشد  باور اين است كه هر لحظه ولايت با ماست  از غديري كه نفس هاي هدايت با ماست  باز اي همنفسان حس شكوفا دارم  بويي از پيرهن يوسف زهرا دارم  ناگهان مي رسد آن ماه كه هستي با اوست  خم سربسته ي راز است كه مستي با اوست  مست مهدي شده ام ساز سكوتي بزنيد  در غديري كه شكوفاست قنوتي بزنيد خلیل عمرانی ۱روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
چشمه ‏ها جوشيد و جارى گشت دريا در غدير   باغ عشق و آرزوها شد شكوفا در غدير  فصل باران بود و رويش فصل سبز زيستن  خنده، گل مى‏كرد بر لبهاى صحرا در غدير  بود پيدا در زلال جارى تكبيرها       نقطه پايان عمر تشنگيها، در غدير جبرئيل آمد كه: بلِّغ يا محمّد! همّتى!     حكم يزدان‏ست و بايد كرد اجرا، در غدير  رفت بالا از جهاز اشتران و، خطبه خواند      خطبه‏يى شورْ آفرين و شورْافزا در غدير  تا كه بردارد پيمبر پرده از رازى بزرگ       كرد بيرون ز آستين دست خدا را در غدير  عرشيان، در اشتياق خاكيان مى‏سوختند    تا على با دست احمد رفت بالا در غدير (گفت: هر كس را منم مولا، على مولاى اوست)        كرد گل، گلنغمه احمد چه زيبا در غدير!  نخل سَرسبز نبوّت شد گل آرا، تا كه شد   از فروع دين: تولّا و تبرّا، در غدير  دستِ رد بر سينه اغيار مى‏زد آشكار (عاد من عاداه) او افكند غوغا در غدير گاه بيعت بود و، بدعت پا به پاى فتنه‏ ها   خيمه مى‏زد در كنار آرزوها، در غدير  خشمه اى شعله ‏ور، پژواك كينِ جاهلى      خطِّ سير خود جدا كرد آشكارا در غدير ياد داريد اى زلالىْ فطرتان مى‏پرست!        پير ميخواران صفا مى‏كرد با ما در غدير؟!  ياد داريد اى حماستى طينتان سربِدار        بو الفضولِ فتنه را، رسواىِ رسوا در غدير؟ ياد داريد اى بهشتىْ سيرتان! مولا على       از قيام خود، قيامت كرد برپا در غدير؟! كهكشان در كهكشان، اشراق بود و روشنى    از طلوع آفتابِ عالمْ آرا، در غدير  طور بود و، نور بود و، كشف و اشراق و شهود     شد بهشت آرزوها آشكارا، در غدير لَن تَرانى گو، ترانى گوى شد تا جلوه كرد     با تماشايىْ‏ترين تصوير، مولا در غدير خُم به جوش آمد كه: ساقى، ساقى كوثر شده‏ست          مى ز چشم مست ساقى، بادهْ پيما در غدير   هر چه پيموديد ياران باده، بادا نوشِ‏تان!   با حريفان گفت ساقى: نوش باد! در غدير  گلسرود شوق را، هستى به لب دارد كه: من    آنچه را گم كرده بودم، گشت پيدا در غدير  دست افشانى كند گردون، كه با دست خدا فتنه‏ هاى دير پا، افتاد از پا در غدير محمدعلی مجاهدی (پروانه) ۶روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
وجود محفل عید است و عید عید غدیر مبارک است به خلق و خدای حی قدیر ز سنگ و کوه و در و دشت و باغ و نخل و گیاه رسد به اوج سماوات نغمة تکبیر کسی که بود امیر تمام عالم ها دوباره خوانده امیرش خدای حی قدیر پیمبران همه قرآن گرفته اند به دست کنند آیة اکملت دینکم تفسیر فرشتگان ز پر و بال و حوریان از زلف پراکنند به خاک غدیر مشک و عبیر نموده دست علی را بلند ختم رسل که ای مهاجر و انصار از صغیر و کبیر رسیده حکم به من از خدای عزوجل که قادر است و حکیم است و ناظر است و بصیر سه بار حکم خداوند شد به من نازل من آن نیم که به ابلاغ آن کنم تقصیر هر آنکه را که منم رهبر و منم مولا علی بر اوست امام و علی بر اوست امیر کسی که پشت کند بر علی ز بخل و حسد در افکنند به رویش به قعر نار سعیر علی به عمر زمان و علی به کل مکان خدای راست سفیر و رسول راست وزیر علی است رهبر آزاد مرد کل جهان که دیو نفس ورا لحظه ای نکرده اسیر علی است عالم رحمت، علی است عالم دهر علی است فیض مدام و علی است خیر کثیر علی امام امامان و انبیای سلف علی است نور و علی کوثر و علی تطهیر علی معلم آیات وحی در تأویل علی مکمل دین خداست در تعبیر علی است تیغ خداوند در نیام قضا علی است تیرالهی به چلة تقدیر علی است رهبر و مولا و مقتدای شما که علم دارد و اخلاص دارد و شمشیر علی کسی است که مؤمن از او جدا نشود اگر کشند به تیغش وگر زنند به تیر الا الا بشتابید بهر بیعت او تمام از زن و مرد و جوان و کودک و پیر علی است سلسله دار شما مسلمانان که نفس را ز ازل بسته در غل و زنجیر علی امین و علی مؤمن و علی ایمان علی نجات و علی منجی و علی است مجیر علی کسی است که در سایة عبادت حق به یک اشاره کند آفتاب را تسخیر بدون نور علی خلق ظلمت محض اند الا که نور بگیرید از این سراج منیر الا وصی و دم و لحم و نفس پیغمبر الا تمام رسل از سوی خدات بشیر تو دست و صورت و چشم و زبان حق باشی چگونه وصف تو را با قلم کنم تقریر اگر اراده کنی فرش را برند به عرش وگر اشاره کنی عرش را کشند به زیر همه ولایت تکوینی ات به اذن خداست جز این عقیده گرم هست بایدم