هدایت شده از -آیــ𓂆ـه-
ایندفعه ؟
یه تقدیمیِ متفاوت ، از جنس جِداریات و دیوارنوشتهها :)
جریان از این قراره که شما این پیام رو فور میکنید ؛
آرمان یه بیت شعر و من هم یه عکس از دیوار نوشتههایِ قشنگ و گوگولی ، تقدیمتون میکنم .
به نظرم این از اون تقدیمیهاست که اگر بهت نرسه ، واقعاً غصه میخوری :)))) .
ظرفیت هم محدوده و لطفاً قبل از فور کردن ، یه نگاهی به چنل بندازید که ظرفیت تموم نشده باشه .✨
راستی ، تو دوتا چنل هم عضو باشید حتماً 💗✨.
برای تگهاتون .
من در واقع
چیز زیادی ندارم به تو بدهم
اگر میآیی اتاقی با خیالت ساخته ام ،
قهوه ای از تلخیِ نگاهت حاضر است و اگر عشق میخواهی سال ها دلتنگی پشت پنجره است ؛
اما اگر می روی...خیالت، نگاهت و دلتنگی ات را با خود ببر
در خانهی غریبه ها بی طاقتی میکنند!
هیامـ🇵🇸ــ
امروزم تموم شد!
خوب یا بد ، دفترِ امروزِ خود را بستهای ؛
فکر فردایِ قشنگت باش جانم ، شب بخیر ..
هیامـ🇵🇸ــ
پیامی از جانب خدا. داشت با من حرف می زد.« مگر انسان نمی بیند که ما او را از ذره ای ناچیز آفریده ایم
+چجوری؟
_صبح پیش از این که بیرون بروی نمی توانی بدانی آن روز چه می بینی با چه تجربه میکنی ولی میتوانی بدانی که آنچه میبینی و آنچه تجربه میکنی رویدادی در زمان و مکان و در ادراک حسی تو خواهد بود. همچنین میتوانی مطمئن باشی که قانون علت و معلول در کار خواهد بود چون این قانون بخشی از ضمیر و آگاهی ماست.
+یعنی میشد که غیر از این هم باشیم؟
_بله میشد که دستگاه حتی ما غیر از این .باشد و میشد که احساس دیگری از زمان و احساس دیگری از مکان داشته باشیم. حتی میشد جوری به وجود می آمدیم که مرتب دنبال علت هر رویداد نمیگشتیم
+منظورتان چیست؟
_فرض کن گربه ای در اتاق نشیمن روی زمین دراز کشیده باشد. و توپی قل
بخورد و داخل اتاق بیاید گربه چه میکند؟
+من این کار را خودم بارها کرده ام گربه می دود دنبال توپ
_بسیار خوب حال تصور کن تو در آن اتاق نشسته ای و ناگهان توپی به داخل
قل میخورد آیا تو نیز دنبال توپ خواهی دوید؟
+اول بر میگردم ببینم توپ از کجا آمده.
«بله، چون که تو آدمی و آدمیزاد ناگزیر پی علت هر رویداد میگردد، قانون
عليت جزء وجود اوست.
-دنیای سوفی|یوستین گردر|