﮼سـرمـه ﮼
سرگذشت تن مپرس از ما که در طوفان اشک؛ غرقه شد هر پاره زآن کشتی به دریایی دگر...
بیکَسانیم، گذاری به سرِ ما که کند؟
مگر از گریه، گهی بگذرد آب از سرِ ما...
در این دنیا که هر کس در پیِ سودِ خویش است
تو ای جان، در پیِ آن باش که دل، آزاد باشد...
یک دَم آرام ندیدم دل خود را
همه عمر
بس که هر لحظه به صد حادثه
آبستن بود...
- قیصر امینپور
•@sormeh_110•
ای بانی روضههای «هل من ناصر...»
گریان اسیران پریشانخاطر
آب و گل ما سرشته از طینت توست
ما زندهترینیم به «قال الباقر»
در آفرینش آسمانها و زمین،
و در آمد و شد شب و روز،
و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن زمین را پس از مرگ؛
زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و همچنین در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که در میان زمین و آسمان معلقند،
نشانه هایی است از ذات پاک خدا و یگانگی او برای مردمی که عقل دارند و میاندیشند...
ـ سـورهٔ بـقـره, آیـه ۱۶۴ ـ
•@sormeh_110•