eitaa logo
"هر آنکه جز خود"
49 دنبال‌کننده
213 عکس
42 ویدیو
0 فایل
- تنها بُعدِ نامیرای من / ک‌ح •| اوجِ پیچیدگی در نهایتِ سادگی |•
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر عشق بزرگ است و من چقدر کوچکم.
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏از مظلومیت همین بس که وقتی در مِحراب شهید شد، عده‌ای گفتند مگر علی نماز می‌خواند؟!
با صد چراغ می‌طلبم عیب خویش را کو فرصتی که فرق کنم خوب و زشت خلق؟ - صائب تبریزی
«شأن هنرمند آیینه‌گی است. شأن هنرمند با هر زاویه‌ای که دارد این است که صیقلی باشد،که بتواند در برابر وقایع آیینه‌گی کند؛ این آیینه‌گی همان هنر اوست.» این را "سید شهیدان اهل قلم" شهید سید مرتضی آوینی می‌گفت؛ چیزی که آوینی از سینما می‌خواست این بود که به مردم فقیر فخر نفروشد،گدای جایزه بی‌هویت نباشد و مماس با نیازهای مردمش باشد.
شما همان مواسات قلبی با مظلومان را هم، یاری بدانید! که هر چه از قلب برآید؛ در عمل خواهد نشست. اگر در قلب‌تان بابت اتفاقات اطراف واکنشی حس نمی‌کنید؛ در تجسم آن اتفاق در واقعیت هم واکنشی در عمل نشان نخواهید داد. در قلب‌تان به ظلم حسی ندارید؟ زیر بار ظلم خواهید رفت.
"هر آنکه جز خود"
«شأن هنرمند آیینه‌گی است. شأن هنرمند با هر زاویه‌ای که دارد این است که صیقلی باشد،که بتواند در برابر
بخشی از وصیت‌نامه سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: زندگی زیباست،اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامتِ تن زیباست،اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند. و مگر نه آن‌که گردن‌ها را باریک آفریده‌اند،تا در مقتلِ کربلای عشق،آسان‌تر بریده شوند! و مگر نه آن‌که از پسرِ آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سرِ خویش،بیشتر دوست داشته باشد! و مگر نه آن‌که خانه‌ی تن،راهِ فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ی روح، آباد شود! و مگر این عاشقِ بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردانِ آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبلِ خواب و خور آفریده‌اند! و مگر از درونِ این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید! ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدیِ وجود بر نشسته‌ای؛ دستی برار و ما قبرستان نشینانِ عاداتِ سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کِش. - شهید سید مرتضی آوینی
تا کدامین دلِ بیدار مرا دریابد چون شب قدر نهان در رمضانم کردند - صائب تبریزی
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛰 تحلیل جالب غربی ها درباره حمله موشکی ایران به اسرائیل
آقا (علیه‌السلام): با ذلیل‌نمایی نمی‌شود، مانعِ ظلمِ ظالم در حقِ خود شد! حق را نمی‌توان بدست آورد؛ مگر با جدیت.. - نهج‌البلاغه،خطبه۲۹
باران گلبرگ است و من آرام پارو می‌زنم فانوس تو در چشم من،سوی تو سوسو می‌زنم فردا ولی در ساحلت آرام پهلو می‌زنم دروازه‌های نور تو راهی است تا فردا که من در ساحل آرامشت آرام زانو می‌زنم - عباس موزون
زان به تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را
امید ساختنی‌ست و نه یافتنی! امید معطوف به عمل و تعهد و کنش است، و هرکس به میزان عملی که انجام می‌دهد دارای امید است. امید هم مثل ترس از نوعی عجز جوانه می‌زند، در حالی که محصول آنها کاملا متفاوت است! امید یعنی من چیزی را می‌خواهم و در دسترس‌ نیست و معلوم هم نیست اگر دست به کنش بزنم بتوانم آن را به دست بیاورم..، اما به‌عنوان تنها راه، دست به اقدام می‌زنم. هم در ترس و هم در امید ما با حجم زیادی از عدم قطعیت و کنترل ناپذیری مواجه‌ایم؛ در ترس ما فلج می‌شویم و منتظر می‌مانیم تا رخداد‌های مصیبت‌بار آوار بشوند رو سرمان، در صورتی که در امید ما دست به اقدام می‌زنیم؛ به هر اندازه که می‌توانیم و برای‌مان میّسر است که عمل کنیم. در "امید" ما عمل می‌کنیم، اما در "ترس" یخ‌زده و راکد، فقط منتظرِ فاجعه باقی‌ می‌مانیم!