تکفیر مگر نه ختم رسل ماه را نمود دو نیم مگر نه مهر به دست تو باز شد ز مسیر لباس فقر و سریر خلافت این عجب است تفاوتی نکند نزد تو امیر و فقیر نکرده عقد، تو دادی طلاق دنیا را که تو بلند مقامی و اوست پست و حقیر هزار دام به راهت نهاد و بگسستی چنان که پاره شود ریسمان به پنجة شیر به جز تو کس نفرستاده، ای خدا خصلت برای قاتل خونخوار خویش کاسة شیر عدو ز دشمنی و دوستان تو از ترس فضائل تو نگفتند و گشت عالم گیر خدا کند برسد دانش بشر آنجا که خطبه های بلند تو را کند تکثیر کجا امام توان یافت چون تو یا مولا که بهر پیرزنی طبخ نان کند ز خمیر پس از تو، پیشتر از تو، ندیده چشم جهان زعیم خاک نشین و امام عرش سریر اگر تمامی عالم دهند پشت به هم به جنگ تو، نکند در شجاعتت تأثیر امام بعد پیمبر علی بود "میثم" بگو به خصم برو از حسد بسوز و بمیر غلامرضا سازگار ۱روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
امیـر صف شکـن کار زار کیست؟ علــی    کسی که داشت به کف ذوالفقار کیست؟علی نــه مــرد بــدر فقط، مــرد خیبر و احزاب   نه یــار غــار، بگــو یـار یـار کیست؟ علی امــام فاطمــه، جــان نبی، ابوالحسنین   ولــی حضــرت پــروردگار کیست؟ علـی به آن خدا که خدای علی است می‌پرسم:   کــه در کنـار خـدا شهریار کیست؟ علی کسی که جای نبی خفت وجان گرفت به کف   خـدا نمـود بــه او افتخــار، کیست؟ علی فراریــان احــد! آن کســی کـه روز احــد   نمــود خصم ز تیغش فرار، کیست؟ علی کسـی کـه روز بزرگ غدیــر از او اسلام    گــرفت تـا بــه ابــد اقتــدار کیست علی  علــی مقـام ولایت ز ذوالجلال گرفت  به روی دست نبی از خدا مدال گرفت غلامرضا سازگار https://eitaa.com/sobhehoseini
🌺🌺🌺الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی علیه السلام🌺🌺🌺 دست هایت را که در دستش گرفت آرام شد تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد دست هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت: مومنین! یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت: خوب می دانید در دستانم اینک دست کیست؟ نام او عشق است، آری می شناسیدش : علی است من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم با مددهای علی ابن ابی طالب شدم در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی هر چه می گویم علی، انگار اللّهی ترم مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او می پرم مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم تا که ساقی اوست سرمستند «اصحابُ الیمین» وجه باقی اوست، «اِنّی لا اُحبُّ الافِلین» دست او در دست من، یا دست من در دست اوست ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست یکصد و بیست و چهار آیینه با هر یک هزار ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار آخرین پیغمبر دلداده ام در کیش او فکر می کردم که من عاشقترینم پیش او دختری دارم دلش دریای آرامش، ولی شد سراپا شور و توفان تا شنید اسم علی کوثری که ناز او را قلب جنت می کشید ناگهان پروانه شد دور سر حیدر پرید روزگارش شد علی، دار و ندارش شد علی از ازل در پرده بود آیینه دارش شد علی رحمتٌ للعالمینم گرد من دیو و پری می پرند و من ندارم چاره جز پیغمبری بعد از این سنگ محک دیگر ترازوی علی است ریسمان رستگاری تارِ گیسوی علی است من نبی اَم در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم» طالبان «اِهدنا» اینهم «صراطَ المستقیم» چهره اش مرآتِ «یاسین»، شانه هایش «مُحکمات» خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعادیات» هر خط قرآنِ من، توصیفی از سیمای اوست هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست قاسم صرافان علیه السلام : ۷روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی… نوشتم شمس… دیدم گنبدش زیباتر از آن است نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است نوشتم عرش…دیدم مرتضی اعلی تر از آن است شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی… گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی…. …به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت نفس ها حبس شد…، در سینه ها خوف و رجا افتاد بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟! نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو! گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟ بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟ نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم! نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم! نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟ طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول)) الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم بداند این علی هارون و من موسای او هستم که عقبی بی علی فانی و دنیا باعلی باقی غدیر خم به جوش آمد…الا یا ایها الساقی! امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر ((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب… یعنی… جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی… …خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد پناه آهِ مظلومان کجا فکر خلافت داشت؟ علی بی تاج و مسند نیز بر دلها حکومت داشت برایش فتح خیبر مثل تفریحی در اوقات است دلِ مسکین به دست آوردنش فتح الفتوحات است میان جنگ هم شمشیر او چون تیغ جراحی ست اگر خون ریخت،درمان کرد،اعجازش یداللهی ست ریاضت دیده هم از خاک با جادوگری، زر ساخت هنر او داشت که از خاک پای خود ابوذر ساخت عوالم را ببین،آتش علی دریا علی گفته که حتی دشمنش در وصف او ((لولا علی)) گفته… علی هرگز نمی بندد به روی هیچ کس در را کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را مجید تال # علیه السلام : ۶,روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ» تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه» قافله قافله راند اين همه كوشيدن را پروانه نجاتی # علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف ۵روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
صدای کیست چنین دلپذیر می آید؟ کدام چشمه به این گرمسیر می آید؟ صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟ که بود و کیست که از این مسیر می آید؟ چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟ صدای کاتب و کلک دبیر می آید خبر به روشنی روز در فضا پیچید خبر دهید: کسی دستگیر می آید کسی بزرگ تر از آسمان و هر چه در اوست به دست گیری طفل صغیر می آید علی به جای محمد به انتخاب خدا خبر دهید: بشیری به نذیر می آید کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره کسی که به نرمی موج حریر می آید کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست کسی شبیه خودش، بی نظیر می آید خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت خر دهید به یاران: غدیر می آید به سالکان طریق شرافت و شمشیر خبر دهید که از راه، پیر می آید خبر دهید به یاران: دوباره از بیشه صدای زنده یک شرزه شیر می آید خم غدیر به دوش از کرانه ها، مردی به آبیاری خاک کویر می آید کسی دوباره به پای یتیم می سوزد کسی دوباره سراغ فقیر می اید کسی حماسه تر از این حماسه های سبک کسی که مرگ به چشمش حقیر می آید غدیر آمد و من خواب دیده ام دیشب کسی سراغ من گوشه گیر می آید کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش به دیده بوسی عید غدیر می آید شبیه چشمه کسی جاری و تبپنده، کسی شبیه آینه روشن ضمیر می آید علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول امیر عشق همیشه امیر می آید به سربلندی او هر که معترف نشود به هر کجا که رود سر به زیر می آید شبیه آیه قرآن نمی توان آورد کجا شبیه به این مرد، گیر می آید؟ مگر ندیده ای آن اتفاق روشن را؟ به این محله خبرها چه دیر می آید!  بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است به عرصه گاه قیامت اسیر می آید بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی هنوز از دهنش بوی شیر می آید علی همیشه بزرگ است در تمام فصول امیر عشق همیشه امیر می‌آید مرتضی امیری اسفندقه # علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف ۳روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini
نبین از خاک بالشتی، به شب ها زیر سر دارد و یا در پاش نعلینی پر از وصله، اگر دارد نبین با چاه خلوت کرده و مأنوس او گشته و همچون وسعت دریاش، خونی در جگر دارد اراده، چون کند مولا، قضا تغییر خواهد کرد علی در سرنوشت عالم امکان اثر دارد نبین باشد حصیر کهنه، دارایی این حاکم ببین ثروت به صید او تلاشی بی ثمر دارد به نخلستان چه با زحمت به جانِ چاه افتاده کسی که تر کند لب را، دو عالم کارگر دارد به دنیای پر از کج راهه، راهِ اوست راه حق که اسلام بدون مرتضی، حتما خطر دارد اگر گفته بپرسید از علی، من مطمئن هستم اگر برگی زمین افتاده باشد او خبر دارد به آنکه شامل لطف خدا گشته، بگو اصلا علی بر تو نظر کرده، که حق بر تو نظر دارد نفس دارد، نفس ها را برای یاعلی گفتن وگرنه عمرِ بی معشوق، لَفظش هم ضرر دارد حامد آقایی علیه السلام عجل الله تعالی فرجه الشریف ۲روز مانده https://eitaa.com/sobhehoseini