eitaa logo
ذاکرین الحسین (نوحه.روضه.مولودی/متن)
5.6هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
2.1هزار ویدیو
27 فایل
هیات و مجموعه آموزشی (جهادتبین) ارتباط با ما🔄 @Adminsafiranzynab اینستاگرام🛜🎦 https://instagram.com/safiranzynab313?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ==
مشاهده در ایتا
دانلود
در سوگ نبی جهان سیه میپوشد در سینه، دل از داغ حسن می‌جوشد از ماتم هشتمین امام معصوم هر شیعه ز درد، جام غم می‌نوشد (ص)🥀 (ع)🥀 (ع)🥀 🥀 📲 @southosein
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟ حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو   📲 @southosein
جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم چشم من مانده به در تا تو بیایی پسرم از عبایی که کشیدم به سرم معلوم است کار ما و تو کشیده به جدایی پسرم حسرت بوسه بابا به دلت می ماند تو به بالینم اگر دیر بیایی پسرم مثل یک مار گزیده به خودم می پیچم جگر سوخته را نیست دوایی پسرم بسکه در کوچه زمین خوردم و برخاسته ام نه توانی به تنم مانده نه نایی پسرم هی زمین خوردم و هی ناله زدم وااماه دارم از کوچه عجب خاطره هایی پسرم مثل آن چادر خاکی شد عبایم خاکی مثل زهرا سرم آمد چه بلایی پسرم مادرم را پسرش برد سوی خانه ولی من سوی خانه روم با چه عصایی پسرم سر نهادم به روی خاک که از جدم حسین برده ام ارث غریب الغربایی پسرم آب هم گر بدهی باز دلم میسوزد شده این حجره عجب کرببلایی پسرم جگرم پاره شد اما بدنم پاره نشد کس نزد بر سر من سنگ جفایی پسرم دست و پا میزنم و سینه من نیست دگر زیر پا و لگد بی سر و پایی پسرم گریه بر بی کفن کرببلا کن در قبر چونکه بند کفنم را بگشایی پسرم 📲 @southosein
هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت ای هشتمین عزیز ،عزیز خدا نیفت  میترسم آنکه در بریزد به پهلویت باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت  کوچه به آل فاطمه خیری نداشته دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت  مردم میان شهر تماشات میکنند این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت  دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند حالا که نیست خواهر تو پس زپا نیفت  تکه حصیر خویش از این حجره جمع کن اما به یاد نیمه شب بوریا نیفت  ای وای اگر به کرببلا بوریا نبود راهی برای دفن شه کربلا نبود   📲 @southosein
انگور می دهند که قربانی ات کنند لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند صدها رواق در جگرت زهر باز کرد می خواستند آینه بندانی ات کنند هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی مردم اگر چه سجده ی سلطانی ات کنند تو نو به نو برای خودت گریه می کنی در صحن کهنه گر چه چراغانی ات کنند وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد فرمود تا حسین خراسانی ات کنند زن های طوس مثل زنان بنی اسد جمعند تا عزای پریشانی ات کنند معصومه را به همرهی خود کشانده ای تا قبله گاه زینب ایرانی ات کنند 📲 @southosein
مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم کرامت تو به بالای دست می بردم اگر جدا کنی از خود مرا کم از صفرم و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم گدایی درت از خلق بی نیازم کرد که در سوال کسی جز تو را صدا نزنم هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز فزونی کرمت سوی این حرم کشدم ز کثرت کرمت ای کریم اهل البیت خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم مرا میان سگان درت پناه بده  و گرنه گرگ گنه حمله کرده می دردم بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک به لطف خویش امام رئوف می خردم مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم نهاده ام به روی خویش نام (میثم) را بهانه ایست قبولم کند، اگر چه بدم 📲 @southosein
مانند مادرت شده ای قد خمیده ای آقا چرا عبا به سر خود کشیده ای   با درد کهنه ای به نظر راه می روی  مانند مادرت چقدر راه می روی  خونِ جگر به سینه به اجبار می دهی  راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی  داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند  خواهر نداشتی که برایت به سر زند   این جا مدینه نیست، چرا دل خوری شما  در کوچه های طوس زمین می خوری چرا  با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده  خاک لباس های خودت را تکان بده  مقداری از عبای شما پاره شد، ولی...  نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی   این جا کسی به پیرهن تو نظر نداشت  فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت   📲 @southosein